خانه خردمندان  >  خرد نوشته  >   خرد پول ساز  >  دانلود مقاله

قسمت دوم از اسداللّه عسگراولادی تا رابرت کیوساکی

 
در قسمت اول مطالبی را در مورد این دو تاجر موفق ارائه دادم، وسپس خلاصه کاملی از کتاب پدر پول دار و پدر بی پول نیز در سایت قرار گرفت با مطالعه این بحث ها نکات بسیار جالبی به دست می آید که در مطلب زیر به طور کامل ارائه شده است.
این بررسی، بیشتر جهت اظهار شباهت های یک شخصیت کارآفرین و موفق در سطح دنیا  و ایران عزیز می باشد.
نکته مهم اینکه: تفاوت های بسیاری از لحاظ مذهب وعقاید سیاسی شاید موجود باشد اما هدف من در این مقاله فقط و فقط بررسی باورهای اقتصادی این دو تاجر موفق می باشد.
 
دوران کودکی و نوجوانی :
 
   هر دو نفر کارشان را از کودکی در بازار بوده اند وتوسط اساتید خوب آموزش را شروع کرده اند، یکی توسط فردی که پدر پولدار می نامید آموزش دیده و دیگری شاگردی دایی اش را در بازار کرده است، آنها از کودکی با مفهوم پول وکارکردهای آن آشنا شده اند و چون اساتیدی داشته اند که پولساز بوده اند و از سود سرمایه  شان هزینه هاشان را تامین می کردند، فهمیده بودند که باید بتواند اصول جمع آوری سرمایه واستفاده از سرمایه وسودآور سازی آن را بدانند.
 

 شاگردی کاسب های موفق بازار مخصوصا در کودکی یکی از راه های حضور موفق در دنیای کسب وکار وتجارت است. 

 

دوران جوانی :

 

 هر دو تحصیلات دانشگاهی دارند وکنار تحصیلات دانشگاهی سعی کرده اند از امور حقوقی و حسابداری و تخصصی کارشان اطلاعات دقیق و عالی پیدا کنند، کنار زبان اصلی خودشان اقدام به یادگیری زبان دیگری کرده اند و از اول بزرگ فکر می کردند و دوست داشتند بین المللی کار کنند.

آنها مدتی در شرکت های بزرگ کار کارمندی هم انجام داده اند واصول کارهای کارمندی را نیز درک کرده اند، یکی در شرکت زیراکس توانسته به بهترین فروشنده و بازاریاب تبدیل شود و دیگری در شرکت صادراتی کار کرده و زمانی که در 22 سالگی اقدام به دریافت کارت بازرگانی می کند نایب رئیس اتاق بازرگانی در همان لحظه به معرف وی زنگ می زند و می گوید: « این باید جای من بنشیند»، هر دو به کشور های مختلف سفر کرده اند، هردو قبل از شروع کارشان خرید و فروش های دیگر را انجام داده اند.

آنها در جوانی هم شاگردی افراد بزرگ را کرده اند و از صحبت های افراد موفق تر از خودشان استفاده کرده اند، یکی صحبت ها و نصیحت های پدر پولدار را مو به مو حفظ می کند و عمل می کند و دیگری داستان جملات راکفلر را می گوید که در آن راکفلر می گوید: من جان راکفلر اول که این توفیق ها را پیدا کردم به این دلایل است: « زود تر از دیگران مطلع شدم، زود تر از دیگران تصمیم گرفتم، تصمیم گرفتم هم عمل کردم. »

 

 

هر دو تخصص در سواد مالی و در کارشان را واجب ترین مورد موفقیت خود می دانند و هر دو معتقدند در کسب وکار باید صادقانه رفتار کرد.

 

دوران بزرگ سالی :

 هر دوکارشان را از صفر شروع کرده اند، آهسته و پیوسته و با دید باز و اطلاعات فراوان دست به عمل زده اند، تا حد امکان وام نگرفته اند، چون بانک با گرفتن سود، شریک سرمایه و سودآنها می شد و در ضمن هنوز هم که هنوز است در حیطه فعالیت خود جزء به روز ترین افرادها هستند، دنبال جدید ترین ها و مطمئن ترین اخبار هستند و در بزرگسالی هم از هزینه کردن برای پیشرفت و آموزشان دریغ نمی کنند.

 هر دوی آنها پس از اینکه کسب وکارشان رونق می گیرد کارشان را در جامه یک شرکت ادامه می دهند، یکی شرکت پدر پولدار را تاسیس می کند و دیگری شرکت حساس را، هر دو کارهایشان را کاملا قانونی و با رعایت قوانین جاری آن کشور وبین الملل انجام می دهند، و می دانند که برای توفیق در کسب وکار باید یک سیستم داشت با کار فردی وکنترل شبانه روزی یک فرد پیشرفتی حاصل نخواهد شد.

 هر دو سود درآمدشان یا همان دارایی شان را سرمایه گذاری کرده اند، عمده این را در زمینه ملک سرمایه گذاری کردند، مغازه ها و ساختمان ها و برج های زیادی را خریده اند وتا حد امکان آنها را نفروختند. مگر اینکه منجر به سود و سرمایه سازی بیشتر برای آنها بشود.

هر دو از اینکه بگویند ثروتمندند، ناراحت نمی شوند وثروت را خوب می دانند، در کارشان جدی هستند وبه هیچ عنوان در مقابله با رقبا ساده انگاری و بی دقتی نمی کنند. اصول تجاری خاص خود را دارند که در هر دو نفر مهم ترین اصل مبنی بر حفظ سرمایه و دارایی هاست

 هر دو تمرکزشان بر روی ستون دارایی هایشان و افزایش آنهاست  و طوری برنامه ریزی که کرده اند منجر شده پول برای آنها کار کند ونه آنها برای پول، هر چند اطلاعات مالی فراوانی دارند، اما در یک زمینه کاملا متخصص هستند، یعنی در گوشه ای از تجارت وارد شده اند و در نقطه ای از آن گوشه عمیق ترین اطلاعات را دارند.

هر دوی آنها عاشق کارشان هستند و بزرگترین سرگرمی شان کارشان است. با آن که می توانند هر لحظه که بخواهند دست از کار کردن بردارند، این کار را انجام نمی دهند بلکه در زمینه مورد علاقه شان مشغول به کار هستند و با این کار سرحال تر از سایر افراد هم سن شان در جامعه هستند.

هر دوی انها انسان های بسیار منضبط و با اصولی  در زندگی شخصی هستند ساعات خواب و بیداری و کار مشخصی دارند، اصول تجاری خاصی دارند و این دید را داشته اند که باید در کاری سرمایه گذاری بکنند که مشتری عمومی داشته باشد.

هر دو انسان های با جرات وجسارتی هستند، استقلال مالی را بر امنیت مالی و کار کارمندی ترجیح داده اند، البته بی حساب وکتاب وارد دنیای تجارت نشده اند بلکه، مسیر گذار و دوران گذار کسب وکار خود را به خوبی و با موفقیت عبور کرده اند* و با اعتماد به نفس رفتار کرده اند، و برای برنده شدن بازی می کنند.

 

صداقت و خوش قولی و اعتماد سازی در بازار را  از مهمترین اصل تجاری خود می دانند و معتقد به بخشش از دارایی خود هستند. تا حد امکان پولشان شان را در بانک پس انداز نمی کنند بلکه آن را تبدیل یه دارایی و ملک یا سرمایه ی سود افزا می کنند.

برای خرج کردن پولشان هم برنامه دارند همانند مردم عادی با تکانه های بازار تکان نمی خورند ودرست در زمانی که مردم می فروشند این ها آرام آرام می  خرند و در زمانی که مردم تمایل به خرید دارند اینها می فروشند.


قسمت اول از اسداللّه عسگراولادی تا رابرت کیوساکی از اینجا دانلود کنید

برای اطلاع از این شباهت روش های پولسازی واقتصادی  این دو نفر لطفا مقاله را دانلود نمایید

 

  1234        0        ویژه اعضا         

بازدید : 1589
بازدید : 1116
بازدید : 1103
بازدید : 1070
بازدید : 452