خانه خردمندان  >  خرد نوشته  >   خرد شخصیت ساز  >  دانلود مقاله

هوش و خلاقیت بی‌تأثیر

هوش و خلاقیت بی‌تأثیر

خانواده‌های بسیار زیادی دیده‌ام که هوش و خلاقیت را جزء عوامل اصلی موفقیت مالی می‌دانند، و سعی می‌کنند که باهوش بودن و خلاق بودن را به فرزندانشان القا بکنند. آن دو را ارزشمند نشان می‌دهند و در صورت نیاز برای به دست آوردن برچسب خلاقیت و باهوشی در خودشان و سایر وابستگانشان هزینه هم می‌کنند. ولی آیا واقعاً این مطلب درست است؟ آیا افراد باهوش و افراد خلاق ثروتمندتر و موفق‌تر از بقیه می‌شوند؟

مسلماً داشتن هوش و خلاقیت بهتر از نداشتن آن است، حداقل من فردی را ندیده‌ام که به کم‌هوشی خود افتخار کند و عدم خلاقیتش را مزیت بشمارد. اما آیا واقعاً قوانین جهان واقعی با تصورات و گمان‌های ما قابل انطباق هستند؟ آیا افراد خلاق و باهوش ثروتمندتر هستند یا نه گروه دیگری از افراد با خصلتی متفاوت احتمال ثروتمند شدن بیشتری دارند؟

 

هوش و خلاقیت بی‌تأثیر

 

این موضوع را از دو جنبه می‌شود بررسی کرد، اولی اینکه نگاهی به میزان موفقیت مالی افراد باهوش و خلاق بیندازیم و دومی اینکه نگاهی به میزان هوش و خلاقیت افراد ثروتمند بکنیم.

برای بررسی میزان ثروت و موفقیت مالی افراد باهوش و خلاق بهترین گزینه نوابغ هستند:

ده نابغه بزرگ فعلی جهان که زنده هستند عبارت‌اند از:  کیم اونگ یونگ،ترنس تائو،کریستوفر هیراتا، کریستوفر مایکل لانگان، گری کاسپاروف،  بابی فیشر،  جیکوب بارنت، جودیت پولگار، پل آلن، سر اندرو ویلز.

البته مطمئناً افراد دیگری هم وجود دارد که می‌شود به لیست اضافه کرد ولی شاید به این شهرت نباشند. در بین این افراد، "کیم اونگ یونگ" باهوش‌ترین است، "گری کاسپاروف" از همه معروف‌تر است و "پل آلن" شریک بیل گیتس از بقیه ثروتمندتر است.

نوابغی هم وجود دارند که در قید حیات نیستند مثل: ویلیام جیم سایدیس، استفان هاوکینگ، گالیلو گالیله، آلبرت انیشتین، لودویک وینکنشتاین، لئوناردو داوینچی، وولفگانگ گوته، زیگموند فروید.

نکته جالبی که وجود دارد این است که اگر این افراد و هوششان را ذاتی بدانیم،دیگر به دست آوردن هوش و خلاقیت بیشتر هم عامل موفقیت نخواهد شد. و نکته دیگر اینکه به‌جز پل آلن که او هم دلیل ثروتمندی‌اش موضوع دیگری است هیچ‌کدام از این افراد نتوانستند حتی با داشتن هوش بالا جزو ثروتمندان برتر جهان شوند.

در عوض نوابغ بسیار زیادی وجود دارند که آن‌قدر اوضاع مالی‌شان بد بوده است که به نان شب هم محتاج شده‌اند. معروف‌ترینشان نیکلا تسلا، نیتن لئوپولد، لئونیداس داسیلوا هستند.

سوای این افراد نابغه، اگر به زندگی عادی خودمان هم نگاه کنیم، بسیاری از شاگرد اول‌های  مدارس ما هم موفقیت مالی زیادی به دست نیاورده‌اند، شما هم اگر دوران مدرسه و دانشگاه خود را یادآوری کنید احتمالاً این جمله را تائید می‌کنید، اکثر افراد باهوش کلاس‌هایی که من در آن بوده‌ام و الآن آن‌ها را می‌شناسم کارمند یا نهایتاً در کار پدری‌شان مشغول به کار هستند. و تعداد زیادی از افراد ثروتمند را می‌شناسم که قطعاً جزو باهوش‌ترین‌های کلاس درسشان نبوده‌اند.

از جنبه دیگر، اگر به میزان هوش افراد ثروتمند نگاه کنیم یک موضوع تقریباً بارز است: اکثر افراد باهوش جزو نوابغ نیستند. پس چه چیزی باعث می‌شود که یک فرد ثروتمندتر باشد؟

 اگر عوامل بیرونی مثل محیط، میزان ارث و تربیت توسط خانواده را کنار بگذاریم و تأثیرشان را اندک بدانیم ( البته در واقعیت هم این‌ها برخلاف تصور و اعتقاد اکثر افراد، عامل اصلی نیستند) عامل دیگری مطرح می‌شود که مهم‌تر از هوش و خلاقیت است.

قبل از گفتن آن عامل توضیح کوچک  و مهمی را بگویم:

شاید بگویید افراد ثروتمند هوش هیجانی بالاتری دارند و بررسی هوشی که من در مورد نوابغ ذکر کردم مربوط به هوش‌بهر یا IQ است اما واقعیت این است که مدارس، والدین و اکثریت جامعه هوش‌بهر یا IQ  را ارزشمند می‌دانند و میزان آن را نشان باهوشی فرد می‌دانند. هرچند هوش هیجانی مهم‌تر است.

موضوع دیگر بحث خلاقیت است، افراد خلاق زیادی را می‌شناسم که نتوانستند ثروتمند بشوند و این را به ضرس قاطع می‌گویم، ثروتمند شدن هیچ ربطی به خلاقیت‌های عمومی ندارد، همه ما مکانیک، قطعه ساز یا طراحان خلاقی می‌شناسیم که وضع مالی خوبی ندارد.

بحث اصلاً بر سر این نیست که خلاقیت و هوش ارزشمند نیستند، بلکه بسیار ارزشمند هستند اما عامل اصلی ثروت نیستند، یک فرد می‌تواند ثروتمند شود بدون اینکه نابغه یا یاهوش­تر از سایرین باشد! بدون اینکه دارای مدارک تحصیلی بالاتر باشد! بدون اینکه یک فرد طراح یا خلاق عالی باشد. و درعین‌حال می‌تواند فقیر باشد درحالی‌که دارای تحصیلات عالی و هوش سرشار باشد، اکثریت برندگان جایزه نوبل ثروتمند نشده‌اند.

نکته مهم دیگری را هم بگویم، ثروتمند شدن بدون خلاقیت، هوش و علم  هم ممکن نیست، اما موضوع مهم این است که این عوامل، عامل اصلی نیستند، همان‌طور که شرایط محیطی و ارث و تربیت خانوادگی عامل اصلی نیستند. پس عامل اصلی چیست؟

تنها عامل اصلی ثروت سازی داشتن شخصیت ثروت ساز یا ذهن ثروت ساز است. ذهن ثروت ساز تنها به هوش، خلاقیت، محیط و تربیت بیرونی وابسته نیست، بلکه وابستگی اصلی آن به احساس لیاقت جهت ثروتمند شدن است یعنی احساس عزت‌نفس و یا یک بخش مهم از عزت‌نفس یعنی جسارت ارتباط مستقیمی دارد.

افراد باهوش و خلاق زیادی وجود دارند که ذهنیت ثروت ساز را در درونشان ایجاد کرده‌اند و جسارت حرکت در مسیر ایده‌هایی که توسط ذهن ثروت سازشان ارائه‌شده را داشته‌اند و آن‌ها را به واقعیت و موفقیت رسانده‌اند، آن‌ها با نشان دادن جسارت هم عزت‌نفس و احساس خود ارزشمندی را که به نظرم عامل ریشه‌ای رشد و موفقیت در زمینه‌های مهم زندگی است را در خود رشد داده‌اند و هم توانسته‌اند ثروتمندتر بشوند و بر ناامیدی‌ها و ترس‌هایشان هم غلبه بکنند.

 

هوش و خلاقیت بی‌تأثیر

 

در مورد جسارت توضیح ساده و مهمی وجود دارد، جسارت حماقت نیست، جسارت به‌اصطلاح عموم بی‌کله بازی نیست، بلکه جسارت جزئی از ایمان است. ایمان به اینکه من اگر جرئت حرکت در مسیر درست و ثروت ساز را به خودم بدهم قطعاً اتفاقات و نتایج دلخواهم به وجود خواهد آمد.

ایمان به اینکه مسیر موفقیت وجود دارد هرچند دیده نمی‌شود، برای فردی که جرئت اعتماد به ذهن ثروتسازش و ایده‌هایش دارد و امیدوار به کمک خداوند در جای‌جای مسیر حرکتش است مشکلات هم پله‌های رشد هستند.

هوش و خلاقیت موضوعات عالی و خوبی هستند، اما در مسیر ثروت سازی اگر ذهن ثروت ساز نباشد و اگر منش و شخصیت ثروت ساز را به دست نیاوریم ارزش زیادی ندارند. و این نیازمند دوست داشتن خودمان است.

 

هوش و خلاقیت بی‌تأثیر

 

 در مورد پل آلن هم بااینکه ایشان فرد باهوشی ازلحاظ هوش‌بهر یا IQ هستند مسئله‌ای که خودنمایی می‌کند، توانایی ثروت سازی یا هوش مالی  و خلاقیت مالی ایشان  است. خلاقیت مالی و هوش مالی جزئی از هوش هیجانی هستند و قابل‌آموزش و یادگیری هستند و اگر فردی خود را برای یادگیری مهیا بکند و در زندگی به کار ببندد می‌تواند ذهنیت پول‌ساز را به دست بیاورد. این فرصت یادگیری و عمل برای همه افراد مهیاست به شرطی که فرد آماده و متعهد برای پرورش ذهنش در مسیر ثروت سازی باشد و اسیر نجواهای درونی و باورها و گفتگوهای محدودکننده‌اش نشود.

این نوع از آموزش را وظیفه مدارس ندانید و متوقع از آن‌ها نباشید. وظیفه آموزش‌وپرورش ستاره آفرینی و پرورش ذهنیت ثروت ساز نیست. وظیفه مدارس آموزش تحصیلات عالی و باکیفیت برای افراد جامعه است و کسانی که خواهان ثروت هستند باید بر روی رشد ذهنشان در مسیر ثروت سازی هزینه بکنند و زحمت بکشند، چون این نوع از آموزش بر عهده خود فرد است و با تلقین فرد دیگر و یا مجموعه و گروهی دیگر آن‌هم به‌صورت رایگان، هیچ موقع مثمر ثمر نخواهد شد.

هادی آقاجانلو – مدیر سایت خردمندان

لطفا این مطالب را نیز مطالعه بفرمایید:

"کل مراحل دوره ساخت و پرورش یک ذهن ثروت ساز"

"مهم‌ترین تفاوت میان فقیران و ثروتمندان - تربیت پرورش یافته"

"دوره کامل بهبود عزت نفس و اعتماد به نفس"

 

  136        1        رایگان       



بازدید : 1952
بازدید : 1501
بازدید : 1461
بازدید : 1414
بازدید : 896