خانه خردمندان  >  خرد نوشته  >   خرد شخصیت ساز  >  دانلود مقاله

"شکستن پل‌های پشت سر و سوزاندن کشتی‌ها برای موفقیت" حقیقت یا دروغ!!!

"شکستن پل‌های پشت سر و سوزاندن کشتی‌ها برای موفقیت" حقیقت است یا  دروغ؟!!

سؤالی از شما دارم:

"آیا باید کشتی‌ها را بسوزانیم؟ و پل‌های پشت سر را ویران کنیم؟"

 

داستان معروفی وجود دارد که آقای ناپلئون هیل در کتاب معروف "بیندیشید و ثروتمند شوید" به  آن اشاره‌کرده است. داستان ازاین‌قرار است:

"مدت‌ها پیش یکی از جنگجویان بزرگ با موقعیتی روبرو شد که باید تصمیمی می‌گرفت تا موفقیت او را در جبهۀ نبرد تضمین کند. او می‌خواست سربازانش را به جنگ دشمنی قدرتمند گسیل دارد که شمار سربازانش به‌مراتب از سربازان او بیشتر بود . او سربازانش را سوار بر قایق به سرزمین خصم برد . سربازان از قایق‌ها پیاده شدند و آنگاه دستور داد که کشتی‌ها را آتش زدند . این رهبر خطاب به سربازانش گفت:

 « کشتی‌ها را می‌بینید که در آتش می‌سوزند، ما راهی جز پیروزی نداریم. یا پیروز از میدان به درمی‌آییم یا هلاک می‌شویم»

"آن‌ها پیروز شدند"

هر کس که طالب پیروزی است باید کشتی‌ها و پل‌های پشت سرش را در آتش بسوزاند و راههای عقب‌نشینی را بر خود ببندد. این‌گونه است که می‌توان ذهن را در شرایط اشتیاق سوزان برای پیروزی قرارداد و این شرط لازم موفقیت است."

این کار به استراتژی پل های سوزان یا به عنوان امری ضروری برای رسیدن به موفقیت معروف شده است!!! 

سوای سابقه تاریخی این داستان که گاهی به ناپلئون، گاهی به طارق بن زیاد یا به هرنان کرتس (Hernan Cortes) فرمانده اسپانیایی ارتباط می‌دهند، آیا به شیوه عمل در این داستان معتقد هستید؟ آیا در زندگی واقعیتان، این‌قدر جرئت دارید که پل‌های پشت سرتان را بشکنید و کشتی‌ها را بسوزانید؟ در عمل چند بار آگاهانه این کار را کرده‌اید؟ می‌توانید چند مورد نام ببرید؟

من نمی‌دانم چه جوابی می‌دهید، ولی این را می‌دانم که بین شجاعت و حماقت فاصله‌ای به باریکی یک تار مو در ظاهر وجود دارد و در باطن فاصله‌ای به زیادی "آگاهی و ناآگاهی"

 

در بسیاری از مواقع ما تصمیم داریم کاری را بکنیم، فقط دنبال شواهد تائید کننده آن هستیم. غافل از اینکه آیا در زمان و مکان درست قرار داریم؟یا خودمان آدم این کار هستیم یا نه؟

اگر در همین داستان چندخط بالا را عمیق‌تر بخوانیم، چند نکته بسیار مشخص است:

نکته اول اینکه: تصمیم به سوزاندن کشتی‌ها و شکستن پل‌ها، یکی از انواع گزینه‌هایی است که می‌توانیم انتخاب بکنیم.

نکته دوم اینکه: در اکثر مواقع زندگی، با دشمنی طرف نیستیم بلکه با ادامه زندگی و انتخاب‌های پیش رو مواجه هستیم و این شرایط بیشتر نیازمند پیشروی است تا حمله.

نکته سوم و بسیارمهم اینکه: در این داستان معروف سربازان جنگی این کار را انجام دادند نه افراد معمولی، آن‌ها مهارت جنگ را داشتند و آموزش‌های لازم را دیده بودند ولی در اکثر مواقع ما این نکته را یا نمی‌دانیم یا اینکه به آن اهمیت نمی‌دهیم.

نکته سوم به‌تنهایی دنیایی مطلب در درون خود دارد. بسیاری از افراد به این دلیل موفق نمی‌شوند که سرباز آموزش‌دیده در مسیر هدفشان نیستند، یک فرد عادی با سوزاندن کشتی‌ها و شکستن پل‌ها فقط خود را طعمه راحت‌تری برای دشمن می‌کند و راه فرار و نجات خود را از بین می‌برد.

 

شکستن پل های پشت سر

 این موضوع آن‌قدر واضح و مهم است که نادیده گرفته می‌شود!!! شاید این جمله کمی گنگ به نظر برسد ولی در زندگی ما موضوعات بسیار زیادی وجود دارند که به علت  واضح و عادی شدن برای ما، در معرض دید ما نیستند. به‌عنوان‌مثال،آسمان بالای سرتان را چقدر تماشا می‌کنید؟ آیا می‌دانید کوچک‌ترین ستاره‌هایی که می‌بینید بزرگ‌تر از خورشید ما هستند؟ آیا حواستان هست که بدون وجود خورشید زندگی در زمین ممکن نبود؟ آیا می‌دانستید هوایی که تنفس می‌کنید چقدر حجم دارد؟ آیا توجه کرده‌اید ابرهای باران‌زا چند صدتُن آب را در آسمان حمل می‌کنند بدون اینکه از انرژی فسیلی استفاده کنند؟ خاکی که روی آن زندگی می‌کنیم، بستر  غذاها و نیازهای ما را فراهم می‌کند؟و...

بسیاری از موضوعات در زندگی ما آن‌قدر بزرگ هستند و بدیهی که گاهی مهم بودن آن‌ها را فراموش می‌کنیم و موضوع سرباز بامهارت بودن در مسیر هدف از این نوع موضوعات است. افراد زمانی که می‌خواهند به خواسته خودشان برسند پرورش ذهن را آخرین اولویت قرار می‌دهند و اکثراً به دنبال منابع بیرونی و بعد پرورش شرایط جسمی خود هستند، و غافل از اینکه رسیدن به هدف نیازمند ذهنی پرورش‌یافته یا تفکری عاقلانه است.

از دکارت جمله‌ای نقل‌قول می‌شود که در آن می‌گوید: "ظاهراً تنها چیزی که در دنیا عادلانه تقسیم‌شده عقل است! چون کسی اعتراض نمی‌کند که چرا عقل من کم است" یا اینکه " در بین تمامی مردم تنها عقل است که به عدالت تقسیم‌شده زیرا همه فکر می‌کنند به‌اندازه کافی عاقل‌اند." دکارت در این جمله باظرافتی خاص از احساس خودبزرگ‌بینی و احساس کامل بودن انسان‌ها پرده برمی‌دارد و به ما می‌فهماند دقیقاً همان‌جایی که خیلی ادعایمان می‌شود بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف ماست.

 

"شکستن پل‌های پشت سر و سوزاندن کشتی‌ها برای موفقیت" حقیقت یا دروغ!!!

 

بنا بر اطلاعاتی که در دست داریم اکثر افرادی که وارد یک مسیر می‌شوند احساس می‌کنند اطلاعات و توانایی لازم رادارند و درنهایت احتمال دارد پول یا شانسشان مناسب نباشد و عامل شکست آن‌ها شود درحالی‌که آگاهی مهم‌ترین خصوصیت تخصصی است که باید داشته باشند و باید بتوانند شخصیت مربوط به هدفشان را در درونشان ایجاد کنند، در دوره پایه عبور از مسیر گذار در راه‌اندازی کسب‌وکار گفته‌ام که " باید شخصیت مربوط به یک کار را در خود ایجاد کرد و این کار نیازمند تصمیم،تلاش، تربیت پرورش‌یافته و کنترل رفتار است و به دست آوردن این شخصیت کاری نیست که با دانستن و یا احساس کردن ایجاد شود این کار نیازمند تمرین، تمرکز و زندگی در این مسیر است، نیازمند فهمیدن و عمل کردن است.

یک فرد زمانی می‌تواند با بستن چشم از راه فرار و برگشت، فقط به سمت جلو برود که مثل یک سربازی آماده، چیزی در چنته‌اش داشته باشد و مرد میدان نبرد باشد. نه‌فقط یک نفر که خواهان و آرزومند پیروزی است.

البته باید یک‌طرفه هم به قاضی نرویم. استفاده از تاکتیک سوزاندن کشتی‌ها و شکستن پل‌ها برای فردی که آماده است و تخصص و توانایی انجام یک کار را دارد به‌عنوان یک شتاب‌دهنده قوی عمل می‌کند در مقاله "پس این معجزه موفقیت کی می‌آید"  راجع به تلاش متمرکز صحبت کرده‌ام و گفتم که كار خودتان را متمرکز ادامه دهید، مطمئن باشید كه دگرگونی از راه خواهد رسید. "صبور باشید، هیچ تلاش متمرکزی بی‌نتیجه نمی‌ماند."

یکی از نیازهای تلاش متمرکز چشم برداشتن از بقیه گزینه‌ها و تمرکز بر روی فقط و فقط یک هدف است. و این کار در زمان‌های حساس بسیار پاسخگوست به شرطی که فرد "مرد میدان نبرد باشد."و نتیجه را، هرچه که باشد پذیرا باشد.

نتیجه‌ای از صحبت‌هایم می‌گیرم و مابقی را به شما می‌سپارم: اگر واقعاً تمایل به موفقیت دارید قبل از شکستن پل‌های پشت سر و سوزاندن کشتی‌ها بررسی بکنید که آیا تخصص و امکانات غلبه بر مشکلات مسیر گذار را دارید یا نه؟ و اگر ندارید با این کار راه را برای خودتان دشوار و یا غیرقابل‌عبور نکنید، گاهی یک عقب‌نشینی و بازیابی توان بهتر از حمله‌ای از روی ناچاری است."

 

"شکستن پل‌های پشت سر و سوزاندن کشتی‌ها برای موفقیت" حقیقت یا دروغ!!!

 

هادی آقاجانلو مدیر سایت خردمندان

 

لطفا این مطالب را هم مشاهده نمایید:

 دانلود کتاب  "بیندیشید و ثروتمند شوید"

مقاله "پس این معجزه موفقیت کی می‌آید"

دوره عبور از مسیر گذار در راه اندازی کسب و کار 

"مهم‌ترین تفاوت میان فقیران و ثروتمندان"

دوره عالی "ساخت و پرورش یک ذهن ثروت ساز"

  354        1        رایگان       



بازدید : 1952
بازدید : 1501
بازدید : 1460
بازدید : 1414
بازدید : 896