خانه خردمندان  >  خرد نوشته  >   خرد شخصیت ساز  >  دانلود مقاله

"حلقه مفقود موفقیت"

 

"همه صاحبان ایده‌ها و پیشنهاد‌های قدرتمند در مقابل فردی که به ایده‌ای ساده عمل کرده و نتیجه گرفته است، کوچک به نظر می‌رسند."

به نظر شما چرا افرادی که باهوش‌ترند در بسیاری از مواقع موفقیت کمتری دارند؟جان راسکین می‌گوید:

"اندیشه، دانش یا باور ما نتیجه‌ی چندانی به دست نمی‌دهد. فقط کاری که انجام می‌دهیم نتیجه به همراه دارد."

یکی از خصوصیات افراد موفق افرادی هستند این است، هدفی واضح دارند و به هدفشان متعهد هستند. برای تحقق اهدافشان دست‌به‌کار می‌شوند، خطر می‌کنند و درصورتی‌که شکست بخورند آن‌قدر به راهشان ادامه می‌دهند تا پیروز شوند. بسیاری از افراد به این دلیل موفق نمی‌شوند که از مرحله تئوری  و دانش‌آموزی پا را فراتر نمی‌گذارند و همیشه در پی داده‌ها هستند غافل از اینکه، داده‌های مناسب را باید سریع جمع کرد و تبدیل به اطلاعات کرد.

اطلاعات، داده‌هایی هستند که پس از طی فرآیندهایی برای فرد دریافت‌کننده معنی‌دار می‌شود، پس‌ازآن باید اطلاعات را تبدیل به دانش کرد و این دانش را به‌صورت عملی در کسب‌وکار وزندگی استفاده کرد تا به سمت مرحله خرد حرکت کنیم.

 

دانش، داده، اطلاعات،  خرد

 

بسیاری از افراد فقط دنبال داده‌های زیاد هستند به همه‌جا سرک می‌کشند، مطالب زیاد و گهگاه ضدونقیض را می‌خوانند و اهداف زیادی را از ذهن می‌گذرانند ولی دریغ از یک عمل درست، دریغ از انجام درستِ کاردرست.

حضرت علی (ع) فرمودند: "علم اندک همراه با عمل بهتر از علم بسیار بدون عمل است." و نظر من هم همین است، بهتر است ابتدا عمل کنید به هدفی که می‌خواهید بعد در مسیر علم بیشتری را کسب کنید و چند سال فقط برای کسب اطلاعات وقت نگذارید. برای قدرت عمل یک داستان خواندم جالب بود. جک کن فیلد تعریف می‌کند:

" برای اینکه قدرت اقدام کردن را در همایش‌هایم توضیح دهم یک چک 100 دلاری را بالا می‌گیرم و می‌پرسم:

چه کسی این را می‌خواهد؟

اغلب افراد دستشان را بالا می‌برند. عده‌ای به‌شدت دستشان را تکان می‌دهند، عده‌ای فریاد می‌زنند:

 من آن را می‌خواهم!! یا آن را به من بده!!

من فقط می‌ایستم و چک را بالا نگه می‌دارم. بالاخره یک نفر از جایش بلند می‌شود و به سمت من آمده و آن چک را از من می‌گیرد.

 سپس از حضار می‌پرسم: این شخص چه‌کار کرد که سایر افراد حاضر در جلسه آن را انجام ندادند؟

او برخاست و اقدام کرد. او کاری را که برای به دست آوردن آن پول لازم بود انجام داد. اگر می‌خواهید در زنگی موفق شوید این دقیقاً همان کاری است که باید انجام دهید. باید در بیشتر موارد بیشتر، بهتر و زودتر اقدام کنید.

به نظر شما چرا افراد نمی‌روند یک 100 دلار آماده را بگیرند؟

 

دلایلی که مانع شده تا افراد دیگر از جایشان بلند شده و چک را بگیرند در اکثر مواقع عبارت‌اند از:

1-    نمی‌خواستم این‌طور به نظر برسد که من خیلی به آن پول نیاز دارم. (ترس از حرف دیگران)

2-    من خیلی با شما فاصله داشتم. ( خود را ناتوان دیدن)

3-    افراد دیگر بیشتر از من به آن پول نیاز داشتند. (خود را لایق ندیدن)

4-    دلم نمی‌خواست آدم حریصی به نظر برسم.(ترس از حرف دیگران)

5-    می‌ترسم نکند کار اشتباهی انجام بدهم و مردم مرا مسخره کنند و به من بخندند.( ترس از حرف دیگران)

6-    منتظر دستور بعدی بودم. (خود را ناتوان دیدن)"

در این داستان دو نکته بسیار مهم مطرح است که مانع از دست‌زده به عمل برای رسیدن خواسته‌ها و اهدافمان می‌شود:

اولی، ضعف در احساس توانایی و اعتمادبه‌نفس است که مانع بسیاری از کارهای زندگی ما می‌شود.

دومی، ترس از  صحبت‌ها و سخنان دیگرانی است که شاید حتی ما را نمی‌شناسند.

متأسفانه همان دلایلی که در اینجا مانع از عملکرد و مانع موفقیت افراد شده و همین‌طور دلایلی که در موارد مشابه مانع از حرکت کردن و موفقیت می‌شود، همان‌ها در سایر موارد زندگی هم مانع موفقیت افراد می‌شود. حقیقت این است که هر کاری را به هر روشی انجام دهید، همان روش را در مورد همه‌ی کارها و مسائل دیگر زندگی به کار می‌گیرید. به‌عبارت‌دیگر چگونگی عملکرد شما در مورد یک مسئله نشان‌دهنده‌ی روش کار شما در همه‌ی موارد است. اگر شما در کاری محتاط عمل می‌کنید نشان‌دهنده‌ی محتاط بودن شما در سایر کارهایتان است. اگر در مورد مسئله‌ای منتظر می‌مانید تا ببینید چه پیش می‌آید در مورد سایر کارهایتان نیز این‌چنین عمل می‌کنید.

 حلقه مفقوده دررسیدن به زندگی که خواهان آن هستیم در اکثر موارد انجام عمل صحیح است. دست به عمل بزنید و کاری را که می‌خواهید و در ذهن دارید شروع کنید. دست از تجزیه‌وتحلیل و برنامه‌ریزی بردارید. تنها زمانی به نتیجه می‌رسید که دست‌به‌کار شوید و عملی را انجام دهید. نتایج با عمل و کاراست که خود را نشان می‌دهند. تنها با علم و دانش و برنامه‌ریزی به نتیجه‌ای نمی‌رسید بلکه این عمل کردن و دست‌به‌کار شدن است که شمارا به نتایج نزدیک و نزدیک‌تر می‌کند. وقتی اقدام می‌کنید درس‌هایی را می‌آموزید که روی کاغذ و با تجزیه‌وتحلیل هرگز به دست نمی‌آیند. و راه‌های درست برای شما روشن‌تر و واضح‌تر می‌شوند.

تفاوت میان کسانی که به نتایج بزرگ دست پیدا می‌کنند این است که آن‌ها وارد عمل می‌شوند و کاری را که باید انجام می‌دهند. آن‌ها پرتحرک و پرجنب‌وجوش هستند. این افراد دست‌به‌کار می‌شوند، از اشتباهات خود درس می‌گیرند، سعی می‌کنند مشکلات را رفع کنند و مدام در تلاش هستند تا اینکه بالاخره به نتیجه‌ای که می‌خواهند، دست پیدا می‌کنند. شما هم اگر می‌خواهید موفق شوید باید همین کار را انجام دهید. دست‌به‌کار شوید، فعال باشید، هدفتان را مشخص کنید و گامی را به‌سوی آن بردارید نتیجه را باهدفتان بررسی کنید در صورت لزوم مسیر و عمل را اصلاح کنید و دست به عمل مجدد بزنید آن‌قدر تکرار کنید تا به هدف برسید.

این مهم‌ترین و بهترین کاری است که درراه رسیدن به نتایج  دلخواهتان می‌توانید انجام دهید. اگر واقعاً به نتایج دلخواهتان اهمیت می‌دهید، زمان آن رسیده که دیگر خود را عقب نکشید و فقط برای به دست آوردن آنچه می‌خواهید حرکت کنید.

برنامه‌ریزی جای خودش را دارد، اما عده‌ای کل زندگی‌شان را منتظر می‌مانند تا موقعیتی پیش آید سپس کاری را انجام دهند. منتظر اوضاع جور، زمان مناسب، افراد مناسب، پول، سرمایه، آرامش در بازار و ... این زمان و شرایط به‌ندرت برای کسی پیش می‌آید. چیزی که مهم است این است که فقط شروع کنید، وارد بازی شوید و به فعالیت خود ادامه دهید. از زمانی که شروع می‌کنید به‌سرعت یادگیری و فهمیدن در شما شروع می‌شود. و این فراتر از داده‌ها و اطلاعاتی است که جمع‌آوری می‌کنید. بیشتر افراد موفق برنامه‌ریزی کرده و اقدام می‌کنند. آن‌ها برای شروع کارشان آرام و قرار ندارند. آن‌ها می‌خواهند هر چه زودتر این راه و این کار را شروع کنند.

بسیاری از مردم دست‌به‌کار نمی‌شوند و شروع به کار نمی‌کنند چون از شکست می‌ترسند. درحالی‌که شکست وجود ندارد، بلکه شکست در حقیقت مسیری برای یادگیری و تجربه‌اندوزی است. تنها راه یادگیری و پاسخ به اینکه آیا اطلاعات و دانش شما باعث موفقیتتان می‌شود یا نه؟ از طریق عمل به دانسته‌ها و انجام آزمون‌وخطاست.

ترس از شکست را کنار بگذارید و دیدگاهتان را نسبت به آن تغییر دهید. اولاً: همیشه شکست، آن‌هم به‌صورت سخت وجود ندارد. ثانیاً: در شرایط شکست هم نباید ناامید شد بلکه باید درس مربوطه را آموخت و مجدداً به حرکت ادامه داد. ترس از شکست کشنده‌تر از شکست است.

به‌راحتی شروع به حرکت کنید، عملی بکنید، به نتیجه دقت کنید، آن را اصلاح‌کرده و دوباره به سمت هدف حرکت کنید. داستان "آماده، آتش، هدف" را شنیده‌اید؟

بگذارید از زبان استادی عزیز بگویم،ایشان تعریف می‌کردند:

"اولین بار بود به میدان تیر می‌رفتم، و قرار بود به سمت اهداف سیبل شلیک کنیم. موقعی که آموزش مقدماتی را دادند من روبروی سیبل نشستم و سیبل را هدف گرفتم، بقیه دوستان شروع به شلیک به سمت سیبل ها کردند ولی من چون احساس می‌کردم باید کاری بکنم کارستان، مدام به مگسک اسلحه و سیبل نگاه می‌کردم و در حال تنظیم آن با مرکز سیبل بودم، صدای تیرها ساکت شد، بقیه کارشان را تمام کرده بود و من همچنان مشغول تنظیم بودم، ناگهان فردی که پشت سر من بود ضربه‌ای به سرم زد گفت: فعلاً شلیک کن، ببین کجا خورد بعداً اصلاح می‌کنی!!!

از آن به بعد سعی می‌کردم اولین بار عملی در مسیر هدف بکنم بعد اصلاح بکنم و دقیق‌تر بشوم"

"آماده، شلیک، هدف"

 

به این روش در اصطلاح می‌گویند: "آماده، شلیک، هدف" که با آن مورد "آماده، هدف، شلیک" کمی متفاوت است. در زندگی هم در بیشتر مواقع باید برای رسیدن به هدف، صحبت‌ها و احتیاطات بیش‌ازحد را کنار گذاشت و در میدان عمل اولین حرکت را کرد. پس‌ازآن دوباره باید از علم و اطلاعات استفاده کرد. درست مثل تیراندازی، هدف را نشانه بگیرید و شلیک کنید. سپس به محل اصابت تیر نگاه کنید و آن را اصلاح کنید، کمی بالاتر یا کمی پایین‌تر، آماده و دوباره شلیک و به همین ترتیب ادامه دهید تا به هدف بزنید. هر دفعه که شروع می‌کنید اطلاعات و تجربیات بیشتری در دست دارید که دفعه‌ی بعدی از آن استفاده می‌کنید. ولی اکثریت مردم تمام زندگی خود را صرف نشانه‌گیری می‌کنند بنابراین هرگز نمی‌توانند شلیک کنند. بهترین و سریع‌ترین راه زدن به هدف این است که شلیک کنید و درصورتی‌که به هدف نخورد آن را اصلاح کنید.

دیگر منتظر نمانید، همین‌ الآن دست‌به‌کار شوید، موفق شوید یا حتی شکست بخورید ولی پیش بروید، در این صورت است که به موفقیت می‌رسید. صلابت درراه رسیدن به هدف انرژی دارد که می‌تواند همه‌ی موانع را از سر راه بردارد.

فقط یادتان باشد از اشتباهات خود و دیگران بیشتر درس بگیرید و توصیه‌ها را در عمل انجام بدهید و بررسی کنید، افراد با سن بالا اکثراً قوی‌تر از جوان‌ترها عمل می‌کنند. یکی از دلایلش به خاطر داشتن دیدگاه عمل و استفاده از تجربه در ذهنشان است، آن‌ها راحت‌تر خطر می‌کنند چون در زندگی‌شان از شکست‌ها درس گرفته‌اند و از دانش، مهارت و اعتمادبه‌نفسی برخوردارند که به آن‌ها قدرت می‌دهد تا بر مشکلات غلبه کنند و به موفقیت برسند.

همین امروز یک گام عملی درراه هدفتان بردارید، کمی از تئوری دور شوید، ببینید چه اتفاقی می‌افتد، آن را اصلاح کنید و قدم‌به‌قدم پیش بروید.

نویسنده: سپید

 عمل کن عمل عمل

لطفا این مطالب  را هم مشاهد نمایید:

"دوره کامل بهبود عزت نفس و اعتماد به نفس"

"مهم‌ترین خصلت‌های مشترک افراد ثروتمند"

  69        0        رایگان       



بازدید : 1591
بازدید : 1123
بازدید : 1107
بازدید : 1072
بازدید : 453