خانه خردمندان  >  خرد نوشته  >   خرد شخصیت ساز  >  دانلود مقاله

"چرا من؟"

 

رئیسم انسان پستی بود نمی‌توانستم با او کنار بیایم، مدت زیادی او را تحمل کردم به این امید که رفتارش را تغییر دهد ولی هرگز چنین اتفاقی نیفتاد، مجبور شدم به دنبال شغل جدیدی بگردم و از آن کار استعفا دادم. پس از مدتی شغل جدیدی به دست آوردم و باوجودی که به شغلم علاقه‌مند هستم، ولی پس از مدت کوتاهی متوجه شدم که مدیر جدیدم بسیار بداخلاق است. تحمل شرایطی که در محیط کار ایجاد می‌شود برایم بسیار مشکل است.

با خودم  فکر می کنم، "چرا من؟"

در خانواده‌ای بزرگ شدم که پدرم وضع مالی خوبی داشت ولی هرگز پول زیادی در اختیار مادرم قرار نمی‌داد. مادرم هیچ‌وقت پول کافی در کیفش نداشت و هرگز مانند خانم‌های شیک لباس نمی‌پوشید. پس‌ازاینکه دانشگاهم را تمام کردم با مردی که ساکن شهری بود که من در آن دانشجو بودم ازدواج کردم و در همان‌جا ساکن شدیم. همسرم بسیار مهربان و خونگرم است. ولی باوجودی که هیچ مشکل مالی نداریم من نمی‌توانم خواسته‌های مالیم را با او مطرح کنم و ....

زندگی همیشه با ما حرف می‌زند ولی اکثر ما گوش به حرف‌هایش نمی‌دهیم. زندگی با یک تلنگر می‌خواهد ما را آموزش دهد، اگر نشد با یک سنگ کوچک، و اگر بازهم مقاومت کنیم و درسمان را نیاموزیم با سنگی بزرگ آن درس را به ما خواهد آموخت.

زمانی که غم و غصه‌ای یا حادثه‌ای رخ می‌دهد زمان تغییر و آموزش است. و مشکل دقیقاً از همان‌جایی شروع می‌شود که باید تغییری صورت گیرد و ما در مقابل تغییرات از خود مقاومت نشان می‌دهیم و علاقه‌ای به تغییر نداریم.

بهتر است زمانی که با مشکل یا حادثه‌ای مواجه می‌شویم به خود بگوییم چه درسی برایم دارد؟ و سعی کنیم درسمان را بیاموزیم و مشکل را برطرف کنیم در این صورت بر زندگی خویش سوار هستیم و در غیر این صورت با امواج زندگی به این‌سو و آن‌سو کشیده می‌شویم و زندگی بر ما غلبه می‌کند و مدام مشکلات حل‌نشده بزرگ‌تر و متفاوت تری را تجربه می کنیم.

مشکلات زندگی و مبارزه با آن‌هاست که افراد را نیرومندتر و آماده‌تر می‌کند و پیشرفت اتفاق می‌افتد. معنای زندگی در همین درس‌ها نهفته است. بهتر است در با برخورد با مشکلات نگویید: "چرا من؟"

 مشکل پیش آمده درسی برای خود خود شما دارد، همان درسی است که شما باید بیاموزید و نه هیچ‌کس دیگر. مشکلات به‌موقع و سر جای خودشان آمده اند. باکمی دقت متوجه می‌شویم، درسی که هر مشکل به فردی می‌دهد، همان درسی است که او برای تکامل نیاز به آموختن آن دارد. دنیا همواره در حال گسترش است و انسان‌ها برای موفقیت و پیشرفت باید پیوسته خود را تقویت کنند و به‌سوی تکامل حرکت کنند. ولی اکثر افراد تغییر را دوست ندارند و تمایل دارند در یک حالت آرام به زندگی یکنواختی ادامه دهند، اما سبک این دنیا یکنواختی و سکون نیست، انسان در مشکلات خلق می شود، برای همین است که دنیا برای اینکه انسان‌ها را به چالش بکشاند و مجبور به تغییرشان کند متوسل به اتفاقات می شود. زندگی هرگز آرام و یکنواخت نیست، انسان همواره یا در حال پیشرفت است و یا در مسیر سقوط قرار می‌گیرد.

در مثال اول تا فرد دیدگاهش را تغییر ندهد و به افراد و رئیسش با دیده مثبت نگاه نکند و سعی نکند که نکات مثبت افراد را ببیند همه‌جا به همین مورد بر می‌خورد.

اگر دیدگاهش را تغییر دهد و به خصوصیات مثبت رئیسش تمرکز کند مشکلش برطرف می‌شود، البته نه به‌گونه‌ای که او تصور می‌کند، شاید با تغییر دیدگاهش روابط او با رئیسش بهتر شود و او را فرد بهتری ببیند، شاید رئیسش به بخش دیگری منتقل شود و شاید شغل دیگری پیدا کند و شاید...، اما در هر صورت حس خوب و توجه به شرایط دلخواه بستر شروع اتفاقات خوب است.

در مثال دوم، شخص باید باورهایش را تغییر دهد و خود را لایق داشتن پول بداند باید خواسته‌هایش را مطرح کند و تا زمانی که دیدگاه و باورش را راجع به لیاقت، شایستگی‌اش و همین‌طور نسبت به پول و به‌عنوان یک زن تغییر ندهد وضع به همین منوال باقی خواهد ماند.

در اکثر این اتفاقات به‌جای شناسایی باور مخرب می‌گوییم: "چرا من؟"

اگر "چرا من؟" را ترک کنیم و به خود بگوییم: "این همان درسی است که من باید بیاموزم به دل مشکلات یورش می‌برم و آن‌ها را پلی برای پیشرفت قرار می‌دهم."

نه‌تنها مشکلات بلکه همه انسان‌هایی که وارد زندگی ما می‌شوند همه معلمان ما هستند. همه آن‌ها آمده‌اند تا نکته‌ای را به ما بیاموزند. مااز سر لطف و مهر خداوند به دنیا آمده ایم، برای تنبیه شدن به دنیا نیامده‌ایم، ما آمده‌ایم تا بیاموزیم و رشد کنیم و این خصلت دنیاست که با افراد و حوادث ما را آموزش می‌دهد و بهترین کار این است که عاشقانه خود را در مسیر رشد قرار دهیم تا از حرکت لذت ببریم و مشکلات را با تلاش از میان برداریم نه اینکه مجبور به حرکت شویم و در برابر مشکلات ناامید شویم تا مجبور باشیم آن درس را بارها و بارها در زندگی تجربه کنیم. با حس خوب و حواس جمع برای پیشرفت خودمان به دل مشکل بزنیم.

 

نویسنده: سپید

لطفا این مقالات راهم مطالعه نمایید:

" تمرکز بر داشته ها"

فرکانسی که ما به جهان می‌فرستیم و اثر آن در کسب‌وکار، زندگی ما و این دنیا

 

 

  452        0        رایگان       



بازدید : 1589
بازدید : 1116
بازدید : 1103
بازدید : 1070
بازدید : 453