خانه خردمندان  >  خرد نوشته  >   خرد شخصیت ساز  >  دانلود مقاله

سه مسیر رشدی که در زندگی تجربه می‌کنیم

سه مسیر رشدی که در زندگی تجربه می‌کنیم

 

زیبایی زندگی در این است که بی‌هدف نیستیم هرچند خودمان باور نداشته باشیم ما جزئی از پیشرفت جهانیم و وظیفه‌داریم این جهان را اندکی بهبود ببخشیم، کمک به بهبود جهان در سرشت ما قرار داده‌شده است و کاری نیست که ما بتوانیم از آن جلوگیری کنیم، ما در جهان یا پیشرفت می‌کنیم یا درس یاد می‌گیریم یا درس عبرتی برای سایرین می‌شویم.

 از زمانی که پا در این جهان می‌گذاریم وارد یک مسیرگذار می‌شویم، مسیر گذاری که هدفش رشد ماست. و زمان زندگی ما در این دنیا یک دوران گذار ویژه برای خودمان است و در این دوران  انواعی از مسیر رشدها را تجربه می‌کنیم و هر رشدی مراحل خود را دارد. برخی رشدها بیرونی و برخی درونی هستند. ازلحاظ تئوری زمان شروع  این رشدها از لحظه تولد ماست هرچند به قول برخی از افراد رشد یک فرد حتی چند سال قبل از تولدش شروع می‌شود.

ازآنجاکه ما انسان‌ها هم یک موجود مادی و هم موجودی فرا مادی هستیم، (به نظرم) سه نوع مسیر رشد را در زندگی تجربه می‌کنیم. شرایط این مسیرها تقریباً برای همه انسان‌ها به‌صورت کلی و تئوری شبیه هم هستند. اما در عمل با توجه به انتخاب‌های هر فرد و به علت تفاوت در جزییات مسیر حرکت، نتایج هر فرد فرق می‌کند. گهگاه این سه مسیر رشد تلاقی‌هایی باهم دارند که منجر  به اتفاقات و تغییرات زیادی در زندگی فرد می‌شود.

موضوعی کاملاً مشخص است و آن اینکه، همه افراد هر سه‌ی این رشدها را به‌صورت کامل تجربه نمی‌کنند اما مطمئناً بخش‌هایی از آن را تجربه خواهند کرد. این سه مسیر رشد را بررسی می‌کنیم:

 

1- مسیر رشد جسمی

عادی‌ترین و قابل‌کنترل‌ترین نوع  رشد هر انسانی رشد جسمی است. همه ما با نمودارها و خصوصیات جسمی انسان از مسیر نوزادی تا پیری و کهن‌سالی آشنا هستیم. اگر نمودار پایین را مشاهده کنید، می‌بینید که ما از نوزادی شروع به رشد می‌کنیم و در دوره‌های کودکی و نوجوانی به‌سرعت رشد را ادامه می‌دهیم و سپس به مرحله بلوغ و جوانی می‌رسیم. در اواخر دوره جوانی از سرعت رشد ما کم می‌شود و در مسیر ثبات قرار می‌گیریم. در دوره میان‌سالی دیگری خبری از رشد نیست و کم‌کم به سمت ضعیف‌تر شدن حرکت می‌کنیم و در دوره کهن‌سالی سرعت پیری بدن و جسم ما تندتر می‌شود و ضعف‌ها و کند شدن‌هایی در جسم ما اتفاق می‌افتد.

 هرچند این تغییرات در حالت جزئی و روزبه‌روز قابل‌مشاهده نیستند اما به‌صورت کلی همه قبول داریم که نسل انسان از زمان به دنیا آمدن به‌سرعت رشد می‌کند و درجایی از زندگی رشد جسم متوقف می‌شود و پس از مدتی روبه‌زوال می‌رود و تنها کاری که انسان می‌تواند بکند این است که بااحتیاط، ورزش، تلاش و حفظ روحیه این روند پیری را به تأخیر بیندازد.

همیشه با خود می‌گویم:"واقعاً اگر هدف آفرینش ما همین نوع از رشد بود چقدر زندگی بی‌ارزش به نظر می‌رسید. آن‌همه زحمت و تلاش پدران و مادران و سپس جامعه و خود فرد، در آخر منجر به مرگ و زوال جسمش می‌شد، چه خوب است که فرصت‌های رشد دیگری وجود دارد." 

 کسانی که تنها معتقد به این نوع از رشد و بی‌هدفی جهان هستند در دوره پیری جایی برای شکوفایی خود و دلیلی برای شادی دل خود ندارند آن‌ها یا تسلیم و منتظر به وقوع پیوستن قوانین جهان هستند یا در حال فرار از قوانین جهان و مرگ. ناامیدی و سستی نشانه بارز آن‌هاست. درحالی‌که افرادی با رشد معنوی درست، روزبه‌روز با گذر عمر و حتی زوال جسم، روحیه‌شان شادتر و امیدشان بیشتر می‌شود. البته رشد دیگری وجود دارد که تقریباً همه آن را تجربه می‌کنند، دومین مسیر رشد مسیر رشد عقلی و مادی است.

 

سه مسیر رشدی که در زندگی تجربه می‌کنیم

2- مسیر رشد عقلی و مادی

دومین رشدی که اکثریت ما تجربه می‌کنیم رشد عقلی و نتیجه متناظر آن رشد درآمد و شرایط مادی است. اگر موارد استثنا را کنار بگذاریم عموم انسان‌ها همراه با رشد جسمی رشد عقلی نیز به دست می‌آورند و در ضمن رشد مالی و مادی را تجربه می‌کنند. میزان این رشدها در افراد یکسان نیست اما چیزی که مشخص است این‌که همه‌ی ما این نوع از رشد را تجربه می‌کنیم. انسان در ابتدای تولد آگاهی و قدرت تصمیم‌گیری کمی دارد حتی برخی خصلت‌ها و رفتارهایش حالت غریزی دارد. اما به‌مرور در اثر رشد جسمی و تکامل مغز و جسم، قدرت آگاهی و تصویرسازی منطقی او بالاتر می‌رود. در این حالت فرد می‌فهمد که هم‌زمان با رشد جسمی باید رفتارها و صحبت‌هایش عاقلانه باشد و باید در جهت منطقی و قابل دفاعی زندگی‌اش را پیش ببرد. به همین خاطر انسان دنبال علم‌آموزی و درآمد کردن و یادگیری رفتارهای منطقی می‌رود و از افراد و موضوعات اطراف خودش الگو گیری می‌کند و درزمانی که توانست به یک رشد جسمی و ذهنی مناسبی برسد اقدام به درآمد کردن و حرکت در مسیر رشد یا تشکیل خانواده و کمک به پیشرفت خودش و اطرافیانش می‌کند. این نوع از رشد مسیرگذار متفاوت‌تری از رشد جسمی دارد.  فرد درزمانی که سرعت رشد جسمی بالایی دارد سرعت رشد عقلی و مادی‌اش به آن حد نیست و پس از رشد جسمی است که سرعت رشد عقلی و مالیش بیشتر و بیشتر می‌شود.

 برخلاف رشد جسمی که در میان‌سالی آرام‌آرام کند و به سمت زوال می‌رود رشد عقلی و مادی در آن زمان سرعت رشد بیشتری را تجربه می‌کند اکثر افراد میان‌سال رفتارهایی منطقی و عقلانی در زمینه‌های مختلف زندگی از خود نشان می‌دهند و افراد بیشترین درآمدها و کارهای مالی را از دوران میان‌سالی به بعد تجربه می‌کنند. البته فرد در دوران کهن‌سالی دیگر با تمام هم‌وغم  متمرکز بر روی درآمد سازی و درآمدزایی نمی‌شود، بلکه مشغول سیستم سازی و یا کنترل و هدایت داشته‌هایش می‌شود و سعی می‌کند تا آخر عمر زندگی متعارفی را تجربه کند و سیاست مالی و منطقی‌اش طوری باشد که محتاج دیگران نشود و مدیون و تحت منت افراد دیگر قرار نگیرد. در ضمن طوری واکنش نشان می‌دهد که نشان از بزرگی و قابلیت استادی، باتجربه بودن و خردمند بودنش باشد. در این زمان منطق زندگی فرد و درآمد رشد دارد اما دیگر رشد زیادی را تجربه نمی‌کند البته در صورت عملکرد درست و قرار گرفتن در مسیر درست به‌هیچ‌عنوان به سمت زوال نمی‌رود (در عموم جمعیت).

 فرد در مرحله کهن‌سالی دچار کندی رشد عقلی و مادی می‌شود، دیگر توانایی آموزش و یادگیری‌اش همانند یک کودک و یا جوان نیست و گرفتار زوال و ضعف جسمی می‌شود. اما ازلحاظ رشد سوم زندگی کاملاً شرایط متفاوتی را تجربه می‌کند.

 

سه مسیر رشدی که در زندگی تجربه می‌کنیم

3- مسیر رشد معنوی

 سومین رشدی که بخشی از آن را همه و قسمت مهمی از آن را برخی از افراد تجربه می‌کنند رشد معنوی است. از زمانی که با مفاهیم معنوی و دینی آشنایی پیدا می‌کنیم وارد رشد معنوی می‌شویم، رشدی که عمیق‌ترین تأثیر را در زندگی افراد دارد، این رشد در دوران کودکی و نوجوانی کند است و در زمان بلوغ و جوانی رشد نسبتاً متعارفی دارد، البته بیشترین دلیل این رشد تربیت‌های بیرونی مثل تربیتی است که از پدر و مادر، معلمان، رسانه‌ها و افراد معروف دریافت می‌کنیم و رشد، بیشتر تابع عرف و محیط است و حتی اگر فرد رشد مذهبی‌ای تجربه می‌کند ناشی از تأثیر دین و اعتقادات اطرافیان اوست، به‌عنوان‌مثال یک فرد که در محیطی باتربیت دین مسیحیت و معنویات آن رشد کند قطعاً تا دوره جوانی‌اش و یا  تا زمانی که مستقلاً به خود اجازه بررسی عقایدش را بدهد، خصوصیات یک فرد مسیحی و کیش‌های مذهبی آن را دارد . همین‌طور یک فرد مسلمان، یهودی، بودائی و .... حتی یک فرد بدون دین هم رشد معنوی‌اش وابسته به تربیت محیط و افراد اطرافش است. در برهه میان‌سالی بسته به خصوصیات خود فرد آگاهی‌ها و افکارش و اتفاقاتی که می‌بیند دچار تغییرات و چالش‌هایی در دیدگاه‌های معنوی و یا حتی مذهبی‌اش می‌شود که ذهنش را درگیر می‌کند. بسته به تصمیمی که می‌گیرد و بسته به شناخت و آگاهی‌ای که به دست می‌آورد این چالش‌ها منجر به ثبات یا تغییر در تفکرات معنوی یا مذهبی فرد می‌شود. می‌شود گفت فرد به‌نوعی در دوران میان‌سالی دچار تحولات و درگیری‌های فکری زیادی ازلحاظ معنوی و مذهبی می‌شود، بعدازاین تنش دوران میان‌سالی سه حالت پیش می‌آید:

 در حالت اول، که عمومیت دارد فرد به‌احتمال بسیار زیاد به این نتیجه می‌رسد که سخنان و عقاید گذشتگان و محیط را ارزشمندترین عقاید است و با چند دلیل عموماً ساده و قابل‌فهم برای خودش و اطرافیانش خود را از درگیری و تنش ذهنی رها می‌کند او با تائید همه‌جانبه معنویات و عقاید زندگی اطرافیانش، هم‌کیش آن‌ها می‌شود و با رشدی آهسته زندگی و کهن‌سالی را ادامه می‌دهد.

 در حالت دوم، به‌احتمال کمتر فرد دچار تحولی از نوع مخالفت می‌شود. عقاید و معنویات محیط یا افراد دیگر را اشتباه می‌داند و راهی خلاف راه عموم را در پیش می‌گیرد و تا آخر عمر راه متفاوتی را در پیش می‌گیرد و عمل می‌کند، البته دلایل مشخص و قابل قبولی ازلحاظ منطقی ندارد، فقط صرف موافق نبودن با عقاید دیگران راه مخالفت را طی می‌کند. به‌عنوان‌مثال برعکس اخلاق و رفتار پدر یا مادرش صحبت و عمل می‌کند و یا با آن‌ها به بحث و گفتگو می‌پردازد و یا بی‌توجهی می‌کند. این فرد معنویات و ارزش‌هایش  هم‌زمان با زوال جسمش به زوال می‌رود.

در حالت سوم، که برای تعداد خیلی کمی اتفاق می‌افتد، فرد دچار علاقه به حقیقت‌یابی می‌شود. تفکر و مطالعات بسیاری می‌کند و صحبت‌ها و بررسی‌های فراوانی انجام می‌دهد. به مرحله‌ای از شک به همه‌چیزی می‌رسد و به درون پیله‌ای می‌رود و درونش را مورد کندوکاو قرار می‌دهد و تشنه حقیقت و فهمی والاتر می‌شود، ابتدا گمراه و سپس آگاه‌تر می‌شود، فردی که در این مرحله قرار می‌گیرد به مرزهای خرد نزدیک می‌شود و می‌تواند فراتر از ترس و تعصب به موضوعات نگاه کند و به سمت فرزانگی و خود شکوفایی نزدیک می‌شود. این فرد هرچقدر که پیرتر می‌شود، رسیدگی به جسم و وابستگی به مادیات را اولویت اصلی‌اش  نمی‌داند، بلکه در ادامه حیات و حفظ سلامت جسمی، مادی و عقلی، اولویت را در طی طریق بیشتری در مسیر رشد معنوی می‌داند. در این مرحله اگر با عرف و سنت اطرافیانش مخالفت یا موافقتی کند این مخالفت یا موافقت دارای دلایلی بنیادی و ریشه‌ای است و از روی هیجانات نیست. این فرد آرامش دارد، چه در مقابل دشمن و چه در مقابل دوست، شیدای معنویاتش است و اصولاً باکسی کاری ندارد مگر کمک و همکاری و دوستی. فرد در مسیر خردمندی و فرزانگی است و هرروز تا زمانی که عمر دارد و جسم و عقلش سالم هستند آگاهانه و کم تعصب زندگی می‌کند و رشدی بیشتر از همه رشدها را تجربه می‌کند.

 

سه مسیر رشدی که در زندگی تجربه می‌کنیم

ترکیب رشدها در یک زندگی واقعی

نکته بسیار مهمی که در بررسی این سه مسیر رشد مطرح است این است که:

ما هم‌زمان هر سه این رشدها را تجربه می‌کنیم و هر سه این رشدها در زندگی ما مؤثر و عامل حرکت یا توقف هستند و گاهی بسته به مسیر حرکتمان احتمال دارد بین انتخاب و اولویت دادن به یکی از این رشدها دچار تنش شویم اگر نمودار کلی" سه مسیر رشدی که در زندگی تجربه می‌کنیم" را ببینیم این تغییرات مشهودتر به نظر می‌رسد:

 

سه مسیر رشدی که در زندگی تجربه می‌کنیم

در نمودار می‌بینیم که در دوران کودکی و نوجوانی، رشد جسمی یک خاصیت طبیعی جسم ماست و سرعت بسیار زیادی دارد رشد معنوی به علت تربیت و آموزش‌هایی که از اطرافیان می‌گیریم با اختلاف در رتبه بعدی است و رشد مادی و عقلی فرد کمترین رشد را دارد چون هنوز مهم بودن آن برای خود فرد خیلی بارز نیست.

در دوران بلوغ و جوانی رشد، جسمی باز حرف اول را می‌زند، فرد در این دوران برای اثبات درستی عقل و منطق و معنویاتش گهگاه از نیروی جسمی‌اش نیز استفاده می‌کند، چون اولویت و ارزش را در قدرت بدن و جسمش می‌داند، البته سرعت رشد مادی و عقلی فرد آرام‌آرام در حال پیشی گرفتن از رشد معنویات آموزش داده‌شده می‌شود.

در دوران میان‌سالی، تحولات بسیار مهمی در فرد ایجاد می‌شود و به‌مرور از تکیه به قدرت بدنی و عضلات و صدای بلندش دست برمی‌دارد، چون جسم فرد در مسیر زوال حرکت می‌کند و در عوض رشد عقلی و مادی‌اش سرعت بسیار زیادی را به خود می‌گیرد. فرد به دنبال تشکیل خانواده و رشد اجتماعی و درآمد کردن است. اولویت را از سایر رشدها برمی‌دارد وبر روی رشد عقلی و مادی زندگی‌اش می‌گذارد و از بحث‌های مرتبط با رشد جسمی و حتی رشد معنوی کمی فاصله می‌گیرد و متمرکز بر رشد مادی و عقلی می‌شود. در اوایل این دوران فرد معنویات یاد داده‌شده را از اولویت توجهش کنار می‌گذارد و کانون توجهش را بر روی رشد مادی و منطقی می‌گذارد و در ادامه تنش‌های معنوی درونی در ذهن فرد  ایجاد می‌شود و درگیری‌های ذهنی مربوط به معنویات نیز  در زندگی و ظاهر فرد نمایان می‌شود. فرد عقاید خودش را بررسی می‌کند، عرف‌ها و سنت‌ها را بررسی می‌کند و سعی می‌کند زندگی معنوی خودش را ترسیم کند. البته در دوران میان‌سالی کماکان زندگی مادی و منطقی اولویت بیشتری دارد چون فرد مجبور است برای آینده خودش و اطرافیانش کارهای مناسب و درستی را انجام دهد.

در دوران کهن‌سالی، فرد به مراقبت از جسمش می‌پردازد و دیگر برای پیش برد اهدافش از جسمش استفاده نمی‌کند، بلکه در صورت لزوم از روش‌های منطقی و عقلانی استفاده می‌کند. البته درجایی از دوران کهن‌سالی رشد معنوی فرد همه زندگی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد فرد اولویت نگاهش را از توجه به زندگی مادی برمی‌دارد بلکه مادیات و جسمش را در مسیر رشد معنوی قرار می‌دهد و سعی می‌کند کاری بکند که رضایت معنوی و قلبی‌اش ایجاد شود، عقاید و صحبت‌هایی را می‌پسندد و ارائه می‌کند که نشان از عمق وجودش دارد و البته دیگر در پی اثبات و یا قبولاندن عقایدش به دیگران نیست، بلکه به دنبال یک آسایش و آرامش ناب برای ادامه‌ی زندگی‌اش می‌گردد.

به نظر من توانا کسی است که در همه این مراحل آگاهانه و با تمرکز زندگی بکند و درگیر تعصب و صحبت‌های دیگران نشود و در آخر زندگی بتواند پس از یک زندگی درست جسمی و رشد عادی مادی و منطقی و عقلی یک خرد معنوی و مذهبی درستی به دست آورد. برخی از افراد منطقاً رشد خوبی می‌کنند و ازلحاظ مادی زندگی خوبی به دست می‌آورند اما معنویاتشان بیشتر در مسیر گمراهی می‌رود، برخی از افراد در مسیر رشد معنوی خوب رشد می‌کنند اما در مسیر مادی سستی نشان می‌دهند و برخی دیگر جسمشان را به خاطر رشد مادی و معنوی از بین می‌برند. باید سعی کنیم بین این رشدها یک تعادل مناسب ایجاد کنیم و به یک بالندگی و شکوفایی ارزشمند در این دنیا دست پیدا کنیم.

هادی آقاجانلو

 مربی تغییر و تحول فردی و مربی راه‌اندازی کسب وکار

لطفا این فایل ها را نیر مشاهده نمایید:

دو نکته مهم در مسیر تغییر و ثروت سازی (قسمت اول)

توضیحات مهم نظریه" تغییر با استفاده از مسیر گذار"

"حلقه مفقود موفقیت"

کیک با طعم عزت نفس!!!

 

 

 

 

  267        0        رایگان       



بازدید : 1989
بازدید : 1537
بازدید : 1491
بازدید : 1448
بازدید : 947