خانه خردمندان  >  خرد نوشته  >   خرد صنعت ساز  >  دانلود مقاله

دانلود کتاب " شناسایی اصول راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط SME"

در این مقاله مهم، کتابچه " شناسایی اصول راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط SME" را به همراه

جزوه آموزشی عالی و جز به جز "مراحل تدوین طرح کسب و کار(Business plan)"  می توانید دانلود نمایید.

 

کسب‌وکارهای کوچک و متوسط از راهکارهای بسیار اساسی برای توسعه همه‌جانبه یک کشور محسوب می‌شوند بنابراین، شناخت عوامل درگیر در ایجاد آن‌ها مهم هست. بنگاه‌های کوچک و متوسط قلب اقتصاد جهان امروز هستند. ایجاد و حمایت از بنگاه‌های کو چک و متوسط یکی از اولویت‌های اساسی در برنامه‌های توسعه اقتصادي در بسیاري از کشورهاي پیشرفته و توسعه‌یافته است.سازمان‌های جدید با تحولات و تهدیدهاي گسترده روبرو هستند ازاین‌رو تضمین و تداوم حیات و بقاي آن‌ها درگرو یافتن راه‌حل‌ها و روش‌های جدید مقابله با مشکلات است.

در این جزوه مهم‌ترین اصول راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط SME توضیح داده‌شده است و در ضمن به پیوست منابع و کتاب‌هایی برای آشنایی با اصول کارآفرینی و روش تدوین طرح کسب‌وکار ارائه‌شده است.

 

بخش اول : تعاریف و موضوعات کلی

 

از SME ها تعابیر و تعاریف مختلفی صورت گرفته است.هیچ تعریف مورد قبول همگانی براي SME ها وجود نـدارد. برخی تحلیل ها SMEها را در قالب بازده کلی آن‌ها تعریف می نمایند، در حالیکه دیگران تعداد کارمندان را به عنوان یـک شاخص در نظر می گیرند. اتحادیه اروپا یک تشکیلات اقتصادي با اندازه متوسط را تشکیلاتی با تعداد 250 کارمنـد، یـک شرکت کوچک را با تعداد کمتر از 50 کارمند و یک تشکیلات میکرو (خیلی کوچک) را با تعـداد حـداکثر 10 کارمنـد تعریف می کند.OECD قرارداد زیر را براي دسته بندي SMEها اتخاذ می کند: میکرو 1 تا 4 کارمند،خیلی کوچک: 5 تـا19 کارمند، کوچک:20 تا 99 کارمند، متوسط :100 تا 500 کارمند.در اکثر کشور هاي OECD به عنوان مثال اندازه ي نیروي کار به عنوان ملاك اصلی رعایت می شود.هرچند تعریف تشکیلات تولیـدي کوچـک ممکـن اسـت در بلژیـک یـایونان تا 50 کارمند،در ایلات متحده تا 100 کارمند، در کانادا، ایتالیا و اسـپ انیا تـا 200 کارمنـد و در دانمـارك ، فرانسـه ، آلمان و ایرلند تا 500 کارمند داشته باشد،تقریبا در تمام این کشورها تشکیلاتی با کمتر از 20 کارمند به عنـوان تشـکیلات

خیلی کوچک یا تشکیلات میکرو شناخته می‌شوند و یا از آمارهاي رسمی حذف می گردند.

در ایران نیز سازمان صنایع کوچک و شهرك هاي صنعتی معیار تعداد کارمندان را در تعریف SME هـاي ایـران مبنـا قـرار داده است.بنابراین تعریف بنگاه هایی که داراي کمتر از 50 نفر شاغل باشند بنگـاه کوچـک و بـین 50 تـا 100 نفـر بنگـاه متوسط تلقی می‌شوند. SME هـا در ایجـاد اشـتغال ، ارزش افـزوده ، سـهم آن هـا در تولیـد ناخـالص داخلـی ، نیـاز هـاي تکنولوژیک و نوآوري در تولید محصولات یـا فراینـد هـاي جدیـد اهمیـت دارنـد. بـه عـلاوه SME هـا از ابعـاد سیاسـی و اجتماعی هم حایز اهمیت هستند.این گروه از بنگا ه ها سهم بسزایی در تبدیل اقتصاد به اقتصاد رقابتی ، پویا ، مبنی بر دانـش و نیز توانایی رشد مداوم ، ایجاد شغل و تحکـیم انسـجام را دارنـد. بـه منظـور شـناخت بیشـتر کسـب و کارهـاي کوچـک و متوسط می توان گفت که این کسب و کارها داراي قوانین اجرایی و تجاري بوده و براي هر صنعت براساس درآمد و میزان استخدام سالانه، اندازه استاندارد خاصی براي آن تعریف می گردد. هر شرکتی با کمتـر از 500 پرسـنل در حیطـه کسـب و

کارهاي کوچک و متوسط قرار می گیرد. این اندازه مرسوم ترین استاندارد تعریف شده است.

 گروه قابل توجهی از محققان بر این باورند که حل مشکل بیکاري ، فقر ، عـدم تـوازن منطقـه اي و دسـتیابی بـه توسـعه صنعتی در کشور هاي جهان سوم درگرو توسعه کسب و کار هاي کوچک و متوسـط در ایـن کشـور هـا هست.دلایل عمده این محققین را می توان به طور خلاصه ذیل عنوان نمود:

الف) تاسیس و توسعه کسب و کارهاي کوچک و متوسط به منابع اندکی نیاز دارد.

ب) کسب‌وکارهاي کوچک و متوسط از درجه اشتغال زایی بالایی برخوردار است.

ج) کسب و کارهاي کوچک و متوسط اغلب متکی بر منابع داخلی هستند.

د) کسب و کارهاي کوچک و متوسط از انعطاف پذیري بالایی برخوردارند.

ه ) کسب‌وکارهاي کوچک و متوسط پرورش دهنده نیروهاي مجرب و متخصص براي کسب و کارهاي بزرگ به حساب می آیند.

و) مکان یابی کسب و کارهاي کوچک و متوسط به سهولت و به نفع سیاست هاي منطقه اي دولت قابل انجام است.  

ك) توسعه کسب و کارهاي کوچک و متوسط فاصله طبقاتی را در جامعه کاهش داده و نحوه توزیع درآمد را به نفع افـرادکم درآمد توسعه می بخشد.

در نهایت مشخصه اصلی این بنگاه ها قدرت خلاقیت و نوآوري در آن هاست به طوري که بنا بر بررسی هاي انجام شده درسطح جهان توسط سازمان جهانی کار حدود 70 درصد از نوآوري ها و اختراعات در صنعت توسط کارآفرینانی به وجـودآمده که در واحدهاي کوچک و متوسط مشغول بوده اند.

مراحل ایجاد و توسعه کسب و کارهاي کوچک

 صاحب نظران مختلف ، مراحل ایجاد و توسعه ي کسب و کارهـاي کوچـک را در قالـب هـاي متعـددي تقسـیم بنـدي کرده اند.به طور سنتی چرخه ي زندگی این نوع کسب و کارها را می توان در قالب 5 مرحله بررسی کرد:

1 -مرحله ایجاد کسب‌وکار: مرحله ي اول شامل فعالیت هاي مرتبط با شکل گیري اولیه ي کسب و کـار اسـت. دراین مرحله ، فرآیند کارآفرینانه ایجاد شده و خلاقیت مورد نیاز است. براي انباشت و کسب منابع مالی و غیر مالی، خلاقیت ، ارزیابی و شبکه سازي نیاز اسـت. فلسـفه کلـی ، ماموریـت و جهـت کسـب و کـار در قالـب راهبـردکارآفرینانه در این مرحله مشخص می شود.

2 -مرحله شروع کسب‌وکار: در این مرحله فعالیت هاي لازم براي ایجاد برنامه ي رسمی کسب و کار ، جسـتجوي سرمایه ، انجام فعالیت هاي بازاریابی و ایجاد تیم کارآفرینانه ي موثر انجام می شود.

3 -مرحله رشد: این مرحله نیازمند تغییرات مهمی در راهبرد کارآفرینانه است. چرا که رقبـا و سـایر نیـرو هـاي بـازار مشغول تغییر و تحول در راهبردهاي خود هستند و چالش هاي جدیدي پیش روي کسب و کارها قرار می گیـرد.

در این مرحله ، رشد و انتقال از رهبري انفرادي کارآفرینانه به رهبري تیم گراي مدیریتی مطرح است.

4 -مرحله تثبیت کسب‌وکار: این مرحله هم نتیجه ي شرایط بازار و هم تلاش هـاي کارآفرینـان اسـت.در طـول ایـن مرحله رقابت شرکت ها و بی تفاوتی مشتریان نسبت به کالاها و خدمات کارآفرینان افزایش یافتـه و بـازار اشـباع می شود ، علاوه بر آن میزان فروش کسب و کار حالت ثابتی به خود می گیرد و شـرکت بایـد بـراي سـه تـا پـنج سال آینده خود برنامه ریزي کند. نوآوري براي موفقیت آینده کسب و کار حیاتی است.

5 -مرحلـه نـوآوري یـا افـول: شـرکت هـایی کـه بـه نـوآوري توجـه نمـی کننـد ، سرنوشـتی جـز نـابودي نخواهنـدداشت.شرکت هایی که از نظر مالی موفقیت داشته اند، اغلب تلاش می کنند تا شرکت هاي نو آورانه ي دیگر را صاحب شوند و بدین طریق از رشد خود اطمینان حاصل کنند.همچنین تعدادي از شرکت ها تولید محصولات یـا خدمات جدیدي را دنبال می کنند. تمامی مراحـل چرخـه ي زنـدگی کسـب و کارهـاي کارآفرینانـه از دیـدگاه راهبردي حائز اهمیت بوده و هرکدام از این مراحل به راهبردهاي متفاوتی نیازمند هستند.

مهارتهاي مدیرتی تشکیلات اقتصادي کوچک و متوسط در گذشته مطالعات بسیاري در مورد مهارتهاي مدیریتی وجود دارد. مطالعه انجام شـده نشان داد که مهارتهاي مدیریتی ، یکی از مهمترین فاکتورهاي موفقیت فعالیت هاي کارآفرینی جزیره نشـینام اقیـانوس آرام جنوبی هست. در مطالعه که بر روي صاحبان کسـب و کـار هـاي کوچـک درجامائیکا انجام شده بود، سه مهارت مدیریتی به عنوان مهمترین مهارت ها براي موفقیت کارآفرینی شناسایی و معرفـیشد:

1 -مدیریت کارآمد

2 -برنامه ریزي و تعیین بودجه احتیاطی

3 -بازاریابی و فروش کنشی

در این مطالعه مدیریت کارآمد، نگهداري رکوردهاي مـالی ، مهارتهـاي ارتبـاطی بـین فـردي و تعیـین اهـداف و

مقاصد روشن تعریف شده است.

دریافت که علاوه بر تجربه ، مهارت هـاي کسـب شـده هنگـام کـار فاکتورهـاي مهمـی هسـتند کـه در موفقیـت و رشـد کسب‌وکار سـهیم هسـتند. خصوصـیت را بـراي کارآفرینی تعریف نموده است که بدین ترتیب است:

1 -توانایی شناسایی و پاسخگویی سریع به تغییرات بازار و تغییر در عادات خرید

2 -داشتن بازه ي جذابی از محصولات

3 -بدست آوردن سهمی از بازار با توجه به اندازه و توانایی شرکت

4 -داشتن سرمایه کافی

5 -ساختن یک طرح کلی براي رشد

6 -بدست آوردن مهارتهاي مدیریتی

در سال 1997صـاحبان کسـب و کارهـاي مختلـف کـه دوره هـاي کـارآفرینی راگذرانده بودند مورد بازبینی قرار داد شد.پاسخ دهندگانی که قبل از راه اندازي یک کسب و کـار جدیـد در ایـن دوره شـرکت کرده بودند، عنوان کردند که موفقیتشان به خاطر فاکتورهایی از قبیل مهارتهاي مدیریت سازمانی ، کنترل خوب مخـارج و

بازاریابی موثر بوده است.

فاکتورهایی را که موفقیت کسب و کار هاي کوچک را تعیین می کنند ، امتحـان نمودنـد. مطالعه آن‌ها سازمان‌های موفق و سازمان هایی با میزان موفقیت کمتر را مورد مقایسه قرار داد. از معیارهاي موفقیت می تـوان به تغییر در تعداد کارمندان از زمان تاسیس شرکت، سهم بازار ، ارزیابی توسعه اقتصادي و مسائل فـروش اشـاره نمـود. آنهـادریافتند که داشتن صلاحیت و توانایی کنترل و طرح ریزي کل کسب و کار یک مهارت مهم مـدیریتی بـراي موفقیـت درکسب و کار هست.

دراکرتوصیه نموده است که براي موفق بودن یک کسب و کار باید داراي چهار پیش نیاز مهـارت مـدیریتی

باشد، شامل:

1 -فعالیت هاي بازاریابی فعال

2 -پایه مالی مستحکم

3 -ساختن تیم هاي مدیریتی سطح بالا

4 -نقش آفرینی کارآفرینان

. یافته ها نشان می دهند کـه تنهـا متغیرهـاي اسـتراتژي بازاریـابی ماننـد: خـدمات خـوب، تـامین رضـایت

مشتري، توانایی جستجو ي فرصت هاي موجود در بازار، تبلیغات و پیشرفت فروش ، حیاتی ترین عناصر در موفقیت کسب‌وکار هاي کوچک هستند که تمام این موارد از مهارت هاي مدیریتی می باشند.

 کسب‌وکار در یک محیط ناپایدار عمل می کند. مرتبا در حال تغییر است و کارآفرینان را مجبور به پیش بینی تغییرات، آمادگی همیشگی کسب و کارشان براي مواجهه با تغییرات جدید و توانایی تحریک کارمندان براي کار در یـک محـیط متغیر ، می کند. بنابراین داشتن مهارت هاي مدیریتی براي یک کارآفرین در راسـتاي رهبـري بـراي ادامـه ي رقابـت و موفـق بودن در چنین شرایطی ضروري است.

نوآوري:تعاریف و اثرگذاري

 نوآوري، فرآیند به کارگیري توانایی هاي ذهنی براي ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید و تبدیل آن به محصـول، خـدمت یا روش عملیاتی مفید و ارزش آفرین هست. نوآوري به معنی کار تـازه کـردن بـا روحیـه نوجـویی و دگرگـون سـاختن است. شرایط لازم و کافی براي اینکه کالایی، خدمتی یا روشی نوآوري قلمداد شـود، ایـن اسـت کـه اولا نـو باشـد و ثانیـاکــاربرد آن تغییــر قابــل تــوجهی در وصــعیت و ســخت مســتقر و موجــود و تــاثیري اساســی در انجــام کــاررا در پــی داشته باشد.نوآوري یک عامل اساسی در ایجاد رقابت در سطح جهانی است که منجر به رشد سـازمانی مـی شـود، موفقیـت آینده را در بر دارد و همانند موتوري است که به شرکت ها اجازه می دهد در اقتصاد جهانی از کارایی مستمري برخـوردارشوند.

خلاقیت و نوآوري موجب خواهد شد که موارد ذیل تحقق یابد:

 

-رشد و شکوفایی استعدادها و سوق یافتن به سوي خود شکوفایی

- موفقیت هاي فردي، شغلی و اجتماعی

- افزایش کمیت ، تنوع تولیدات و خدمات

- موفقیت در رقابت

- کاهش هزینه ها ، ضایعات و اتلاف منابع

- افزایش انگیزش کاري کارکنان

-تمرکز نیروي ذهنی بر والاترین هدف

- ارتقاي سطح بهداشت روانی و رضایت شغلی کارکنان

-توانایی ایجاد تعداد زیادي ایده بطور سریع

- ارتقاي بهره وري سازمان

- رشد و بالندگی سازمان

- تحریک و تشویق حس رقابت

- کاهش بوروکراسی اداري

 

 ساختارهاي زنده و پویاي سازمانی ، اثر مثبت بر خلاقیت و نوآوري دارند، زیرا این ساختارها داراي رسـمیت و تمرکـزکمتري هستند و با انعطاف پذیري بیشتري می‌توانند خود را با نیازهاي محیطی سازگار کرده، خلاقیت و نوآوري را تسـهیل کنند.ساختار سازمان ، وسیله اي است که مـدیریت مـی توانـد بـا اسـتفاده از آن بـه هـدفهاي خـود دسـت یابـد.از آنجـا کـه استراتژي کلی سـازمان تعیـین کننـده هدفهاسـت ، بنـابراین بایـد بـین اسـتراتژي و سـاختار رابطـه اي نزدیـک وجـود داشـته باشد.براي افزایش خلاقیت و نوآوري ، معقول این است که سـازمان هـا اسـتراتژي مبتنـی بـر نـوآوري را اتخـاذ کننـد. ایـن استراتژي بر ابتکار عمل و خلاقیتی منحصر به فـرد اسـتوار اسـت.این نـوع اسـتراتژي بـراي ایجـاد بـازار و عرضـه ي کـالاي منحصر به فرد از راه تنوع بخشیدن به محصول تلاش می کند و معمـولاً در ایـن اسـتراتژي سـازمان بـه ویژگـی هـاي نـوعی محصول ابتکاري و تبلیغات دامنه دار روي منحصر به فرد بودن آن تکیه می کند. مدیران می‌توانند به شیوه هاي مختلفی از ساختار سازمانی براي نهادینه کردن خلاقیت و نو آوري استفاده کنند.این شیوه ها بدین شرح اند:

 

1 -واگذار کردن اختیار به مدیران پایینی و کارکنان تا خلاق و نوآور شوند

2 -مشاغل سازمان کاملاً مشخص و تعریف شده نباشد.

3 -قوانین رسمی کمتري بر کار سازمان حاکم باشد.

4 -افراد به جاي روش‌های کار، براساس نتایج عملکردشان ارزیابی شوند.

5 -بخش جداگانه اي مخصوص فعالیت هاي خلاق و نوآور در سازمان ایجـاد شـود تـا بـدون درگیـري بـا هـدفها، وظیفه ها و مقررات سازمانی سایر واحدها بر پرورش اندیشه هاي خلاق براي نوآوري در محصول تمرکز یابد.

6 -تیم هاي میان رشته اي از متخصصانی از حوزه هاي بازاریـابی، عملیـاتی ، تحقیـق و توسـعه و سـایر تخصـص هـا تشکیل شود تا بتوان از این تیم ها براي تشویق خلاقیـت و نـوآوري در سراسـر سـازمان و نـه تنهـا در واحـد هـاي مشخص استفاده کرد.

 

 

بخش دوم: تعریف خلاقیت و روش های آن در کسب و کار  

 

           

شاید تاکنون ده‌ها و صدها بار کلمه خلاقیت را شنیده باشید، بدون اینکه در مورد چیستی آن فکر کرده باشید. در این مقاله می‌خواهیم خلاقیت را به زبان بسیار ساده تعریف کنیم و ببینیم خلاقیت چیست و چه چیزهایی را شامل می‌شود.

خلاقیت نیز مانند سایر اصطلاحات و مفاهیم علوم انسانی، یک تعریف مشخص، دقیق و منحصر به فرد ندارد. هر یک از صاحب نظران جنبه خاصی از خلاقیت را مد نظر گرفته و براساس آن تعریف خود را ارائه نموده اند.

به طوری که اگر این تعاریف را لیست کنیم، به ده‌ها مورد می‌رسد. مسلما برای درک کامل مفهوم خلاقیت باید تمام این تعاریف را مرور کرد. ولی همان طور که گفتم، در این مقاله ما نمی‌خواهیم مسئله را خیلی پیچیده کنیم و بیشتر می‌خواهیم به زبان ساده کلیاتی از مفهوم خلاقیت را یاد بگیریم، تا شاید بتوانیم از آن بیش از پیش در امور روزمره زندگی استفاده کنیم. در مقالات بعدی سعی خواهیم کرد از زوایای دیگری به خلاقیت بپردازیم تا بیشتر با این توانایی بشر آشنا شویم.

 

"خلاقیت یعنی: توانایی تولید ایده‌ها و راه‌حلهای متعدد، جدید و مناسب برای حل مسائل و مشکلات"

 

این تعریف ضمن ساده بودن، ویژگیهای مهم خلاقیت را نیز بازگو می‌کند. این تعریف از چند قسمت تشکیل شده است:

1- یک مسئله یا مشکلی پیش آمده که می‌خواهیم آن را حل کنیم.

2- برای حل کردن آن اقدام به تولید تعداد زیادی ایده می‌کنیم.

3- سعی می‌کنیم ایده‌های تولید شده جدید باشند (قبلا برای چنین مشکلی، این ایده‌ها ارائه نشده باشند).

4- ایده‌های تولیدی برای حل مسئله مورد نظر مناسب باشند و بتوان با انتخاب یک یا چند مورد از بهترین ایده‌ها، نسبت به حل مسئله اقدام نمود.

 

فارغ از مبحث خلاقیت و تعریف فوق، به طور کلی، هر فرد وقتی در زندگی با مشکل و مسئلی روبرو می‌شود، سعی می‌کند راه‌حل مناسبی برای آن پیدا کند. این راه‌حل معمولا یک روش منطقی و معمول است که تقریبا همه مردم از آن برای مسئله مشابه استفاده می‌کنند. ولی وقتی پای خلاقیت به میان می آید، موضوع کمی فرق می کند. در واقع همان گونه که در تعریف بالا ذکر شد، افراد خلاق به یک راه‌حل بسنده نمی‌کنند، حتی اگر آن راه‌حل کاملا منطقی و مناسب مسئله مورد نظر باشد. در واقع افراد خلاق دارای توانایی هستند که می‌توانند مسئله را از جنبه‌های مختلف بررسی کنند و در مدت کوتاهی ایده‌ها و راه‌حلهای متعددی پیشنهاد نمایند که بسیاری از آن‌ها تازگی دارند و قبلا برای حل این مسئله به کار نرفته‌اند.

ممکن است بعضی از این ایده‌ها غیرمنطقی و یا غیرعملی به نظر برسند، ولی فرد خلاق با نگرش خلاقانه خود به موضوع، با تغییر و ترکیب این ایده‌های به ظاهر غیرمنطقی، راه‌حل یا راه‌حل‌هایی را ارئه می‌دهد که بسیار بهتر و موثرتر از روش معمول، مشکل را حل می‌کند.

 

چند نکته مهم در مورد خلاقیت

بسیاری از مردم برداشت‌های و تصورات نادرستی از خلاقیت دارند. این برداشتها باعث شده که آن‌ها خلاقیت را موضوعی پیچیده و دست‌نیافتی تصور کنند. در زیر سه خصوصیت از خلاقیت ارائه‌شده که در صورت توجه به آن‌ها می‌توان بیشتر با مقوله خلاقیت آشنا و مانوس شد:

1- خلاقیت مختص افراد خاص نیست و همه مردم دارای این توانایی هستند. گرچه سطح آن در افراد مختلف متفاوت است. در واقع خلاقیت چیز عجیب و غریبی نیست، بلکه یکی از خصوصیات و توانایی‌های بشر است و ما حتی برخی اوقات بدون آن که شناختی از خلاقیت داشته باشیم، در حل مسائل‌مان از آن استفاده می‌کنیم.

2- خلاقیت یک مهارت اکتسابی و قابل یادگیری است. افراد با هر سطحی از خلاقیت، قادر به فراگیری و ارتقاء سطح خلاقیت خود هستند.

3- خلاقیت منحصر به امور و فعالیتهای خاص نیست. بعضی از مردم خلاقیت را منحصر به فعالیتهای هنری می‌دانند. برخی نیز آن را مختص فعالیتهای سطح بالا و اختراع و اکتشاف می‌دانند. درصورتی‌که کاربرد خلاقیت بسیار گسترده بوده و شما می‌توانید از آن در کارها و مسائل کوچک زندگی روزمره تا مسائل بسیار پیچیده علمی و در سطح جهانی استفاده نمایید.

 

روش ها و تکنیک های خلاقیت و نوآوری

 

تکنیک های خلاقیت به عنوان ابزاری برای رشد خلاقیت و افزایش توان حل خلاق مسئله کمک شایانی به توان فرد در تمام مراحل خلاقیت و فرآیند حل خلاق مسئله می نماید. به عبارت دیگر هر یک از تکنیک های خلاقیت، مرحله یا مراحلی از فرآیند خلاقیت را تقویت می کنند. این تکنیک ها فردی و گروهی می باشند که تکنیک های فردی شامل: توهم خلاق و DOIT و تکنیک های گروهی شامل طوفان فکری، دلفی، سینکتیکس و تکنیک های مشترک شامل اسکمپر، در هم شکستن مفروضات، چرا، مورفولوژیک است. محور اصلی تمام این روش ها و تکنیک ها، شکستن قالب های ذهنی است.

 

تکنیک طوفان ذهنی:


طوفان ذهنی که یکی از شیوه های برگزاری جلسات و مشاوره و دستیابی به انبوهی از ایده ها برای حل خلاق مسائل هست در سال 1938 توسط الکس اس اسبورن ابداع شد. این واژه هم اکنون در واژه نامه بین المللی وبستر اینگونه تعریف می شود: اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می کوشند راه حلی برای یک مسئله به خصوص با انباشتن تمام ایده هایی که به طور خود به خود و درجا به وسیله اعضا ارائه می شود بیابند.

 

تفاوت های طوفان ذهنی فردی و گروهی:


طوفان ذهنی فردی با تولید طیف گسترده تری از ایده ها همراه است و کمتر منجر به ایده هایی کارا و عملی می شود. نکته ی جالب توجه این است که فرد به هنگام انزوا از گروه دیگر ترسی از انتقاد ندارد و بدون هیچ گونه محدودیتی از طرف اعضا برای تجزیه ایده ها آزاد هست. اما مزیت طوفان گروهی این است که مشکلات ایده ی فرد به وسیله تجربه و خلاقیت افراد دیگر حل می شود و از بین می رود. اگر بخواهیم نتیجه مطلوب تری از طوفان ذهنی داشته باشیم می توانیم این دو نوع طوفان ذهنی را ترکیب کنیم.

 

تکنیک "چرا؟": 


تکنیک "چرا" دقیقا مثل چراهای مکرر کودکی است که کودکان برای گسترش فهم خود از دنیای اطرافشان از والدین می پرسند. اما با این تفاوت که در بزرگسالی باید یاد گرفته هایمان را زیر سوال ببریم سادگی این تکنیک باعث شده است، بسیاری از مردم متوجه اهمیت و نقش آن نشوند و این تکنیک برای ایده یابی و ایده پردازی به کار می رود. به عنوان مثال برای شناسایی و تعریف درست و کامل مسئله می توان از این تکنیک استفاده کرد. بلکه استفاده از این تکنیک به ما کمک می کند تا موقعیت و وضعیت را بهتر و روشن تر مشخص کنیم و در فرآیند آن به ایده های جدیدی دست یابیم.

 

تکنیک توهم خلاق:


خیلی اوقات آنچه را که فکر می کنیم واقعیت است، واقعیت نیست. واقعیت ها با پنج حس انسان درک می‌شوند. چیزهایی که چشم می بیند و طوری که مغز آن را تفسیر می کند باعث این خطا می شود. چشم می بیند، اما وظیفه ی ذهن چیز دیگری است. کار ذهن مرتب کردن، دسته بندی و قابل فهم کردن جرقه هایی است که پس از دیدن، مغز آن را ایجاد می کند بنابراین تصاویری که در ذهن است، کپی مستقیم اشیاء نیست بلکه کدهای خلاصه ای است که از طریق شبکه ی عصبی مغز می رسد. منظور و هدف این تکنیک این است که شما بتوانید با قدرت توهم بعضی از اوقات با خطاهای عمدی طور دیگری به مسائل نگاه کرده تا بدین وسیله اصل و واقعیت موضوع را دریابید. این سعی باعث می شود مقداری اطلاعات از شکاف های موجود در بافت های عصبی، آزاد شده و به وسیله پیوند با اطلاعات قبلی، الگوی ذهنی جدیدی ساخته شود و یا موضوع از الگوی ذهنی قبلی به الگوی دیگری انتقال یابد.

 

تکنیک پی. ام.آی (P.M.I):


یکی از ارزش های این تکنیک آن است که انسان را مجبور می سازد تا دقایقی بر خلاف قالب های ذهنی اش تفکر کند و به مرور نسبت به قالب های ذهنی خود آگاه تر و مسلط تر شود، لذا آمادگی ذهنی بیشتری برای خلاقیت پیدا می کند. نام این تکنیک بر گرفته از حروف اول سه کلمه به معنی افزودن، کاستن و جالب هست. روش کار چنین است که ابتدا فرد توجهش را به نکات مثبت موضوع یا پیشنهاد و سپس به نکات منفی و نهایتا به نکات جالب و تازه ی آن که نه مثبت است و نه منفی، معطوف می کند و در پایان نسبت به تهیه لیست نکات مثبت یا مزایای موضوع، لیست موانع، محدودیت ها و نکات منفی موضوع و لیست نکات جالب و تازه ی موضوع اقدام می کند. یکی از مهم‌ترین کاربردهای این تکنیک زمانی است که نسبت به یک قضیه اطمینان داریم نه مواردی که نسبت به آن شک و ابهام داریم. به عبارت دیگر هر چه نسبت به موضوعی بیشتر بدبین یا خوش بین باشیم استفاده از این تکنیک کار گشاتر و اثر بخش تر خواهد بود. برای یافتن نکات جالب کافی است که جمله ی ((چقدر جالب می شود اگر......)) را کامل کنیم.

 

تکنیک DO IT


نام این تکنیک از حروف اول چهار کلمه ی Define به معنی تعریف کردن Open به معنی باز کردن Identify به معنی شناسایی Transform به معنی تبدیل کردن، تشکیل شده است. منظور از انتخاب این واژگان این است که برای حل مشکل لازم است ابتدا موضوع و مسئله را دقیق تعریف و مشخص نمود. و سپس ذهن را برای راه‌حل‌های مختلف باز نگه داشته تا بهترین راه حل شناسایی و در نهایت آن را به عمل تبدیل کرد.

 

تکنیک شکوفه ی نیلوفر آبی:


این تکنیک توسط یاسوآماتسومورا طراحی و ارائه‌شده است. طرح این ایده بر گرفته از شکوفه نیلو فر آبی هست بدین صورت که گلبرگ های شکوفه نیلوفر آبی به دور یک هسته مرکزی خوشه می زنند و از آن نقطه گسترش می یابند. با ایجاد پنجره هایی مشابه با پنجره های مورد استفاده در برنامه کامپیوتری، بخش هایی از یک تابلوی ایده را می توان به صورتی تقسیم بندی کرد که یک موضوع اصلی برای استخراج ایده در پنجره های جانبی، مورد استفاده قرار گیرد به نوبه خود مراکز مجموعه های جدید پنجره را تشکیل می دهد.

 

تکنیک چه می شود اگر....؟


به طور کلی برای خلاقیت باید فکر، از قالب های ذهنی، شرایط موجود، پیش فرض ها، عادات و استانداردها آزاد شود تا بتواند موضوع را از زوایای مختلف رویت و ایده های جدیدی را تداعی کند. بر همین اساس این تکنیک کمک شایانی به آزاد سازی فکر برای جمع آوری ایده های جدید می کند. در این روش توصیه می شود برای یافتن ایده های جدید از سوالات "چه می شود اگر...؟" استفاده کنید و آن را به قدری تکرار و تمرین کنید که برایتان یک عادت شود. از این تکنیک می توان برای یافتن افزایش قدرت خلاقیت بدون داشتن موضوع به خصوصی استفاده کرد،ضمن اینکه به عنوان یک تفریح یا شوخی و سرگرمی در همه ی اوقات قابل استفاده است.

 

 

تکنیک اسکمپر SCAMPER


این تکنیک کاربرد اصلی آن بر پایه ایده یابی فردی طراحی شده است که می تواند به نحو بسیار اثر بخشی برای گروه ها نیز مفید باشد. هدف اصلی این تکنیک قدرت تصور است تا آن را در جهات و بعد مختلف وضروری به حرکت درآورد. این تحریک به وسیله یک سری سوالات تیپ و ایده بر انگیز صورت می گیرد که شخص در رابطه با مسئله مورد نظرش از خود سوال می کند و در نهایت با افزایش ایده ها، کیفیت ایده ها تضمین و ارتقاء می یابد. واژه SCAMPER از ابتدای حروف واژه های سوال برانگیز گرفته شده که در دستیابی ایده های نو بسیار موثر است

حرف S بر گرفته از کلمه Substitution به معنی جانشین سازی است 
حرف C بر گرفته از کلمه Combine به معنی ترکیب کردن است

حرف A بر گرفته از کلمه Adapt به معنی رفاه، سازگاری و تعدیل کردن است
حرف M بر گرفته از کلمه Maginfy به معنی بزرگ سازی است
حرف P بر گرفته از کلمه Put to other uses به معنی استفاده در سایر موارد است
حرف E بر گرفته از کلمه Ellimination به معنی حذف کردن است
حرف R بر گرفته از کلمه Reverse به معنی معکوس سازی است.

 

 

 

تکنیک در هم شکستن مفروضات:


یکی از موانع مهم خلاقیت، مفروضات قبلی است که نا خودآگاه اجازه نمی دهد فکر در همه جهات به حرکت در آید بسیاری از مفروضات قبلی ممکن است در اصل همان زمانی که در ذهن ما ایجاد شده اند، غلط باشند، مثل خطر ناک بودن دوچرخه در ذهن کسی که خواب تصادف شدید با دوچرخه را دیده است. بسیاری از آن‌ها به مرور زمان اعتبارشان را از دست داده اند یا بسیاری از آن‌ها به دلیل تغییر شرایط بی اعتبار شده اند. اما مسئله این است که فرد متوجه این تغییرات و اشتباهات نیست و هنوز با مفروضات قبلی به مسئله نگاه می کند. از آنجائی که مفروضات مربوط به قسمت درونی ذهن می‌شوند و به عبارت دیگر چون آن‌ها امری درونی هستند نمی توانیم آن‌ها را به تنهایی فسخ یا از فکر خود جدا سازیم. مثل آن چاقو که نمی تواند دسته اش را ببرد. شناسایی مفروضات خود و دیگران، اولین قدم برای تغییر مفروضات است.

 

تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیک:


تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیک یا ریخت شناسانه که توسط فریتززویکی ابداع شد، فنی است که بر اساس آن پدیده ی مورد نظر از جهت ساختار کلی و ابعاد مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. به این منظور ابتدا سطوح و ابعاد مختلف موضوع را شناسایی و فهرست می کنیم. برای مثال اگر بخواهیم در مورد بازاریابی یک کالا راه های جدید و بدیعی بیابیم ابتدا باید ابعاد مختلف کالا مثل شکل ظاهری، کاربردهای آن، خواص و فواید آن، وضعیت مشتریان و بازار کالا تبیین و تدوین نمائیم. در این مرحله بایستی سعی کرد ابعاد کالا را بیشتر مشخص کرد. برای اینکه بتوان ابعاد یک موضوع و اجزای متشکله (متغیرهای) آن را با یکدیگر مقایسه و مرتبط نمود، می توان ابعاد اصلی و اجزای آن‌ها را بر روی دایره ای متحد المرکز نوشته و با چرخاندن دایره های مختلف، ابعاد و اجزای آن‌ها را با هم مقایسه و ارتباط آن‌ها را حدس زد.

 

تکنیک دلفی:


این تکنیک در سال 1964 توسط داکلی و هلمر معرفی شد. بسیار شبیه به تکنیک طوفان ذهنی است با این تفاوت که افراد هیچ گاه به صورت گروه در یک جلسه و دور یک میز جمع نمی‌شوند و در واقع رویارویی مستقیم رخ نمی دهد. اساس و فلسفه این تکنیک این است که افراد در تکنیک طوفان فکری به علت شرم و خجالت نمی توانستند بعضی از ایده هایشان را مطرح نمایند، لذا در این روش افراد به صورت کلامی و رو در رو درگیر بحث نمی‌شوند. بلکه رئیس گروه موضوع را به همه اعلام می کند و سپس هریک از افراد به طور جداگانه ایده هایشان را به صورت کتبی (حتی می تواند بدون ذکر نام باشد) برای رئیس گروه ارسال می کنند. سپس رئیس گروه تمام ایده های پیشنهادی را برای تک تک اعضا ارسال می کند و از آن‌ها می خواهد که نسبت به ایده های پیشنهادی دیگران فکر کنند و اگر ایده ی جدیدی به نظرشان می رسد به آن‌ها اضافه کنند. این عمل چندین بار تکرار می شود تا درنهایت اتفاق آرا به دست آید. فن دلفی شامل دعوت به مشورت و مقایسه ی قضاوت های بی نام چند نوبتی اعضا ی یک تیم در باره تصمیم یا مسئله می شود.

 

 

چه موقع از فن دلفی استفاده می شود ؟

  1. هنگامی که می خواهید نظر اعضای یک تیم را در مورد شخصی به دست آورید بی آنکه روبرو شدن آنان سبب احتمال خطا در قضاوت شود
  2.  هنگامی که اعضای یک تیم در یک جا مستقر نباشند
  3.  زمانی که لازم است اعضای تیم نسبت به تصمیمی که می گیرند و عواقب آن به طور کامل آگاه و مسئول باشند
  4. هنگامی که حضور چهره های بالادست و فشار همتایان بر تصمیم گیری اثر می گذارد.

 

تکنیک استخوان ماهی Fishbone Diagram علت و معلول

 

یکی از روش های بسیار سودمند برای شناسایی مسائل نمودار استخوان ماهی است. نمودار استخوان ماهی که گاهی به آن نمودار ایشیکاوا نیز می گویند توسط پرفسور کائور ایشکاوا از دانشگاه توکیو طراحی شد. هدف اصلی این تکنیک، شناسایی و تهیه فهرستی از کلیه علل احتمالی مسئله مورد نظر است. این تکنیک در درجه اول یک تکنیک گروهی شناسایی مسئله است اما توسط افراد قابل استفاده است.

 

تکنیک استخوان ماهی

 

 

تکنیک باز گشت به مشتری:


می توانیم با روی برگرداندن از مسائل مربوط به تولید و روی آوردن به مسائل مربوط به بازار یابی، رابطه بین فعالیت های خود و مشتریان را به لحاظ محصول، قیمت، تبلیغ، توزیع و بازار مورد نظر، بررسی می کنیم.

 

تکنیک گروه اسمی:


فن گروه اسمی جنبه های رای دادن بدون بحث های محدود ترکیب می کند که توافق به دست می آید و شما بتوانید به یک تصمیم گروهی برسید.

چه موقع از فن تکنیک گروه اسمی استفاده می شود ؟

  1. با موضوعی بحث انگیز، حساس، دارای موافق و مخالف یا بسیاری برجسته مواجه هستید و تصور می کنید عقیده های ضد و نقیض و ده ها دلیل جزئی و تفصیلی ممکن است بحث را فلج سازد.
  2. می خواهید مشارکت مساوی همه ی اعضا را تضمین کنید
  3.  علت اساسی و ریشه ای یک مسئله را شناخته، ولی شناخت نحوه ی اقدام و انتخاب یک گزینه از میان گزینه های بسیار مشکل است.

 

تکنیک سینکتیکس:


واژه سینکتیکس از ریشه یونانی الاصل synetikos به معنی فشار دادن دو چیز به یکدگیر و یا متصل کردن چند چیز مختلف گرفته شده است این واژه به این دلیل انتخاب شده است که خلاقیت نیز نوعی هماهنگ کردن چیزهای مختلف در یک قالب یا ساختار جدید است و هر اندیشه خلاقی از تفکر سینکتیکس بی بهره نمی‌باشد این تکنیک روشی است برای بر انگیختن تفکر خلاق در میان گروهی از افراد که گرد هم می آیند.

به طور کلی فرآیند به کار گیری این روش عبارت است از
1- شناسایی و تعریف مشکل و تجزیه و تحلیل آن به منظور رسیدن به ماهیت و جوهره ی آن (شناخت جوهره)
2- ارتباط دادن جوهره ی به دست آمده با موضوع غیر مرتبط (ساختن وضعیت مشابه)
3- کشف راه‌حل‌هایی برای موضوع مشابه (راه‌حل‌های مشابه)

4- تلاش برای تبدیل راه‌حل‌های به دست آمده به راه‌حل‌های نهایی برای مشکل اصلی

 

 

بخش سوم: تعریف شرکت و انواع شرکت ها در کسب و کار

 

تعریف شرکت:

شرکت ، اجتماع دو یا چند شخص حقیقی یا حقوقی به منظور انجام عملیات تجاری و کسب سود راگویند. شرکت هایی که هدف از تاسیس آن ها تجارت نیست و اعمال تجاری انجام نمی دهند،شرکت های حقوقی یا مدنی نامیده می‌شوند.

 

وجوه افتراق شرکت های مدنی و تجاری

1-شرکت مدنی عمدتاَ با ثبت در دفاتر رسمی هویت پیدا می کند.(به جز شراکت ورثه در میراث که نیازمند ثبت نیست)،در حالی که شرکت تجاری با ثبت در اداره ثبت شرکت ها هویت پیدا می کند.

2-شرکت مدنی فاقد شخصیت حقوقی است،در حالی که شرکت تجاری اصولاَ یک شخصیت حقوقی است.

3-شرکت مدنی اقامتگاه و تابعیت ندارد.در حالی که اقامتگاه و تابعیت شرکت تجاری لزوماَ باید مشخص باشد.

4-موضوع شرکت مدنی معاملات غیرتجاری است،در حالی که موضوع شرکت های تجاری معاملات تجاری است.

5-قانون،شرکت های تجاری را تحت نظم به خصوصی قرار داده و حتی انواع آن ها را مشخص و محدود نموده و ضوابط معینی را بر آن ها حاکم کرده است،در حالی که شرکت های حقوقی تابع قصد و اراده شرکا می باشند و به هر نحو که بخواهند (مشروط بر آنکه مغایر قانون مدنی نباشد) می‌توانند شرکت تشکیل دهند.

6-شرکت مدنی همیشه و ضرورتاَ با حداقل دو نفر تشکیل می گردد،در حالی که در تاسیس بعضی از شرکت های تجاری ضرورتاَ وجود حداقل سه نفر لازم است. (مثل شرکت سهامی خاص)

7-شرکت های تجاری حتماَ و ضرورتاَ در نتیجه اختیار و اراده شرکا به وجود می آیند،ولی بعضی از شرکت های مدنی بدون اراده و اختیار شرکا به وجود می آیند.(مثل شرکت وراث در مال الترکه)

8-مسئولیت شرکا در شرکت های تجاری بر حسب نوع شرکت ممکن است به میزان سهم،محدود به سرمایه،نسبت به سرمایه و تضمین تمام سرمایه و یا مختلط باشد،در حالی که در شرکت های مدنی چنین مسئولیتی وجود ندارد و مسئولیت در امور مدنی منفرد هست.

9-نحوه تقسیم سود و زیان در شرکت های تجاری بر اساس نوع شرکت ها متفاوت است و بر مبنای مسئولیت شرکا انجام می گیرد،درصورتی‌که در شرکت های مدنی همیشه تقسیم سود و زیان به نسبت سهم است.

10-ورشکستگی،تصفیه و مرور زمان مختص شرکت های تجاری و تجار است،در حالی که در امور مدنی مقررات اعسار جاری می گردد.

 

انواع شرکت های تجاری

 

در یک طبقه بندی،شرکت های تجاری را از لحاظ میزان مسئولیت اعضا می توان به چهار دسته به شرح ذیل تقسیم نمود:

1-شرکت های تجاری سرمایه‌ای

در این شرکت ها مسئولیت شرکا محدود به میزان سرمایه یا درصد سهام سرمایه هر شریک هست،مانند شرکت های سهامی عام و خاص و شرکت با مسئولیت محدود

2-شرکت های تجاری شخصی

در این نوع شرکت ها مسئولیت شرکا نامحدود است و تعهدات شرکت تسری به همه دارایی شرکا می نماید،مانند شرکت های تضامنی و نسبی

3-شرکت های تجاری مختلط

در این نوع شرکت ها مسئولیت بعضی از شرکا محدود به سرمایه آن ها و مسئولیت دیگران نامحدود است.این شرکت ها در واقع از اختلاط شرکت های سرمایه‌ای و شخصی به وجود می آیند،مانند شرکت های مختلط سهامی و غیر سهامی.شرکای نوع اول را شرکای عادی و شرکای نوع دوم را شرکای ضامن می گویند.

4-شرکت های تجاری کمیتی

در این نوع شرکت ها تعداد سرمایه گذاران زیاد است و شرکا مسئولیتی ندارند و اصولاَ قصد از ایجاد آن ها رفاه اعضای آن است.شرکت های تعاونی از این دسته اند.

 

اقسام شرکت های تجاری

 

شرکت های تجاری به موجب ماده 20 قانون تجارت بر هفت قسم به شرح ذیل طبقه بندی شده اند.

1.شرکت های سهامی

2.شرکت های با مسئولیت محدود

3.شرکت های تضامنی

4.شرکت های مختلط غیر سهامی

5.شرکت های مختلط سهامی

6.شرکت های نسبی

7.شرکت های تعاونی تولید و مصرف

 

1- شرکت سهامی :

شرکت سهامی، شرکتی است که سرمایه ی آن به سهام تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام ، محدود به مبلغ اسمی سهام آن هااست.ابن شرکت، بازرگانی محسوب می شود ولو این که موضوع عملیات آن امور بازرگانی نباشد .در شرکت سهامی تعداد شرکا نباید از سه نفر کمتر باشد.شرکت سهامی خود  به 2 نوع تقسیم می شود: نوع اول: شرکت هایی که موسسین آن‌ها قسمتی از سرمایه ی شرکت را از طریق فروش سهام به مردم تامین می کنند . این گونه شرکت ها ، شرکت سهامی عام نامیده می‌شوند. به عبارتی دیگر، شرکت سهامی عام شرکتی است که حداقل 51 درصد سهام آنان از طریق بورس به عموم مردم واگذار شده باشد. شرکت های سهامی عام، تنها شرکت هایی هستند که در بورس پذیرفته می‌شوند. نوع دوم : شرکت هایی که تمام سرمایه ی آن ها در موقع تاسیس، منحصراً توسط موسسین تامین گردیده است.این گونه شرکت ها، شرکت سهامی خاص نامیده می‌شوند.

 

تبصره : در شرکت های سهامی عام ،عبارت « شرکت سهامی عام » و درشرکت های سهامی خاص ،عبارت «شرکت سهامی خاص » باید قبل از نام شرکت یا بعد از آن ، بدون فاصله با نام شرکت در کلیه ی اوراق و اطلاعیه ها و آگهی های شرکت به طور روشن و خوانا قید شود.در موقع تاسیس ، سرمایه ی شرکت های سهامی عام از 5 میلیون ریال و سرمایه ی شرکت های سهامی خاص از یک میلیون ریال نباید کمتر باشد.در شرکت های سهامی خاص، کلیه ی سهام شرکت در دست سهامداران و اعضای هیئت مدیره که نام آن ها در اساسنامه و مدارک شرکت درج شده است بوده و افراد دیگر فقط در صورتی می‌توانند از سهام این شرکت ها برخوردار گردند که با تنظیم صورتجلسه ی ورود به شرکت و انتقال سهام، بخشی از سهام را تصاحب نمایند. (مواد 5-4-3-2-1 لایحه ی اصلاحی  قانون تجارت )

 

2-شرکت با مسئولیت محدود:

 

شرکت با مسئولیت محدود شرکتی است که بین دو یا چند نفر برای امور تجارتی تشکیل شده وهر یک از شرکا ، بدون این که سرمایه به سهام یا قطعات سهام تقسیم شده باشد،  فقط تا میزان سرمایه ی خود در شرکت، مسئول قروض و تعهدات شرکت است. در اسم شرکت باید عبارت (با مسئولیت محدود) قید شود .در غیر این صورت، آن شرکت در مقابل اشخاص ثالث شرکت تضامنی محسوب و تابع مقررات آن خواهد بود.اسم شرکت نباید متضمن اسم هیچ یک از شرکا باشد، والا شریکی که اسم او در اسم شرکت قید شده در مقابل اشخاص ثالث ، حکم شریک ضامن در شرکت تضامنی را خواهد داشت .شرکت با مسئولیت محدود وقتی تشکیل می شود که تمام سرمایه ی نقدی تأدیه و سهم الشرکه ی غیر نقدی نیز تقویم و تسلیم شده باشد.در شرکت نامه باید صراحتا قید شده باشد که سهم الشرکه های غیر نقدی هر کدام به چه میزان تقویم شده است. (مواد 97-96-95-94 قانون تجارت ، مصوب 13/2/1311)     فایده ای که شرکت های با مسئولیت محدود دارند، این است که شرکت های سهامی غالبا احتیاج به سرمایه های مهم دارند و ناچارند شریک بیشتری داشته باشند. به این جهت مقررات زیادی درباره ی آن ها وضع شده که رعایت تمام آن ها از عهده ی اشخاصی که می خواهند شرکای  محدودی داشته باشند خارج است. بر عکس، شرکت های با مسئولیت محدود، از این قیود تا اندازه ای آزاد هستند. ( این گونه شرکت ها اغلب از اشخاصی تشکیل می‌شوند که با یکدیگر دوست و یا همکارند و در حقیقت شرکتی فامیلی اند) در ممالک خارج هم ، گر چه گاهی اتفاق می افتد که شرکت با مسئولیت محدود دارای شرکای زیادی باشد ولی اکثرا شرکا محدود و انگشت شمارند.

 

  1. شرکت  تضامنی :

 

شرکت تضامنی شرکتی است که در تحت اسم مخصوص برای امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسئولیت تضامنی تشکیل می شود.اگر دارایی شرکت برای تأدیه‌ی تمام قروض کافی نباشد ، هر یک از شرکا مسئول پرداخت تمام قروض شرکت است.هر قراردادی که بین شرکا بر خلاف این ترتیب داده‌شده باشد ، در مقابل اشخاص کان لم یکن خواهد بود.در اسم شرکت تضامنی، باید عبارت (شرکت تضامنی) و لااقل اسم یک نفر از شرکا ذکر شود.درصورتی‌که اسم شرکت ،مشتمل بر اسامی تمام شرکا نباشد باید بعد از اسم شریک یا شرکایی که ذکرشده است عبارتی از قبیل « و شرکا » و یا « و برادران قید شود». (مواد 117 و 116 قانون تجارت)

 

4-شرکت مختلط غیر سهامی:

 

گاهی در عمل دیده می شود که شرکت های سرمایه‌ای با شرکت های ضمانتی با یکدیگر مخلوط شده و نوع دیگری از شرکت پیدا می شود. به این طریق که یک یا چند شریک ضامن و یک یا چند شریک که مسئولیت آن ها محدود است  ، هر دو در شرکت واحدی دارای سهم می‌شوند.بیشتر در مواردی که تاجری احتیاج به پول دارد و نمی خواهد قرض کند چند شریک در شرکت خود وارد می کند و مسئولیت آن ها را به میزان سرمایه محدود می سازدو خود نام تعهدات شرکت را ضمانت می نماید. بنابراین اگر پس از استهلاک سرمایه باز هم چیزی از قروض باقی مانده باشد ،شریک یا شرکای ضامن متضامنا مسئول پرداخت هستند و به شرکائی که مسئولیت محدودی به میزان سرمایه دارند ارتباط پیدا نمی کند. لذا شرکت مختلط غیر سهامی ،شرکتی است که برای امور تجارتی در تحت اسم مخصوصی بین یک یا چند نفر شریک ضامن و یک یا چند نفر شریک با مسئولیت محدود بدون انتشار سهام تشکیل می شود.شریک ضامن ، مسئول کلیه ی قروضی است که ممکن است علاوه بر دارایی شرکت پیدا شود.شریک با مسئولیت محدود کسی است که مسئولیت او فقط تا میزان سرمایه‌ای است که در شرکت گذارده و یا بایستی بگذارد.در اسم شرکت باید عبارت (شرکت مختلط) و لااقل اسم یکی از شرکای ضامن قید شود.(ماده‌ی 141 قانون تجارت)

 

شرکت مختلط دو قسم اند:1) شرکت های مختلط سهامی ترکیبی از شرکت تضامنی و شرکت سهامی است که در آن یک یا چند نفر شریک ضامن و دارای سهم الشرکه می باشند و بقیه ی سرمایه  ، به سهام متساوی القیمه تقسیم شده است.در این مورد احکام شرکت های تضامنی درباره ی شرکای ضامن و احکام شرکت های سهامی درباره ی صاحبان سهام رعایت می شود.2) شرکت مختلط غیر سهامی : در آن شرکای ضامن با شرکای با مسئولیت محدود هر دو جمع می‌شوند و شرکای ضامن به طریق شرکت تضامنی و شرکای دیگر به طریق شرکت با مسئولیت محدود ،  رفتار می نمایند.

 

5-شرکت مختلط سهامی :

 

شرکت مختلط سهامی شرکتی است که در تحت اسم مخصوصی بین یک عده شرکای سهامی و یک یا چند نفر شریک ضامن  تشکیل می شود. شرکای سهامی کسانی هستند که سرمایه ی آن ها  به صورت سهام یا قطعات سهام متساوی القیمه درآمده و مسئولیت آن ها تا میزان همان سرمایه‌ای است که در شرکت دارند. شریک ضامن کسی است که سرمایه ی او به صورت سهام درنیامده و مسئول کلیه ی قروضی است که ممکن است علاوه بر دارایی شرکت پیدا شود.در صورت تعدد شریک ضامن ، مسئولیت آن ها در مقابل طلبکاران و روابط آن ها با یکدیگر تابع مقررات شرکت تضامنی خواهد بود.در اسم شرکت باید عبارت (شرکت مختلط) و لااقل اسم یکی از شرکای ضامن قید شود.مدیریت شرکت مختلط سهامی مخصوص به شریک یا شرکای ضامن است. (ماده‌ی 164-163-162قانون تجارت)  

 

6-شرکت نسبی :

شرکت نسبی شرکتی است که برای امور تجارتی در تحت اسم مخصوص بین دو یا چند نفر تشکیل و مسئولیت هر یک از شرکا به نسبت سرمایه‌ای است که در شرکت گذاشته.در اسم شرکت نسبی عبارت (شرکت نسبی)و لااقل اسم یک نفر از شرکا باید ذکر شود.درصورتی‌که اسم شرکت مشتمل بر اسامی تمام شرکا نباشد ، بعد از اسم شریک یا شرکای  ذکرشده عبارتی از قبیل  « و شرکا » «و برادران » ضروری است.اگر دارایی شرکت نسبی برای تأدیه‌ی تمام قروض شرکت کافی نباشد ، هر یک از شرکا به نسبت سرمایه‌ای که در شرکت داشته ،مسئول تأدیه‌ی قروض شرکت است .مادام که شرکت نسبی منحل نشده، مطالبه‌ی قروض آن باید از خود شرکت به عمل آید.فقط پس از انحلال طلبکاران می‌توانند با رعایت ماده‌ی فوق به فرد فرد شرکا مراجعه کنند.(187-186-184-183 قانون تجارت) شرکت نسبی را باید نزدیک ترین شرکت تجاری به شرکت مدنی دانست ،زیرا با اندک مسامحه می توان گفت تنها وجه امتیاز این دو،  فرض شخصیت حقوقی برای شرکت نسبی است.

 

7-شرکت تعاونی تولید و مصرف:

 

شرکت تعاونی تولید شرکتی است که بین عده ای از ارباب حرف تشکیل می شود و شرکای مشاغل خود را برای تولید و فروش اشیا یا اجناس به کار می برند.(ماده‌ی 190 قانون تجارت)

چنانچه از تعاریف انواع مختلف شرکت ها بر آمد، هر یک از شرکت ها افتراقاتی دارند که بدین جهت از سایر شرکت ها متمایز می گردند.در ذیل به مهم‌ترین این تفاوت ها به طور جداگانه می پردازیم.

 

نحوه ی تصمیم گیری در شرکت ها:

نحوه ی تصمیم گیری در شرکت ها متفاوت است . به عنوان مثال ، در شرکت های تضامنی و نسبی تمام تصمیم گیری ها به اتفاق آرا صورت می پذیرد اما در شرکت با مسئولیت محدود ، طبق ماده‌ی 106قانون تجارت ، تصمیمات راجع به شرکت باید به اکثریت لااقل نصف سرمایه اتخاذ شود.اگر در دفعه ی اول ، این اکثریت حاصل نشد باید تمام شرکا مجددا دعوت شوند. در این صورت تصمیمات به اکثریت عددی شرکا اتخاذ می شود، اگر چه اکثریت مزبور دارای نصف سرمایه نباشد. (اساسنامه ی شرکت می تواند ترتیبی برخلاف مراتب فوق مقرر دارد) لذا هر یک از شرکا به نسبت سهمی که در شرکت دارد، دارای رای خواهد بود ، مگر این که اساسنامه ترتیب دیگری مقرر داشته باشد.(ماده‌ی 107 قانون تجارت) و در صورت تصمیم عده ای از شرکا که سهم الشرکه ی آن ها بیش از نصف سرمایه باشد شرکت منحل می شود.(بند ب ماده‌ی 114 قانون تجارت) اکثریت عددی شرکا که دارای لااقل سه چهارم سرمایه اند ، طبق ماده‌ی 111قانون تجارت میتوانند راجع به تغییر در اساسنامه ی شرکت ،اقدام به عمل آورند مگر این که دراساسنامه ،اکثریت دیگری مقرر شده باشد.همچنین انتقال سهم الشرکه نیز فقط با رضایت عده ای از شرکا که لااقل سه ربع سرمایه متعلق به آن ها بوده و اکثریت عددی نیز داشته باشند امکان پذیر است.( ماده‌ی 110-112 قانون تجارت)

در شرکت های سهامی نیز تصمیم گیری ها به گونه ای دیگر است.طبق ماده‌ی 84 قانون تجارت در مجمع عمومی فوق العاده ، دارندگان بیش از نصف سهامی که حق رای دارند باید حاضر باشند.اگر در اولین دعوت ، حد نصاب مذکور حاصل نشد ، مجمع برای بار دوم دعوت و با حضور دارندگان بیش از یک سوم سهامی که حق رای دارند رسمیت یافته و اتخاذ تصمیم خواهد نمود، به شرط آن که در دعوت دوم نتیجه ی دعوت اول  قید شده باشد.تصمیمات مجمع عمومی فوق العاده همواره به اکثریت دو سوم آرای حاضر در جلسه ی رسمی معتبر خواهد بود.(ماده‌ی 85 قانون تجارت) همین طور طبق ماده‌ی 75 قانون تجارت، در مجمع موسس، حضور عده ای از پذیره نویسان که حدافل نصف سرمایه ی شرکت را تعهد نموده باشند ضروری است . اگر در اولین دعوت اکثریت مذکور حاصل نشد ، مجامع عمومی جدید فقط تا دو نوبت توسط موسسین دعوت می‌شوند.مشروط بر این که لااقل بیست روز قبل از انعقاد آن مجمع ، آگهی دعوت آن با قید دستور جلسه ی قبل و نتیحه ی آن در روزنامه ی کثیرالانتشاری که در اعلامیه ی پذیره نویسی معین شده است منتشر گردد.مجمع عمومی جدید وقتی قانونی است که صاحبان لااقل یک سوم سرمایه ی شرکت در آن حاضر باشند.در هر یک از دو مجمع  فوق ، کلیه ی تصمیمات باید به اکثزیت دو ثلث آرای حاضرین اتخاذ شود.درصورتی‌که در مجمع عمومی سوم اکثریت لازم حاضر نشد، موسسین عدم تشکیل شرکت را اعلام می دارند.در شرکت های سهامی ،اتخاذ تصمیم مجمع عمومی عادی از طریق اکثریت مطلق (نصف به اضافه ی یک) صورت می پذیرد.استثنا: (اکثریت نسبی: انتخاب مدیر و بازرس ، اکثریت سه چهارم آرای حاضر در مجمع عمومی :

 

انتخاب رئیس هیات مدیره به عنوان مدیر عامل) که دعوت اول از دارندگان اقلا بیش از نصف سهامی که حق رای

دارند و دعوت دوم از حضور هر عده از صاحبان سهام که حق رای دارند به عمل می آید.

   تحدید اختیارات مدیران در شرکت ها :

با توجه به این که مدیریت شرکت در واقع ( نمایندگی و وکالت ) از طرف شرکت است ، اقدامات مدیر در صورتی در حق شرکت نافذ است که به (قصد نیابت از طرف شرکت) انجام شده باشد.

تحدید اختیارات مدیران در شرکت ها ی سهامی ، از طریق اساسنامه و یا توافق جداگانه انجام می گیرد که در هر دو حال در برابر ثالث اعتبار ندارد ( در رابطه ی بین خود مدیر و شرکا اعتبار دارد و در برابر ثالث اعتبار ندارد).تحدید اختیارات مدیران در شرکت های تضامنی و نسبی و با مسئولیت محدود نیز از طریق اساسنامه و توافق جداگانه صورت می پذیرد، اما تحدید در اساسنامه هم در برابر ثالث و هم در رابطه ی بین خود شرکا کاملا معتبر است درصورتی‌که در توافق جداگانه ، تحدید اختیار فقط در رابطه ی مدیر و شرکا اعتبار دارد و در برابر ثالث اعتبار ندارد.

 

رکن اداره کننده ی شرکت ها :

در شرکت سهامی خاص، نحوه ی انتخاب در ابتدا توسط کلیه ی سهامداران و بعد ها توسط مجمع عمومی عادی صورت می گیرد.تعداد مدیران حداقل 5 نفر است. (ماده‌ی 3 و 107 قانون تجارت) مدت مدیریت نباید متجاوز از دو سال باشد و غیر از مدیر عامل ، اعضای هیات مدیره نیز باید سهامدار باشند.در شرکت سهامی عام، نحوه ی انتخاب در ابتدا توسط مجمع عمومی موسس و بعد ها توسط مجمع عمومی عادی انجام می پذیرد.تعداد مدیران حداقل 5 نفر است.(ماده‌ی 3 و 107 قانون تجارت) و مدت مدیریت نباید متجاوز از دو سال باشد.غیر از مدیر عامل، اعضای هیات مدیره نیز باید سهامدار باشند.همچنین در شرکت با مسئولیت محدود، نحوه ی انتخاب بر اساس قاعده ی ماده‌ی 106قانون تجارت «الف) اکثریت لااقل نصف سرمایه، ب) اکثریت عددی در صورت عدم حصول اکثریت در دفعه ی اول» هست.تعداد مدیر حداقل 1 نفر است و مدت مدیریت هم محدودیتی ندارد و می تواند مدت هم نداشته باشد.

میزان مسئولیت شرکا در شرکت ها : 

 در شرکت تضامنی میزان مسئولیت شرکا نامحدود و به صورت مطلق است.«هر یک مسئول تمام قروض است » (ماده‌ی 116 قانون تجارت) درصورتی‌که  در شرکت با مسئولیت محدود ، مسئولیت شرکا محدود و تا میزان سرمایه ی شریک در شرکت است.(ماده‌ی 94 قانون تجارت) همین طور در شرکت نسبی، میزان مسئولیت شرکا نامحدود و به نسبت سهم الشرکه ی شریک به کل سرمایه است.(ماده‌ی 183 قانون تجارت)  و در شرکت سهامی  نیز، میزان مسئولیت شرکا محدود و به مبلغ اسمی سهام است.(ماده‌ی 1 لایحه ی اصلاحی قانون تجارت)

از جمله سایر تفاوت ها میان شرکت ها ، میزان آورده ها ی شرکت ها است. من باب مثال  ، حداقل سرمایه برای ثبت شرکت با مسئولیت محدود و سهامی خاص یک میلیون ریال است.اما در شرکت سهامی خاص ،حداقل 35 درصد سرمایه باید نقدا در یکی از شعب بانک ها تودیع و گواهی مربوطه ارائه و 65 درصد در تعهد سهامداران باشد. همچنین، در شرکت های سهامی عام جهت تامین سرمایه اقدام به پذیره نویسی عمومی می شود، اما شرکت های سهامی خاص حق مراجعه به عموم را ندارند. قابل توجه است ،برخی از شرکت ها نیز آورده ی غیر نقدی (نظیر حق اختراع و حق کسب و پیشه) سرمایه ی اصلی شان است.

 همین طور در یک مقایسه ی تطبیقی میان شرکت ها در می یابیم در شرکت مختلط غیر سهامی ، سهم شریک با مسئولیت محدود به قطعات سهام تقسیم نمی شود و آزادانه قابل معامله نیست وشخصیت شرکای با مسئولیت محدود در شرکت مد نظر است ، درصورتی‌که در شرکت مختلط سهامی ،شرکای با مسئولیت محدود به صورت سهم در می آید و مانند سهام شرکت های سهامی قابل نقل و انتقال است وشخصیت شرکای صاحب سهم از اهمیت برخوردار نیست وهر صاحب سهمی شریک محسوب می شود.همچنان، این نکته قابل ذکر است که انتخاب روزنامه ی کثیرالانتشار در شرکت سهامی خاص برای درج آگهی های دعوت شرکت الزامی و در شرکت با مسئولیت محدود اختیاری است.شرایط احراز حد نصاب در مجامع عمومی در شرکت سهامی خاص سهل تر و در شرکت با مسئولیت محدود با توجه به نوع شرکت مشکل تر هست.

علی رغم تفاوت های عمده ای که در انواع شرکت ها برشمردیم، در تشکیل شرکت ها ، اشتراکاتی نیز وجود دارد که به طور  مختصر به آن ها نیز  اشاره می نماییم.

 

وجود شریک :

حداقل 2 شریک در ( شرکت تضامنی، شرکت نسبی، شرکت با مسئولیت محدود، شرکت مختلط غیر سهامی )

حداقل 3 شریک در ( شرکت سهامی خاص ، شرکت مختبط سهامی )

حداقل 5 شریک در ( شرکت سهامی عام )

حداقل 7 شریک در ( شرکت تعاونی تولید و مصرف )

انعقاد قرارداد شرکت :

تشکیل شرکت، ماهیت قراردادی دارد که به صورت اساسنامه یا شرکتنامه تنظیم می شود. لذا، رعایت شروط اساسی صحت معاملات یعنی قصد و رضا ،اهلیت ، موضوع با شرایط خاص آن ، مشروعیت جهت ، ضروری است و عدم رعایت این شروط ،  منجر به بطلان یا عدم نفوذ شرکت خواهد بود.علاوه بر این شرایط ، یک سری شرایط شکلی هم مانند ضرورت وجود قرارداد کتبی ، برای تشکیل شرکت لازم است.

آورده ی شرکا ( سرمایه ) :

نقدی : آورده ای که موضوع آن وجه نقد باشد. 

غیر نقدی : مال مادی (منقول و غیر منقول) مال غیر مادی : (حق تالیف ،حق اختراع ،حق کسب و پیشه ،حق انتفاع ،دانش فنی) هنر (کار ،صنعت، فعالیت)

قابل ذکر است ارزیابی آورده های غیر نقدی موسسان، توسط کارشناس رسمی وزارت دادگستری که به صورت کتبی اعلان نظر می کند انجام می شود.(ماده‌ی 76 لایحه ) و همانطورکه از ظاهر ماده‌ی 76 لایحه استنباط می شود، فقط موسسین حق آوردن آورده های غیر نقدی را دارند.

 

بخش چهارم: روش تدوین طرح کسب و کار

 

متن کامل کتابچه به علاوه توضیح مراحل جزبه جز تدوین طرح کسب و کار با کلیک بر روی دانلود مقاله به صورت فایل PDf ارائه‌شده است. 

 

تهیه شده توسط سایت خردمندان کسب و کار

مهندس هادی آقاجانلو

 

لطفا این مطالب را هم مشاهده نمایید:

چگونه یک کارخانه طراحی کنیم ( اصول مهم طراحی کارخانه )

 دوره عبور از مسیر گذار در راه‌اندازی کسب و کار

مصاحبه با "مهندس غلامحسین جمیلی" در رابطه با مهمترین اصول راه‌ اندازی کسب‌ و کار

"ارتباط شاد بودن و دانایی"

  101        0        رایگان       



بازدید : 1989
بازدید : 1537
بازدید : 1491
بازدید : 1448
بازدید : 948