خانه خردمندان  >  خرد نوشته  >   خرد پول ساز  >  دانلود مقاله

" در کسب‌وکار، هر جوانی خام و هر پیری کامل نیست"

در شروع این مقاله ارزشمند و متفاوت یک سؤال از شما می‌پرسم:

 با دیدن یک جوان 19 یا 20 ساله ثروتمند، یا یک مدیر فروشگاه 25 یا 30 ساله با 25 نفر نیرو و بیشتر چه احساسی پیدا می‌کنید؟ اگر این فرد ثروتمند و موفق، خانم  باشد چه؟

اگر روراست و صادق باشیم، و خودمان هم سن و سال آن‌ها نباشیم جواب در اکثریت مواقع این است که حس خوبی نسبت به آن‌ها نداریم.

در هر جامعه نسبت به افراد موفق برخی تفکرها اولویت بالاتری دارد، به‌عنوان‌مثال در بعضی از جوامع چنین تفکری رایج است: افراد باید به‌مرور و با گذر سن هم مقامشان و هم حقوقشان بالا برود، هیچ فرد مسنّی نباید زیردست یک فرد جوان باشد و به‌صورت ناخودآگاه بعضی از جوامع معتقدند شایستگی به سن و سال است نه به مهارت و توانایی، در کشور ماهم بسیاری از افراد این تفکرها رادارند.

شاید در صحبت‌های عادی و محاوره‌ای این را قبول نکنید ولی، باید در بعضی از مواقع و از روی رفتارها و نقش‌های حاکم بر کسب‌وکارها این موضوع را سنجید، در بسیاری از شرکت‌ها و گروه‌ها اگر دقیق شوید این تفکر را کامل می‌بینید، مدیران اصلی، فردی که سابقه کار بیشتر و سن و سال بیشتری دارد را مدیر یا مسئول بخشی می‌کنند، چون هم خودشان معتقدند این‌یک کار اصولی است و هم اگر چنین نکنند مورد اعتراض سایر افراد حاضر در گروه و کارکنانشان قرار می‌گیرند، به‌صورت ناخودآگاه در جامعه ما مرسوم شده است که ظاهر، سن و سال و میزان سال‌های کاری یک  فرد برای داشتن لیاقت و توانایی انجام یک کار مورد ارزیابی قرار بگیرد.

 

در جهانی که هر روز تغییر داریم و هرروز پیشرفت و اتفاقات متفاوت، انعطاف‌پذیری ذهنی و آموزش پذیری یکی از عناصر بقای کسب‌وکارهاست، دیگر باید اولویت انتخاب نیرو برای یک پست را دارا بودن شرایط گذاشت نه سن و سال و پذیرش سایر نیروها. با ارگان‌ها و سیستم‌های دولتی که استخدام ثابت دارند و قانون‌های خود رادارند فعلاً کاری ندارم بلکه اولویت صحبت من با سیستم‌ها و شرکت‌هایی است که بقایشان با درآمد، سودآوری و نوآوری به‌صورت مستقیم گره‌خورده است. این شرکت‌ها باید نیروهای قوی‌تر و دارای شرایط را به سیستمشان وارد کنند و نیروهای فاقد شرایط موردنظر را راغب به بهبود و پیشرفت بکنند و در ضمن به آن‌ها هم این موضوع را تفهیم کنند، که در اکثر مواقع شغل و یا پست نشانی از مسئولیت است نه نشانی از قدرت. و فردی که بدون تخصص و مهارت و صرفاً با دارا بودن سابقه و احساس خودش، منتظر پستی مهم‌تر است باید بداند که مشغول هموارسازی راه برای خروج خود از سازمان است.

داستانی از دکتر شهید خواندم که بسیار زیبا بود:

از دکتر چمران پرسیدند در کار تقوا بهتر است یا تخصص ؟ ایشان گفتند:

" تقوا از تخصص لازم‌تر است. آن را می‌پذیرم. اما می‌گویم آن‌کس که تخصص ندارد و کاری را می‌پذیرد بی‌تقواست."

باید سعی بکنیم ابتدا در وجود خودمان این موضوع را قبول بکنیم که اگر جوانی لایق و باهوش و ثروتمند است، او نعمتی برای کشور ماست و اگر همکار ما شود بسیار عالی است و حتی اگر رقیب ما هم شود بسیار خوب است چون بخشی از رشد در دست‌وپنجه نرم کردن با رقیبی قوی‌تر از خود است، در بسیاری از محیط‌های کار و سازمان‌ها دیده‌ام که ورود افراد جوان‌تر و متخصص‌تر چقدر باعث جنب‌وجوش و تکاپوی مثبت آن سیستم شده است، تغییر اجتناب‌ناپذیر است بجای مقاومت در برابر آن باید با آن آشنا شد و واکنش مناسب را نشان داد  باید از رقص تغییر نترسید بلکه باید بهانه‌ها را از مسیر تغییر برداشت.

اگر تغییر نکنیم گاهی شوک‌هایی خبر از تغییر می‌دهند، و گاهی سیل فنّاوری جدید بنیاد کسب‌وکار ما را برمی‌کند.

داستانی را از استادی عزیز خدمت شما عرض می‌کنم:

در جلسه‌ای بودیم، ایشان می‌گفت در سال 1371 جوانی تازه فارغ‌التحصیل بودم و برای کار در بخشی از جنوب کشور در پروژه‌ای همکار گروهی شدم، وظیفه ما سم‌پاشی برای از بین بردن نوع خاصی از پشه‌ها بود و من مسئول قسمتی از تأمین سموم بودم، هرروز کارگران مقداری سم از انبار می‌گرفتند و به ادارات و خانه‌ها می‌برند و در طول روز آن محل را سم‌پاشی می‌کردند،  طی تحقیقی که کردم فهمیدم این نوع از پشه در طول روز در خانه‌ها نیست و شب‌ها  و در تاریکی به سمت خانه‌ها و محل‌های حضور افراد می‌رود و باید از روش متفاوتی برای مقابله با آن استفاده کرد. به استناد این مطلب پیش مدیر خودم رفتم و گفتم که موضوع ازاین‌قرار است و این روش سم‌پاشی اصلاً درست نیست.

مدیر من در جواب صحبت گفتند که : "ما بیست سال است با این روش کار می‌کنیم و تو تازه‌وارد می‌گویی این کار غلط است؟

ما بیست سال است این کار را این‌گونه انجام می‌دهیم!!!"

این استاد می‌گفت، من گفتم: "شما بیست سال است که اشتباه می‌کنید و سابقه دلیل درستی انجام یک کار نیست" و از آن شرکت بیرون آمدم.

این شرکت خصوصی بعد از چند مدت و با تغییر اوضاع و مشخص شدن اشتباه بودن این روش کلاً از بین رفت، اگر این افراد به حرف جوانی که سابقه‌ای نداشت ولی پرانرژی بود گوش می‌دادند و به‌روزتر می‌شدند شاید اوضاعشان بهتر می‌شد.

سابقه احترام به لیاقت و توانایی‌ها و نه به سن و سال در کسب‌وکار به سال‌های بسیار قبل برمی‌گردد، پیامبر عظیم­الشان اسلام قبل از دریافت دستور پیامبری در سنین جوانی یکی از تاجران امین، قابل‌اعتماد و موفق بوده است.

مقام و موقعیت‌های اجتماعی، جز لیاقت و کاردانی چیز دیگری نمی‌خواهد و هیچ‌گاه درگرو سن و سال نیست. در کتاب "دیدگاه‌های من" نوشته آقای کونوسوکه ماتسوشیتا مؤسس پاناسونیک، داستانی را آقای ماتسوشیتا می‌گوید که مربوط می‌شود به سال 1951 است.


می‌گوید در سفری که داشته، با سه نفر از مهندسین یک شرکت ملاقات می‌کند که هرکدام از آن‌ها بیشتر از چهل سال سن داشته‌اند در طول مذاکرات به دلیل پیش آمدن سؤالی آن‌ها با مدیر خودشان تماس می‌گیرند و تقاضای حضور در جلسه را می‌کنند.

آقای ماتسوشیتا منتظر حضور مدیری حداقل پنجاه‌ساله بودند( همان‌طوری که ناخودآگاه ما منتظر این‌چنین فردی می‌شویم) اما در کمال تعجب مردی بسیار جوان را می‌بینند، که حدوداً در اواخر بیست‌سالگی است، مهندسین به‌راحتی هم سن پدر این فرد بودند، پس از ترک جلسه، آقای ماتسوشیتا می‌گوید خیلی کنجکاو بودم به همین دلیل پرسیدم: شما ناراحت نمی‌شوید زیردست مردی با نهایتاً 3 سال تجربه‌شده‌اید؟

آن‌ها گفتند :" نه چرا باید ناراحت شویم، او به‌عنوان مهندس ارشد مسئولیت ویژه خود را دارد و ما نیز وظایف دیگری را بر عهده‌داریم. فرض کنیم که اختیارات او بیشتر از ما باشد، اما به این معناست که مسئولیت بیشتری هم بر عهده دارد و اگر شکست بخورد بهای سنگین‌تری باید بدهد و کارش تمام است."

موضوع این است که باید ابتدا در ذهن و درون خودمان قبول بکنیم، که یک جوان بیست‌ساله و حتی کمتر هم می‌تواند ثروت حلال و زیادی را داشته باشد و در دلمان او را تحسین بکنیم. چون ثروتمند شدن و موفق شدن راه دارد و ربطی به سن و سال ندارد

در ثانی دنبال جوانانی بگردیم که در سطح جهان و با ایده‌های ساده توانسته‌اند موفق شوند، جوانان بسیار زیادی وجود دارند که در کمتر از بیست‌سالگی توانسته‌اند بیشتر از یک‌میلیون دلار به دست بیاورند و کاملاً قانونی هم به دست آورده‌اند. با هرچه بیشتر دیدن این‌ها و نگاهی به افراد مسن که در جامعه مشغول کارهای کم‌درآمد هستند به خودتان یادآوری بکنید ثروت راه دارد شانسی نیست و متناسب با سن و سال رشد نمی‌کند.

ثالثاً اگر می‌خواهید خودتان ثروتی را به دست بیاورید، ابتدا تصمیم قاطعانه بگیرید و سپس با آرامش و توکل به خدا در مسیر صحیح آن قدم بگذارید به نظرم شروع عملی کار پس از تصمیم‌گیری قطعی پیدا کردن یک ایده ارزشمند برای شروع  کسب‌وکار است اگر تمایل دارید می‌توانید فایل بسیار ارزشمند و قدرتمند چگونه ایده یابی بکنیم و چگونه تشخیص بدهیم ایده ما فرصت ثروت ساز است؟ را مشاهده نمایید تا بتوانید گامی بلندتر برای موفقیت خودتان بردارید، باور کنید خداوند از پیشرفت بنده‌اش در مسیر حلال لذت می‌برد و خوشحال می‌شود.

سن و سال ملاک دانایی نیست، عینک ذهنی‌تان را عوض کنید تا از دیدن جهانی جدید لذت ببرید

لطفا این فایل ها را هم مشاهده بفرمایید:


چگونه ایده یابی بکنیم و چگونه تشخیص بدهیم ایده ما فرصت ثروت ساز است؟
 

  195        0        رایگان       



بازدید : 1590
بازدید : 1123
بازدید : 1107
بازدید : 1072
بازدید : 453