خانه خردمندان  >  خرد نوشته  >   خرد پول ساز  >  دانلود مقاله

همسایه دیوار به دیوار کفر

 

زندگی یک بازی جدی است، بازی که با نحوه عملکردمان در آن سرنوشتمان را می‌سازیم، سرنوشت‌ها از قبل نوشته‌نشده‌اند بلکه مسیرهای آن از قبل وجود دارد و ما با انتخاب آن مسیرها به آن سرنوشت‌ها می‌رسیم. همه ما بازیکنان این بازی هستیم و هرکدام از ما خودمان انتخاب می‌کنیم که چه نقشی در این بازی داشته باشیم. می‌توانیم شادی و سعادت را انتخاب کنیم، می‌توانیم انتخاب کنیم که از زندگی لذت ببریم و کارهایی را انجام دهیم که موردعلاقه ما هستند. یا بالعکس می‌توانیم انتخاب کنیم که افسرده و غمگین باشیم، از زندگی رنج ببریم و کارهایی را انجام دهیم که هیچ علاقه‌ای به آن نداریم. خداوند ما را آزاد و دارای اختیار آفریده است و ما قدرت انتخاب نوع زندگی خود را داریم. این ماهستیم که انتخاب می‌کنیم در فقر زندگی کنیم و یا ثروتمند باشیم. فقر و ثروت دو روی یک سکه‌اند و هر دو نتیجه تفکرات ما و سپس اعمال ما هستند. کسانی که فقر را انتخاب می‌کنند خود را قدرتمند نمی‌دانند و فکر نمی‌کنند که بتوانند شرایط شان را تغییر دهند. غافل از اینکه زندگی در فقر، توان بیشتری لازم دارد.

دست‌وپنجه نرم کردن با فقر به‌مراتب از تلاش برای ثروتمند شدن سخت‌تر است. البته بسیاری از مردم این آگاهی را ندارند که خودشان این زندگی را انتخاب کرده‌اند، به قدرتی که در درون دارند آگاه نیستند و فکر می‌کنند مجبور به پذیرش چنین زندگی‌ای هستند، در فقر ماندن مثل حفظ تناسب اندام است اما تلاش لازم از آن شدیدتر و سخت تر است برای فقر هر لحظه باید ناتوانی، باورهای منفی، ترس، تنبلی، تحقیر و کاستن از ارزش خود را تکرار و تمرین کرد، البته بعد از یک مدت همانطورکه رفتارهای خوب عادت می شوند رفتارهای بد هم عادت می شود و تبدیل به تفکر و باور فرد می شود و چون فرد با تفکر زندگی می کند به مرور خود را توجیه می‌کند، توجیهاتی مثل‌اینکه فقر را نوعی معنویت به شمار می‌آورد و به آن افتخار می‌کند. توجیه می‌کند که افراد فقیر به خدا نزدیک‌تر هستند و این توجیه کردن‌ها آن‌ها را بیشتر و بیشتر در فقر فرومی‌برد.

امام علی(ع) می‌فرمایند: اگر فقر به خانه‌ای وارد شود، ایمان از آن خانه می‌رود. یعنی این برداشت که فقرا به خدا نزدیک‌ترند اصلاً برداشت درستی نیست. از آن گذشته فقر همسایه کفر معرفی‌شده و این نشان می‌دهد که در فقر هیچ افتخاری نیست.

انسان‌های فقیر صبح تا شب در پی روزی خانواده هستند و فرصتی برای عبادت و بندگی خالصانه ندارند و اگر هم داشته باشند دعایشان برطرف شدن مشکلات شان است و نه تشکر و لذت ازبندگی خدا.

بسیاری از فقرا معتقدند که با ثروتمند شدن از خدا دور می‌شوند و انسان بدی خواهند شد درحالی‌که باکمی بررسی متوجه می‌شویم که بسیاری از ثروتمندان سالیانه مقدار زیادی از ثروت خود را می‌بخشند. آن‌ها هستند که مدارس و بیمارستان‌های خیریه می‌سازند، به کودکان نیازمند در سراسر دنیا کمک‌رسانی می‌کنند و هزاران کار خداپسندانه دیگر که فقرا قادر به انجام آن نیستند را انجام می دهند. نزدیکی یا دور بودن از خدا ربطی به ثروتمند بودن ندارد ولی با فقر انسان راحت‌تر به سمت کفر می‌رود.

ثروت یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های خداوند است و خدا این نعمت را به هرکسی که متقاضی آن باشد، ارزانی می‌دارد، به شرطی که واقعاً بخواهد و ایمان داشته باشد که آن را به دست می‌آورد.ولی مردم با دیدگاه‌های محدود خود یا ثروت را از خدا درخواست نمی‌کنند و یا باور دارند که به هزار و یک دلیل منطقی ازنظر خودشان نمی‌توانند ثروتمند باشند، و شروع به گلایه از زندگی خود می‌کنند.

باید از دست چنین دیدگاهی رها شد. اگر خواهان ثروت هستید آن را از خدا بطلبید. بهترین کاری که ما می‌توانیم برای فقرا انجام دهیم این است که در اولین قدم یکی از آن‌ها نباشیم. فقر نتیجه تفکر فقیرانه است، اگر ثروت می‌خواهید باید نوع تفکر خود را عوض کنید. فقر یک بیماری فکری است که مانند سایر بیماری‌های فکری ابتدا بر درون و سپس بر جسم وزندگی فرد اثر می‌گذارد، باور فقر فرکانس‌هایی از جنس خودش اش می‌فرستد، و اتفاقاتی برای اثبات آن فرکانس‌ها را در زندگی به وجود می‌آورد.

بیماری ذهنی فقر با تزریق پول درمان نمی‌شود، فقر فقط برای کسانی که معتقد به درمان‌پذیری آن هستند قابل علاج است، مانند هر بیماری دیگر برای درمان آن نیاز به امید و اعتقاد به درمان‌پذیری در درون فرد و تلاش، ابتکار و شهامت در بیرون دارد. و مثل همه تغییرها زمان می‌خواهد، پس اولین قدم برای رفتن به سمت ثروت تصمیم به‌دور شدن از افکار فقیرانه است. تمام آدم‌های شاد و ثروتمند زمانی در زندگی خود این بیماری را در ذهنشان شکست داده‌اند.

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «مردي از اصحاب پيامبر(ص) حال زندگی‌اش سخت شد،

همسرش گفت: كاش خدمت پيامبر(ص)مي‌رفتي و از او چيزي مي‌خواستي،

مرد خدمت پيامبر(ص)آمد و چون حضرت او را ديد فرمود: هر كه از ما سؤال كند به او عطا كنيم و هر كه بي‌نيازي جويد خدايش بي‌نياز كند.( من سألنا أعطيناهُ و مِنَ اسْتَغني أغناهُ اللهُ)

 مرد با خود گفت: مقصودش جز من نيست. پس به‌سوی همسرش آمد و به او خبر داد.

زن گفت: رسول خدا(ص)هم بشر است (و از حال تو خبر ندارد) او را آگاه ساز، مرد خدمت پیامبر آمد.

و چون حضرت او را ديد فرمود:‌ هر كه از ما سؤال كند به او عطا كنيم و هر كه بي‌نيازي جويد خدايش بي‌نياز كند، و تا سه بار آن مرد چنين كرد.

سپس رفت و كلنگي عاريه كرد و به‌جانب كوهستان روانه شد. بالاي كوه رفت و قدري هيزم کند و آورد و به نيم چارك آرد فروخت و آن را به خانه برد و بخورد، فردا هم رفت و هيزم بيشتري آورد و فروخت و همواره كار مي‌كرد و اندوخته مي‌نمود تا خودش كلنگي خريد، بازهم اندوخته كرد تا دو شتر و غلامي خريد و ثروتمند و بي‌نياز گشت.

آنگاه خدمت پيامبر(ص)آمد و گزارش داد كه چگونه براي سؤال آمد و چه از پيامبر(ص)شنيد.

پيامبر(ص)فرمود: «من كه به تو گفتم هر كه از ما سؤال كند به او عطا كنيم و هر كه بي‌نيازي جويد خدايش بي‌نياز كند.»

در اين روايت این فرد، برای فرار از فقر ابتدا دنبال پولی یا کمکی می‌رود اما پیامبر او را به راهی بهتر رهنمون می‌سازد به راه تغییر عقیده‌اش یعنی ایمان به رزاقیت و غنی بودن خداوند، این ایمان به او انگیزه می‌دهد و فکری که به ذهن اش رسیده را عملی می‌کند تا با گذر زمان به ثروتی که مشکلات اش را رفع کند می‌رسد.

"دوستان عزیز راه رسیدن به ثروت حلال ایمان قلبی و یقین به رزاقیت خداوند و  چشم بستن از دریافت کمک از دیگران است."

 

 نویسنده سپید    

خردمندان لبخند موفقیت

 

این فایل ها را هم تماشا کنید:

1- " ثروت حلال با شکوه است " دومین کلیپ ویدئوی انگیزشی سال 1396

2- باورهای اشتباهی که نمی گذارند ثروتمند شوید

3-  مقاله عجیب : فرکانسی که ما به جهان می‌فرستیم و اثر آن در کسب‌وکار، زندگی ما و این دنیا

  469        1        رایگان       



بازدید : 1589
بازدید : 1117
بازدید : 1103
بازدید : 1071
بازدید : 453