خانه خردمندان  >  خرد نوشته  >   خرد پول ساز  >  دانلود مقاله

تحصیلات، امید واهی در مسیر ثروتمند شدن

 

تحصیلات، امید واهی در مسیر ثروتمند شدن

 

تعدادی از هم‌دوره‌ای‌های ارشدم گروهی دریکی از شبکه‌های اجتماعی تشکیل داده‌اند ، الآن مدرک تحصیلی اکثر آن‌ها دکتراست. گهگاه بحث‌های جالبی در آن اتفاق می‌افتد و در چند ماه اخیر (ماه‌های پاییز و تابستان سال 1397) که قیمت‌ها دچار نوسان و رشد زیادی شدند و قیمت ارز، طلا و کالاهای ساخت کشورهای دیگر رشد خیلی زیادی کرد و تغییرات چشمگیری را در بازارهای مصرف ایجاد کرد، رفتارهای جالبی را در بین دوستان و اطرافیانم دیدم، بااینکه تحصیلات آکادمیک خوبی داشتند، اصلاً درزمینه امور مالی اطلاعاتی نداشتند، با توجه به اتفاقات اقتصادی، سطح واکنش‌ها و نظرات همان مطالبی بود که توسط عموم مردم مطرح می‌شد. همه این صحبت‌ها به‌نوعی حاکی از ناهشیاری مالی آنان بود. در این صحبت‌ها یک حقیقت مهم خودنمایی می‌کرد "تحصیلات عالی علمی در یک زمینه، دلیل بر آگاهی در زمینه‌های دیگر مثل: امور مالی، یا فرهنگ اجتماعی نیست"

باید برای اولویت‌های آموزشی خودمان فکری بکنیم و برنامه‌ریزی بکنیم، برای رشد در هر زمینه‌ای نیازمندیم که انرژی و هزینه صرف کنیم و وقت بگذاریم. و از بین انواع آموزش‌های تحصیلی، تحمیلی و کاربردی، انتخاب مناسبی را انجام بدهیم.

من به‌هیچ‌عنوان مخالف تحصیلات عالی نیستم و آن را ضروری می‌دانم، ولی کافی نمی‌دانم. در طول دوران تحصیلی و حتی کاری، آموزش‌های تئوری و عملی به‌دردنخور زیادی می ­بینیم.

 

تحصیلات، امید واهی در مسیر ثروتمند شدن

 ای‌کاش به‌جای آن‌ها در مورد مسائل مالی آموزش‌هایی را دریافت می‌کردیم تا رفتارهای نامتعارف اقتصادی کمتری را در زندگی خود انجام دهیم. دیگر توصیه خوب درس بخوانید و سعی کنید در شرکتی خوب استخدام رسمی شوید و پشتکار، پشتکار و پشتکار داشته باشید و پس‌انداز کنید تا بتوانید زندگی خوبی داشته باشید جواب نمی‌دهد، میزان سود پس‌اندازها، فعلا با میزان رشد تورم برابری نمی‌کند، تقلید از عموم مردم در خرید ارز و طلا هم باعث  رشد سرمایه نمی‌شود. همه‌ی این کارها در بهترین حالت سرعت کاهش ارزش دارایی‌هایمان را کمتر می‌کند. 

 

اگر آشنایی نسبی با امور مالی داشتیم و راجع به مسائل اقتصادی و کنترل احساسات خودمان و سرمایه‌گذاری‌ها، اطلاعات مناسبی را کسب می‌کردیم، آن موقع واکنش‌هایمان در موج تغییرات بهتر از حالت فعلی بود.

 در این چند ماه رفتارهای اقتصادی عجیبِ زیادی از افراد دیدم. یکی از کارهایی که بسیار زیاد اتفاق افتاد، اقدام به ذخیره‌سازی آذوقه برای زمستان بود!!! مردم به فروشگاه‌ها رفته و اقدام به خرید بیش‌ازحد نیاز کالاها می‌کردند، طوری شده بود که برخی­ ها حتی کالاهای کم کیفیت و فله‌ای را هم خرید می‌کردند.

برخی افراد در بازارهای تره‌بار اقدام به خرید گوجه‌فرنگی با حجم زیاد برای تولید رُب می‌کردند که منطقاً با توجه به هزینه خرید گوجه‌فرنگی و میزان تبدیل میانگین آن به رُب (تقریبا هر هشت کیلو گوجه‌فرنگی، یک کیلو رب می‌دهد) سوای زحمت و دردسرهایش، اصلاً توجیه اقتصادی نداشت. و فقط احساس رضایت کاذبی را ایجاد می‌کرد. یا رفتارهای زیادی که حاکی از ناآشنایی با روش‌های سرمایه‌گذاری بود، در بازار دیده می‌شد. درنتیجه به علت تقاضای زیاد و نامتناسب با عرضه، در بعضی کالاها بازار دچار یک هیجان کاذب شد.

قانونی در بازار هست که می‌گوید: "قیمت‌ها را عرضه و تقاضا کنترل می‌کند." اما وقتی هیجان شدید به بازاری می‌رسد این عرضه و تقاضا جای خود را به ترس و طمع می‌دهد و در آن موقع قیمت‌ها را ترس و طمع تعیین می‌کند.

افراد در چنین بازاری به دو گروه تقسیم می‌شوند: گروه اول کسانی که دارای هوشیاری مالی هستند و خصلت بازار را می‌شناسند و بهترین تصمیم‌های ممکن را می‌گیرند، و کارهایی را انجام می‌دهند که دارایی‌های آن‌ها نه‌تنها حفظ شود، بلکه رشد هم بکند. گروه دوم کسانی که دارای ناهشیاری مالی هستند و آشنایی زیادی با خصلت بازارها ندارند، فقط صرف این‌که از دارایی‌شان مراقبت کنند یا به نظر خودشان از آب گل‌آلود ماهی بگیرند وارد عرصه خریدوفروش و فعالیت در بازار می‌شوند. این گروه از افراد در اکثر مواقع بیشترین ضررها را می‌کنند، بعضی‌ها حتی به دلیل قرض‌هایی که کرده‌اند شرایط بدتر از قبل را هم تجربه می‌کنند.

متأسفانه تعداد گروه دوم بسیار بیشتر از گروه اول هست. ظاهر افراد هر دو گروه کاملاً مثل هم است و حتی میزان سرمایه‌گذاری‌هایشان باهم تفاوت چندانی ندارد. تفاوت اصلی در داستان هوشیاری و ناهشیاری مالی است.گروه اول دوره گذار و به‌اصطلاح خاک‌خوری خود را در بازار طی کرده‌اند و ذهناً آماده برای موج‌سواری شده‌اند و حتی گاهی بلدند موج سازی هم بکنند. اما گروه دوم با موج‌ها آشنایی ندارند و فقط به دلیل داشتن قایق احساس می‌کنند توانایی حرکت در دریای طوفانی را دارند. غافل از اینکه:

به دریا رفته می‌داند مصیبت‌های طوفان را

به دریا رفته می داند مصیبت های طوفان را

 

 

حال سؤال این است: برای آگاهی مالی چه‌کار باید کرد؟ ساده‌ترین جواب این است که این چند خط را بخوانید و در ادامه اقدام به مطالعات ویادگیری کامل‌تر از منابع موجود در آخر مطلب بکنید.

ترس، طمع و دروغ برادران دیرینه هم و دشمنان قسم‌خورده انسان هستند، ضرب‌المثلی در زبان ترکی داریم که می‌گوید: "دروغ‌گو، طمع‌کار را فریب می‌دهد" در بسیاری از رفتارهای ما ردپای این ضرب‌المثل دیده می‌شود. و تنها درمان آن حفظ آرامش، بررسی چندجانبه، یادگیری اصول تفکر با ذهن ثروت ساز و ایمان وتوکل به خداوند است. در بسیاری از مواقع که ترس از فقر و نداری یا مشکلات در ذهن خودم و یا اطرافیانم خطور می‌کند این آیه را با خودم تکرار می‌کنم:

الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿البقرة: ٢٦٨﴾

(شیطان به شما وعده فقر می‌دهد و شمارا به زشتی فرمان می‌دهد. و (اما) الله شمارا از جانب خود وعده‌ی پوشش و بخشش و فضل در روزی می‌دهد. و الله گشایشگری داناست.)

خواهش می‌کنم از آیه و معنی آن به‌آسانی رد  نشوید،گاهی آن‌قدر توصیه و مطلب از دیگران می‌شنویم و می‌خوانیم که مطلب زده می‌شویم و به‌آسانی از کنار هر مطلبی رد می‌شویم. خواهشی که دارم این است در مقابل حتی یک حرف قرآن کم‌توجهی نشان ندهید و به‌آسانی رد نشوید، قرآن کلام خالق و صاحب این جهان است. کلام تنها فردی که همیشه حاضر و ناظر و بااراده است و تنها کسی است که دوستدار واقعی ماست. از همه آگاه‌تر و از همه عاقل‌تر و نسبت به ما از همه دلسوزتر است و تنها کسی است که می‌تواند به ما کمک واقعی و بی‌منت بکند. خداوند هم صاحب‌اختیار ماست و هم پروراننده و هم هدایتگر ما، تنها کسی است که در همه‌جا توانایی دستگیری از ما را دارد، به شرطی که ما بخواهیم و از او دوری نکنیم. همه حروف و کلمات قرآن ارزشمند و خاص است به‌هیچ‌عنوان ساده از کنارش رد نشوید.

تحصیلات، امید واهی در مسیر ثروتمند شدن

در این آیه خداوند به‌عنوان یک راهنمایی که خواستار گشایش و بهتر شدن زندگی ماست توصیه 100 درصد درستی می‌کند و می‌گوید؛ هر وعده و نقل‌قولی که می‌شنوید را باور نکنید. اگر فکری یا موضوعی باعث شد که دچار ترس از فقر و تنگدستی بشوید و به خاطر فرار از تنگدستی خواست که کارهای ناصحیح و غلط را انجام بدهید، بدانید که آن فکر درست نیست و فکری شیطانی است. در جهانی که خداوند آفریننده آن است بی‌نهایت نعمت، بی‌نهایت فرصت و بی‌نهایت ثروت وجود دارد به شرطی که ما در مسیر آن باشیم. اگر به خداوند اعتماد کنیم و وعده‌هایش را بپذیریم، نه خوفی داریم و نه ناراحتی شدیدی. و این عدم اندوه فقط وابسته به ایمان است

أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٦٢:يونس ﴾

آگاه باشید! بی‌گمان بر دوستان (و پیروان) خدا نه هرگز بیمی است و نه آنان اندوهگین می‌شوند.

اگر در ذهنتان افکاری از فراوانی روزی و درآمد دارید و امیدوار به بهتر شدن شرایط مادی و مالی‌تان هستید و معتقدید اوضاعتان به لطف خداوند هرروز بهتر خواهد شد به آن افکار ارزش قائل شوید چون این تفکرات نشان از امید به وعده‌های الهی و امید به بخشایش است.

در کنار این نکات مهم باید متوجه جهتی که حرکت می‌کنید باشید و ببینید مسیر کاری و شغلی که انتخاب کردید در جهت درآمدی ثابت و مشخص مثل؛ استخدام به صورت قراردادی یا دائم، با حقوق ثابت است یا در مسیر کسب‌وکار و درآمد قابل رشد.

موضوع آگاهی‌های مالی در زندگی بسیار مهم است و ربطی به شرایط فعلی ندارد. دوستی دارم که دریکی از دانشگاه‌های معتبر کشور مسئول کنترل یک دستگاه بررسی نمونه‌های تولیدی توسط محققان و دانشجویان دکترا و ارشد است. چند سال قبل داستان جالبی را تعریف می‌کرد: او می‌گفت اکثر دانشجویان دکترا که در مرحله دفاع و پایان‌نامه خود هستند کمی ناراحتی و اضطراب دارند، دلیلش این است که اکثر آن‌ها بااینکه بالاترین مدرک را کسب کرده‌اند کار و درآمدی ندارند. به قول خودش در خواستگاری‌هایشان باید بگویند دکترم ولی بیکار!!!

می‌توانیم سمت پیکان انتقاد را به دولت یا نهادهای آموزشی بگیریم. اما این کار نان‌وآب نمی‌شود! فرد فارغ‌التحصیل باید بالاخره با همین اوضاع، فکری به حال خودش بکند و بهترین کار این است که ساده‌ترین اصول سرمایه سازی و راه‌اندازی کسب‌وکار را یاد بگیرد و از درخواست برای یادگیری خجالت نکشد، باید قبول کند که ثروت سازی هم یک علم است و این علم هم‌دوره آموزشی خود را دارد، باید ذهنیت درآمد سازی و ذهن ثروت ساز را آموزش ببیند. دانش موجود در رشته تحصیلی و رشته دانشگاهی به‌هیچ‌عنوان جای دانش تخصصی درزمینه ثروت سازی را نمی‌گیرد و همچنین با امید واهی برای یک شانس خوب، یک همسر پولدار، یک مصوبه ثروتمند کننده از جانب دولت، یک کارفرمای پولدار محتاج تخصص علمی نباید نشست چون به‌هیچ‌عنوان اتفاق نخواهد افتاد. در دنیا قانون تعادل سرمایه با درآمد حاکم است و این قانون می‌گوید:

" تعادلی بین میزان درآمد، و میزان سرمایه‌گذاری‌های لازم برای کسب‌وکار وجود دارد، این تعادل همیشه برقرار است"

 

و سرمایه علمی تخصصی فقط یکی از سرمایه‌های لازم برای راه‌اندازی کسب‌وکار است. پیشنهاد من این است برای رشد خودتان برنامه‌ریزی کنید، مسئولیت نجات خود را بر عهده بگیرید و با تمام وجود این کار را شروع کنید.

هادی آقاجانلو

تحصیلات، امید واهی در مسیر ثروتمند شدن

 

لطفا این مطلب را نیز مشاهده کنید:

یادگیری اصول تفکر با ذهن ثروت ساز

چه کسانی نهایتا در کسب‌وکار و زندگی موفق‌تر می شوند

کتاب های عالی مدیریتی برای مطالعه و دانلود رایگان

 دوره پایه راه‌اندازی کسب‌وکار

  

 

  281        0        رایگان       



بازدید : 2014
بازدید : 1561
بازدید : 1520
بازدید : 1470
بازدید : 980