خانه خردمندان  >  خرد نوشته  >   خرد صنعت ساز  >  دانلود مقاله

حلقه های کنترل کیفیت

مقاله ای خوب و کامل در ارتباط با حلقه های کنترل کیفی
ژاپن پيش از جنگ جهاني دوم، به واسطه عدم به كارگيري روشهاي كنترل كيفيت، به توليدكننده كالاهاي ارزان و نامرغوب شهرت داشت. پس از جنگ جهاني دوم اين كشور براي ورود به بازارهاي جهاني تلاش زيادي کرد. از سال 1771 صحنه رقابتها تغيير كرد و از آن به بعد ژاپن توانست اطمينان بازارهاي جهاني را به خاطر كيفيت مطلوب كالاهايش جلب كند و بازارهاي جهاني را به دست گيرد. اين انتقال تسلط، بر بازارهاي كشورهاي پيشرفته غربي، تاثير زيادي گذاشت، تا آنجا كه غربيها، دلايل متعددي را براي موفقيت ژاپنيها مفروض داشتند. يكي از دلايل معروفی كه غربيها برآن تكيه ميكنند اين است كه، اين سيستمها، فقط با فرهنگ ژاپنيها قابل اجراست و ژاپنيها جز كار كردن، به چيزي نمي انديشيدند. ولي اگر از نزديك مسائل را مورد بررسي قرار دهيم، متوجه ميشويم كه دلايل رشد ژاپن، به راز و رمز شرق يا خاور دور مربوط نميشود، بلكه اين تغيير و تحول به دنبال پاره اي از تصميمات اساسي، كه از جانب دولت و شركتهاي بزرگ ژاپني، در چگونگي اداره و هدايت كاركنان خود اتخاذ شد، به دست آمد. اين تصميمات اساسي در اين جمله خلاصه مي شود: "از آنجاییکه، اکثریت کارکنان ما مستعد و توانمند هستند، لازم است فرصتی در اختیار آنها قرار گیرد تا از فکرشان همانند جسم خود استفاده کنند" 1 ظهور جنبش حلقه هاي كيفي نتيجه چنين فلسفها ي بود و بسياري از افراد معتقد بودند كه حلقه هاي كيفي و ابزارهاي مرتبط با آن، يكي از مهمترين عوامل مؤثر در پيشرفت ژاپن، درطي ساليان گذشته، بوده است. 1 Quality Circles مروری بر مفهوم تشکیل و فعالیت حلقه های کیفی در دنیا از صفحه 9 تا 21، در واقع تكنيك هاي كنترل كيفيت يكي از موفق ترين صادرات امريكايي ها به ژاپن بود. دمينگ آمريكايي اولين نفري بود كه در اين راستا وارد ژاپن شد. وي به دعوت جامعه مهندسين و دانشمندان ژاپني (JUSE)، يك سمينار 8 روزه درخصوص كنترل كيفيت در سال 1751 براي ژاپني ها برگزار نمود كه با استقبال مواجه شد. وي درسالهاي 1751 و 1752 نيز مجدداً به ژاپن برگشت. امروزه از دمينگ به عنوان يك قهرمان ملي در ژاپن ياد مي شود به نحوي كه جايزه دمينگ به نام او در ژاپن شكل گرفته است. پيام دمينگ مباحث ابتدايي آماري و نحوه حل مشكلات كيفيت بود. دمينگ دكتراي فيزيك داشت. وي مديران را به تمركز بر تغييرات و نوسانات و توجه به علت آنها تشويق مي نمود و تكنيك هاي آماري را براي تشخيص نوسانات ذاتي و اكتسابي معرفي نمود . وي ژاپني ها را تشويق نمود تا يك رويكرد نظام مند جهت حل مساله برگزينند. در آن زمان تنها مشكل اين بود كه فعاليت كنترل كيفيت صرفاً به توليد محدود مي شد و توسط مهندسان و مديران فني هدايت مي شد و كاركنان سطوح پائين و مديران غير توليدي درگير اين مسئله نبودند. اين مشكل به زودي توسط ژاپني ها تشخيص داده شد و با اتخاذ رويكردي كه مخترع آن خود ژاپني ها بودند حل شد. آنها براي مقابله با اين مشكل حلقه هاي كنترل كيفيت و مفهوم كيفيت فراگير ( Total Quality Management) را مطرح نمودند. و سپس يك راهنما از تكنيك هاي ساده كه عمدتاً 7 ابزار خوانده مي شوند به كارگران كارخانه ها داده شد كه شامل نمودار پارتو، الگوريتم هاي علت و معلومي ، گرافهاي طبقه بندي اطلاعات (stratification) ، كاربرگ ها (check sheets)، هيستوگرام ها ، نمودارهاي پراكندگي و نمودارهاي كنترل بود.
 

مقاله ای برای آشنایی با تاريخچه كنترل كيفيت  QC

 
مرغوبيت و كيفيت كالا و خدمات نشان دهنده درجه شكوفايي و ميزان بلوغ صنعتي مي باشد و بدون شكوفايي و افزايش بلوغ و فهم و دانش صنعتي در نيروي انساني و تكنولوژي و .... انتظار افزايش كيفيت و مرغوبيت كاري بيهوده مي باشد و نمي توان با متولي خواندن يك نفر يا يك گروه، كيفيت را افزايش داد.در واقع كيفيت معياريست كه نشان مي دهد تا چه اندازه كالا يا خدمتي با نيازها، خواسته ها و انتظارات مصرف كننده سازگاري و تطابق دارد و كنترل كيفيت استفاده از تمام روشها و سيستمهايي است كه اطمينان مي دهد محصول ارايه شده براي فروش با تمام مشخصات لازم كيفيت كه توسط شركت براي هر محصول تعيين شده و همچنين با استانداردهاي كيفيت لازم از نظر قوانين مربوط براي ساخت داخل و مقررات كشور مقصد در مواردي كه كالا صادر مي گردد تطبيق نمايد. بطور كلي مي توان اهداف كنترل كيفيت را حفظ استانداردهاي تعيين شده، كشف و تصحيح انحرافات در پروسه عمل، يافتن و اصلاح محصولات خارج از استاندارد، ارزيابي كارايي واحدها و افراد قلمداد كرد.
هر آنچه كه توسط انسان پديد مي آيد دستخوش تغيير و تكامل است. استانداردها نيز بر اساس تكامل علم و حيطه تخصصي مرتبط، از اين تكامل بي نصيب نمي ماند. رعايت و حفظ كيفيت به 3000 سال قبل از ميلاد بر مي گردد. در آن زمان بابلي ها از استانداردهايي براي توزيع و اندازه گيري استفاده مي كردند. تاريخ كنترل كيفيت بدون شك به قدمت خود صنعت است بطوريكه در دوران قرون وسطي كنترل كيفيت به وسيله استاداني كه از مهارت بالايي برخوردار بودند انجام مي شد.سير تحولات كيفيت به چهار دوره بازرسي، كنترل كيفيت آماري،تضمين كيفيت ومديريت كيفيت فراگير تقسيم مي شودكه شرح آن در ذيل آمده است. 
1- دوره بازرسي (دهه 1940) : مساله كشف اشكال و خرابي و يا عدم انطباق با طراحي ها پس از وقوع مطرح بوده است و عموماً بصورت تفكيك محصول (خوب، بد، متوسط) توسط بازرسان آموزش ديده اجرا مي شد.
بنابراين پس از كشف، هيچ اقدامي براي پيشگيري از خرابي مطرح نمي شد و تاكيد عمده روي يكنواختي محصولات توليد شده بود. در چنين فعاليتهايي هزينه هاي كيفيت بسيار بالا بود و هيچگونه ارزش افزوده اي ايجاد نمي شد. در اين دوره تمركز روي محصول خروجي مي باشد و به منابع خريداري شده و فرآيند توليد توجه نمي شود.
2- دوره كنترل كيفيت آماري(SQC) (دهه 1950):  در اين دوره مساله نه تنها كشف اشكال و خرابي و يا يافتن عدم انطباق با طراحي هاست بلكه موضوع ريشه يابي مشكلات و كنترل علل آن نيز مطرح مي شود تا از اين طريق نياز به فعاليتهاي بازرسي را كنترل و هزينه هاي كيفيت را كاهش دهد.در سال 1924 ميلادي والتر شوارت براي كنترل متغيرهاي محصول نمودار كنترل كيفيت را طراحي كرد. و در سال 1946 انجمن كنترل كيفيت در كشور آمريكا تشكيل شده تا از طريق انتشارات، كنفرانسها و همايش ها و نشست هاي علمي آموزشي كه براي مديران ترتيب مي داد آنان را با فرهنگ كنترل كيفيت در سازمانهاي خدماتي و صنعتي آشنا نمايد.در سال 1950  ادوارد دمينگ سلسله سخنرانيهايي درباره روشهاي آماري براي مهندسين ژاپني ايراد نمود.
در سال 1951آرماند فيگن بوآم تحولي در نگرش به كيفيت بوجود آورد و كنترل كيفيت جامع فراگير (TQC) را جايگزين كنترل كيفيت آماري نمود.
در طول جنگ جهاني دوم ارتش آمريكا به عنوان بزرگترين خريدار محصولات توليدي كارخانه هاي صنعتي، مشخصات كيفي را تعيين مي كرد و بر اساس استاندارد كنترل كيفيت آماري از طريق بازرسي و روش نمونه گيري،محصولات مورد نياز خود را تحويل 
مي گرفت. بدينصورت روش كنترل كيفيت آماري را به بازرسي نهايي اضافه نمود.
3- دوره تضمين كيفيت) (QA) دهه 1980( : در اين دوره مساله كشف و كنترل اشكالات و خرابي جاي خود را به هماهنگي مي دهد. كل زنجيره توليد با مشاركت كليه گروه هاي تخصصي مدنظر قرار مي گيرد. در اين دوره با استفاده از برنامه ها و سيستمها به جاي استفاده صرف از ابزارها و روشهاي آماري، سعي در ايجاد كيفيت مي شود. همچنين كيفيت بعنوان مساله اي سازمان يافته تلقي شده و ايجاد ارتباط بين واحدهاي تخصصي و همسويي آنها در ارتباط با كيفيت حفظ و تداوم مي يابد. در اين دوره سعي مي شود كيفيت كل فرآيند توليد اعم از محصولات خريداري شده (Input) ، فرآيند توليد (Process)  و محصول توليد شده (Output)  تضمين گردد و در اين دوره است كه مباحث اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه در جهت كاهش هزينه هاي توليد و افزايش بهره وري مطرح مي شود. 
4- دوره مديريت كيفيت فراگير (TQM)( دهه 1990) :  نهايتاً در اين دوره مساله هماهنگي و ايجاد كيفيت به برخورد استراتژيك با كيفيت و مديريت آن با توجه به بازار رقابت مطرح مي شود. در اين مرحله وظيفه تك تك افراد سازمان مدنظر است و سعي در نهادينه كردن اصول كيفيت در نگرش و باور افراد مي باشد. در واقع بحث بهره وري و كيفيت براي هر فرد از سازمان و براي انجام هر فعاليت با هم گره خورده است.
 
 
رهبران نظريه كيفيت
مقدمه
مديريت كيفيت يك ديدگاه فلسفي - مديريتي است كه هم اكنون با سرعت فزاينده جايگاه خود را در جوامع باز مي كند و توجه به نيازها و ابتكارات مشتريان، راههاي ارائه خدمات و ارتقاي كيفيت را اصل كار خود قرار مي دهد. همين توجه به كيفيت و تلاش براي بهبود دائمي نقش اساسي و مهم در توسعه كيفيت دارد. در سالهاي اخير نظامهاي ارتقاي مديريت كيفيت به سرعت متحول شده اند. از حدود دو دهه گذشته فعاليتهاي بازرسي ساده باروشهاي كنترل كيفيت تكميل با جايگزين گرديده اند تضمين كيفيت به وجود آمده و راه تكامل در پيش گرفته كه هم اكنون ارتقاي مستمر كيفيت با مديريت جامع كيفيت (TQM) جاي همه آنها را گرفته است.
ارائه الگوها و نظريه هاي مربوط به بهبود كيفيت فرآورده ها و خدمات، شعار امروز سازمانها شده است. پيروزي چشمگير ژاپني ها در چند دهه گذشته و ظرفيتهاي تحول اساسي توليدي و اقتصادي آنان، همراه با ارائه كيفيت ممتاز فرآورده ها و خدمات، انگيزه اساسي حركت در سمت تحول روندهاي مديريت براي دستيابي به كيفيت برتر و روشهايي بوده است كه مسائل پيچيده سازمانهاي امروزي را پاسخگوست. از آنجايي كه بحث مديريت كيفيت با سيستم و سازمان ارتباط دارد و مديريت بدون توجه به محيط و سيستم درون آن معنــي پيدا نمي كند به شرح سه واژه زير مي پردازيم:
 
سيستم: مجموعه اي از اجزاء كه روابط متقابل و نقش هركدام از اجزاء را درتامين هدفهاي سازماني موردمطالعه قرار مي دهد. در بحث از مديريت و كيفيت توجه كامل به سيستم و سازمان است.
مديريت: از مديريت تعاريفي مختلف شده است ازجمله هماهنگ كردن منابع انساني و مادي براي نيل به هدف و يا فرايندي كه به وسيله آن كوششهاي فردي و گروهي به منظور نيل به هدف مشترك هماهنگ مي شود و بالاخره مديريت انجام دادن كارها توسط ديگران است و به عبارت ديگر مديريت هم علم است و هم هنر. يك مدير براي پيش بردن اهداف سازمان خود نيازمند برنامه ريزي، سازماندهي، ايجاد انگيزش در كاركنان و كنترل دريافت بازخورد از عملكرد سازمان به منظور تطابق فعاليتها با برنامه ريزي به عمل آمده و تحقق اهداف سازماني است.
 
كيفيت: درعين حال كه واژه رايج و آشنايي است ولي تفاسير گوناگوني از آن مي رود كه لازم است در هر سازماني تعريف توافق شده از كيفيت براي افراد روشن شود. دكتر ابوالفتح لامعي در كتاب مباني مديريت كيفيت، كيفيت را اين چنين تعريف مي كند كار درست را انجام دادن، به نيازها و انتظارات مشتريان پاسخ دادن.
مفهوم كيفيت ريشه در كار متخصصان صنعتي دارد. اهميت كيفيت در سالهاي 1940 و 1950 موردتوجه قرار گرفت. اول در بخش توليد و بعد بر روي بخشهاي خدماتي كاربرد يافت. مبتكر واژه كنترل جامع كيفيت يعني فايگنبام در سال 1951 كيفيت را اين چنين تعريف مي كند. كيفيت يعني توانايي يك محصول در برآوردن هدف موردنظر كه با حداقل هزينه ممكن توليد شده باشد، شايد پنج نفر از مشهورترين رهبران نظريه كيفيت كه تاثير اساسي در صنعت امروز جهان داشته اند، ادوارد دمينگ، 
فيليپ كرازبي، جوزف جوران، تاگوچي وايشي كاوا باشند. دمينگ تامين رضايت مشتري و كاستن تغييرات را در تعريف كيفيت گنجانده است و كرازبي كيفيت را مطابق يك محصول يا خدمت با الزامات (ويژگيها و استـــانداردهاي) از پيش تعيين شده تعريف مي كند. 
 
زنجيره واكنشي بهبود كيفيت
اساسي ترين روندي كه به ابداع و گسترش برنامه هاي كيفيت كمك كرده است دواير كنترل كيفيت (QUALITY CONTROL CIRCLES) بود كه به عنوان روش ساده اي براي بهبود كيفيت توسط ژاپني ها براي زماني دراز به كار گرفته شد و بتدريج كاربرد اين شيوه گسترش يافت و به عنوان يك راه زندگي سازماني در ژاپن جا باز كرده است.
در سالهاي دهه 1980 براساس تجربه هاي به دست آمده و آموخته هاي موسسات آمريكايي از ژاپن، پارادايم نويني كه كمي بعد به نام مديريت كيفيت جامع شهرت يافت شكل گرفت. دكتر ابوالفتح لامعي در سير تحول رسيدن به(TQM) ، چهار مرحله تقريباً مشخص را درنظر گرفته است:
بازرسي: شامل سنجش، ارزيابي و مقايسه نتايج است؛
كنترل كيفيت:روشهاي اجرايي و فعاليتهايي كه به منظـــور دستيابي به الزامات كيفيت انجام مي گيرند؛
تضمين كيفيت: همه فعاليتهاي برنامه ريزي شده و منظم كه در چارچوب نظام كيفيت به اجرا درآمده و اطمينان كافي به وجود مي آورند كه محصول يا خدمت حائز الزامات كيفي است
ارتقاي مستمر كيفيت: يك رويكرد مديريتي است بر محور كيفيت و مبتني بر مشاركت همه كاركنان، با هدف دستيابي به موفقيت درازمدت ازطريق كسب رضايت مشتريها و تامين منافع همه اعضاء، سازمان و جامعه.
چهارمين و بالاترين سطح يعني ارتقاي مستمر كيفيت (TQM) دربرگيرنده و كاربرد اصول مديريت كيفيت در هر سطحي و هر شاخه اي از سازمان است. يك رويكرد سازمان شمول است كه هر فردي از اعضاي سازمان در آن مشاركت دارد. يك جهت گيري كيفيتي - مديريتي و فلسفي است كه بر سه محور مطالعه فرايندها، ارتقاي مستمر و كسب رضايت مشتريها تاكيد دارد. به طور ساده مديريت كيفيت جامع عبارت است از همكاري هر عضوي از سازمان براي توليد محصول يا ارائه خدمت كه مطابق با نيازها و انتظارات مشتريها باشد
.
جايزه مالكولم بالدريج: 
در سال 1987 آمريكا در مقابل جايزه دمينگ جايزه اي را به نام مالكوم بالدريج وزير تجارت فقيد اين كشور در سالهاي 1981 تا 1987 ايجاد و رئيس جمهور آمريكا آن را امضا كرد. اين جايزه براي معرفي شركتهايي كه به بالاترين سطح كيفيت خود و اجراي(TQM) دست يافته اند، طراحي شده است و همه ساله به حداكثر شش شركت تعلق مي گيرد. پايه هاي مديريت جامع كيفيت در اصل از دو دهه 1950 پي ريزي شده است اما از اوايل 1980 نقش موثر خود را به عنوان يك شيوه جديد ايفا كرده است. در شكل گيري و روند تكاملي مديريت جامع كيفيت دانشمندان زيادي نقش داشته اند كه به شرح روش چندتن از مهمترين آنها كه پيش از ديگران در روند تكاملي موثر بوده اند مي پردازيم.
دمینگ
پايه اوليه مديريت كيفيت توسط دكتر دبليوادوارد دمينگ كه يك دانشمند آمريكايي استدرسالهاي پس از جنگ جهاني دوم در ژاپن پي ريزي شد.
دمينگ كنترل كيفيت آماري فرايند (SPC) را به ژاپني ها آموخت و هميشه اين نظر را حفظ كرد، كه مديريت بايد دركي از انحراف آماري داشته باشد او نظريه SPCرا طي جنگ جهاني دوم با موفقيت در ايالات متحده پياده كرد وتوانست طراحان، مهندسان و بازرساني را براي فعاليتهاي جنگ آموزش بدهد، آموزش او به كاهش بسيار در ضايعات و دوباره كاري منجر شد و به بهبود بهره وري انجاميد. دمينگ اصرار دارد كه تغيير سيستم و فرايندها با مسئوليت مديران است و آنها بايد انحرافات درسيستم ها و فرايندها را با استفاده ازنمودارهاي كنترل بشناسد و كنترل كنند. او آموزش مي دهد كه تمام سيستم ها، حاوي مقدار معين انحراف هستند يعني عملكرد آنها حول مقدار متوسطي گاه بيشتر از حد متوسط و گاه كمتر از آن تغيير مي كند ازجمله مثالهاي گوناگوني عملكرد عبارتند از: - مدت زماني كه طول مي كشد تا هيئت تحقيق به وسيله تلفن پاسخ گويند؛
- مدت زمان پرداخت صورتحساب؛
- تعداد خطا در پرداخت؛
- تعداد شكايات از مشتريان درون سازماني درمورد دريافت اطلاعات غلط؛
- تعداد ساعات كار تلف شده در اثر تاخير شروع گردهمايي؛
- مدت انتظار مشتري در صف؛
- درصد قطارهايي كه به موقع وارد مي شوند؛
- امتيازها در بازنگري عملكرد مديران.
درواقع دو نوع گوناگون وجود دارد. آنها كه حاصل علل هستند و آنها كه در نتيجه علل خاص ايجاد مي شوند. انحراف با علل عام نتيجه رويدادها يا حوادث غيرعادي است كه به خارج از كاركردهاي معمول اين سيستم مربوط مي شود. مديريت امروز دكتر ادوارد دمينگ را به عنوان «پدر مديريت كيفيت» درنظر مي گيرد. اولين كليد ارتقاي كيفيت فراگيري روشهاي آماري كنترل فرايندهاست. دومين كليد دستيابي به ارتقاي مستمر كيفيت اين است كه مديريت و ارتقاي كيفيت يك مسئوليت همگاني است و سوم اينكه هر كاري جزئي از يك سيستم است كه مي توان به روش مختلف سازماندهي كرد تا پاسخگوي نيازها و انتظارات مشتريها باشد.
شهــــرت دمينگ نتيجه نظريه هاي او و به خصوص ٍ«برنامه 14 نكته اي»، «چرخه دمينگ» و نظريه بيماريهاي مرگبار» اوست. 14 نكته او فلسفه اي براي مديريت ارائه مي كند:
1- ايجاد ثبات، در هدف بهبود فرآورده و خدمت؛ 
 2 - پذيرش فلسفه نوين؛
 3 - خودداري ازمتكي بودن به بازرسيهاي گسترده؛
 4 - اجتناب از روشهاي كسب و كار تنها برپايه عامل قيمت؛
 5 - بهبود مداوم سيستم هاي توليد و خدمات؛
 6 - نهادينه كردن آموزش
7 - نهادينه كردن رهبري
8 - برطرف كردن ترس در كاركنان؛
 9 - فروپاشي سدهاي ميان وظايف ستادي؛
 10 - زدودن شعارهاي تهي و تعيين هدفهاي توليدي براي كاركنان؛
 11 - زدودن سهميه هاي كمكي؛
 12 - زدودن سدهاي موجود در راه احساس غرور و استادي كاركنان؛
 13 - نهادينه كردن برنامه هاي منسجم تحصيلي و آموزش؛
 14 - اقدام و عمل در به ثمر رساندن دگرگوني سازمان.
 اين چهارده نكته، اساس كار دمينگ براي تغيير صنايع آمريكا در همه جا، در شركتهاي بزرگ و كوچك فعال در زمينه ساخت صنعتي محصولات يا خدمات هستند.
«بيماريهاي مرگبار» كيفيت به تعبيري كه دمينگ از آنها دارد در مسير تحول وجود دارد و اين بيماريها عبارتند از: فقدان انسجام هدف در برنامه ريزي محصول يا خدمات؛ تاكيد بر سود كوتاه مدت؛
سيستم رتبه بندي و بازنگريهاي سالانه كه به نتايج نهايي تاكيد دارد. افراد به خاطر خوب كاركردن درسيستم پاداش مي گيرند نه به خاطر ...
منابع:
 
1- ابوالحسني - فريد، بهمن 1376 حل مساله به شيوه مديريت كيفيت 
2- اسميت - كيت، مديريت كيفيت فراگير در بخش دولتي، مجتبي رجب بيگي، نشريه مديريت دولتي شماره 26-1373. 
3- ادوارد - دمينگ، خروج از بحران، ويليام ادوارد، ترجمه نوروز درداري موسسه خدمات فرهنگي رسا 1375 
4- اميران - حيدر، مديريت مشاركتي از طريق كنترل كيفي، انتشارات امين آذين چاپ اول 1371 
5- زمرديان - اصغر، مديريت كيفيت جامع، موسسه مطالعات و برنامه ريزي آموزشي سازمان گسترش 1373 
6- لامعي - ابوالفتح، مباني مديريت كيفيت كميته كشوري ارتقا كيفيت، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي، چاپ دوم، آذر 1378 
7- رجب بيگي - مجتبي، سليمي - محمدحسين، مديريت فراگير(TQM) ، مركز اطلاع رساني وزارت جهاد سازندگي، مركز نشر دانشگاه صنعتي اميركبير، چاپ اول 1374
8 - BIEH E. TQM FOR TRAINING, NEW YORK, USA, MC GRAW. HILL, INC 1994
9 - IB HIKAWE KAORUA, INTRODUCTION TO QUALITY CONTROL, 1990
10-http://www.mbsafa.ir

لطفا برای مشاهده دوره ای در این زمینه کلیک بکنید:
دوره رایگان حلقه های كنترل كيفيت QCC

  2059        0        رایگان       



بازدید : 2014
بازدید : 1561
بازدید : 1520
بازدید : 1470
بازدید : 980