خانه خردمندان  >  خرد نوشته  >   خرد پول ساز  >  دانلود مقاله

کسب وکار پرسود، مهم‌ترین راه ثروتمند شدن؟

آیا کسب وکار پرسود، مهم‌ترین راه ثروتمند شدن است؟

یکی از مهم‌ترین جستجوهایی که افراد چه در ذهنشان و چه در محیط واقعی و یا مجازی انجام می‌دهند، گشتن دنبال کاری پرسود برای انجام دادن است. خیالتان را از همین اول مقاله راحت کنم:

"چیزی به نام فلان کسب‌وکار قطعا پرسود، وجود ندارد!!!"

 

کسب وکار پرسود

 

ممکن است در مقابل این جمله گارد بسیار قدرتمندی بگیرید و مخالفت جانانه‌ای بکنید و بگویید، یعنی چه که کسب‌وکار پرسود و ثروت ساز وجود ندارد. این‌همه کار وجود دارد و در بین آن‌ها اختلاف درآمد افراد بسیار مشخص است. مگر می‌شود کسب‌وکار یک طلافروش با کسب‌وکار یک دست‌فروش ازلحاظ سود و ثروت سازی متفاوت نباشد؟ و یا هزاران گلایه یا نظر مخالف جمله مهم این مقاله را مطرح کنید. من به شما حق می‌دهم این مطلب را قبول نکنید، اما اگر ادامه مقاله را بخوانید نظرتان عوض می‌شود و قبول می‌کنید که چیزی به نام فلان کسب‌وکار پول‌ساز و پرسود وجود ندارد.

البته واقعیت این است که من این جمله را عمداً کمی ناقص مطرح کردم و دوست دارم در آخر مقاله جمله را کامل‌تر کنم. موضوع را با دو داستان شروع می‌کنم.

اولین داستان مربوط به یکی از دوستانم می‌شود که حدود دو سال قبل این ماجرا را برایم تعریف کرد و اگر شما به اطرافتان نگاه کنید، موضوعات مشابه با آن را زیاد می‌بینید. من این داستان را برای شما مطرح می‌کنم:

زمانی که ساخت‌وساز شراکتی روی بورس بود، پدر این فرد، خانه ویلایی‌اش را به یک معمار سپرد تا به‌صورت شراکتی اقدام به ساخت 8 واحد مسکونی بکند. خانه پدری این فرد دریکی از بهترین محله‌های شهر بود و پس از اتمام آپارتمان‌سازی، فرد معمار چهار واحد را خودش برداشت و چهار واحد دیگر را به صاحب‌خانه اصلی برگرداند.

پدر این فرد یکی از واحدها را حدود 8 سال پیش به مبلغ دویست میلیون تومان فروخت و پولش را در اختیار او قرارداد. و این پسر هم در بازار یک مغازه طلافروشی به مبلغ 50 میلیون تومان رهن کرد و باقی مبلغ را تبدیل به طلا کرد و در مغازه مشغول به کار شد. اطرافیان می‌گفتند خوش به حال فلانی، ببین چه شانسی آورد. کار و درآمدش  جور شد. ( به قول سهراب سپهری ما هیچ ما نگاه)

همین فرد بعد از 6 ماه مغازه طلافروشی را با 50 میلیون ضرر جمع کرد و پول را در بانک گذاشت تا از سود آن زندگی‌اش را بچرخاند. کار که خوب بود و در ظاهر پرسود و باکلاس پس چرا نتیجه پرسود نشد؟

در اطراف خودتان هم چقدر آدم‌هایی وجود دارند که ارثی به آن‌ها رسیده یا سرمایه‌ای به دستشان افتاده و در کار به‌ظاهر خوب آن را به باد فنا داده‌اند؟

 

کسب و کار پرسود

 

داستان دوم را بگویم: دریکی از روستاها که مشغول آموزش دوره کارآفرینی بودم، جوانی 23 ساله در کلاس بود که تحصیلات زیادی نداشت، وقتی صحبت  می‌کرد، دیدم که نسبت به سن و موقعیتش اوضاع خوبی دارد، او می‌گفت: وقتی‌که از خدمت سربازی آمدم، در روستای خودمان اقدام به کاشت خیار کردم و آن خیارها را برای تولید خیار شور استفاده کردم، در ضمن وانت پدرم را برداشتم و به روستاهای اطراف رفتم و مقداری زیتون خریدم. هردوی این‌ها را پشت ماشین بار زدم و به تهران بردم و سعی کردم به مغازه‌دارها بفروشم. فروش همه آن‌ها برخلاف انتظارم چهار ماه طول کشید، همه می‌گفتند نمی‌ارزد، ادامه نده. اما من دوست داشتم مجدداً تلاش کنم. بار دیگر این کار را انجام دادم. این دفعه در عرض یک ماه، یک وانت جنس را فروختم و الآن بعد از سه سال توانستم برای خودم یک خودروی نیسان بخرم و سرمایه خرید کالا به‌اندازه دو نیسان را دارم و در یک ماه پنج یا شش بار جنس به تهران می‌برم  و می‌خواهم حبوبات را نیز برای فروش ارائه بدهم و دست برادرم را بگیرم و با دو ماشین کارکنیم. این فرد با کمترین امکانات موجود که خیلی‌ها دارند و در سن کم شروع کرده و الآن کارش را به مرحله سوددهی رسانده بود. کسب‌وکارش در ظاهر پرسود و ثروت ساز هم نبود و خودش هم چندان باسواد نبود اما چرا نسبت به فرد قبلی، درزمینه کسب‌وکار، بهتر عمل کرده بود؟

مثال‌های بسیار زیادی برای اثبات این جمله که کسب‌وکار پرسود وجود ندارد، در دست دارم، اما توضیح منظورم را مهم‌تر می‌دانم. دلیل اینکه می‌گویم کسب‌وکار پرسود وجود ندارد این است که بگویم از ظاهر کسب‌وکار نمی‌توان به مقدار سوددهی آن پی برد و نوع کسب‌وکار عامل سوددهی آن نیست. چقدر دست‌فروش هستند که الآن از بزرگان بازار هستند و چقدر سرمایه‌دار و یا تاجر بین‌المللی وجود دارند که الآن لنگ هزینه‌های یومیه خود هستند. گول اسم و ظاهر کار را نخورید، مهم خود فرد حاضر در کار و سیستم ذهنی فرد است که آیا ذهنش ثروت ساز است یا نه؟

 دوستی دارم که بیشتر از بیست کار را تجربه کرده است و هنوز دربه‌در به دنبال کار جدید و پرسود می‌گردد. درحالی‌که بعضی دیگر گوشه‌ای از کاری را گرفته و به موفقیت‌های بسیار زیادی رسیده‌اند.

 

کسب وکار پرسود

 

راستی یادم افتاد داستانی که از زبان مهندس جمیلی رئیس اتاق بازرگانی استان زنجان در جلسه هفته قبل شنیدم را بگویم، ایشان با تأکید به من گفتند حتماً منبع داستان را ذکر کن و من هم تأیید کردم. ایشان تعریف می‌کرد: چندین سال قبل دریکی از زیارتگاه‌های روستایی، خادمی باسوادِ خواندن و نوشتن زندگی می‌کرد. با ساختن جاده و شناخته‌تر شدن زیارتگاه رفت‌وآمد به زیارتگاه رونق گرفت و هیئت‌امنای آن زیارتگاه تصمیم گرفتند یک دفتر کار بهتر و مجهز به رایانه و دوربین ایجاد کنند. چون این فرد خادم سواد کافی نداشت و کار با رایانه را بلد نبود، دیگر نمی‌شد آنجا بماند، به همین دلیل هیئت‌امنا یک خادم باسوادتر را استخدام کردند. این فرد از ناراحتی در گوشه‌ای از حیاط زیارتگاه نشسته بود و فکر می‌کرد که چه‌کار باید بکند. یکی از زائرین با دیدن ناراحتی فرد پاکت سیگاری را به او تعارف می‌کند که در درون آن چند نخ سیگار وجود داشت. این فرد پاکت را گرفته و کنارش به زمین می‌گذارد و ناراحت به آینده‌اش فکر می‌کند ناگهان فرد دیگری به او نزدیک شده و درخواست خرید یک نخ سیگار را می‌کند. چون در آن محل فروشگاهی وجود نداشت، این فرد به خیال اینکه آن خادم سیگارفروش است، از او درخواست می‌کند. خادم از کار برکنار شده سیگارها را به این فرد می‌فروشد  و با خودش می‌گوید: محلی برای رفتن و کاری برای انجام دادن ندارم، بهتر است که سیگار بیاورم و بفروشم.

 پس از چند ماه کارش رونق می‌گیرد و اقدام به ایجاد یک دکه برای فروش وسایل می‌کند، پس از چند سال کم‌کم کارش را گسترش می‌دهد و در چند جای دیگر مغازه تأسیس می‌کند و برای خودش دفترودستک راه‌اندازی می‌کند و نیروهایی را استخدام می‌کند و تبدیل به یکی از بنکداران بزرگ می‌شود. دریکی از جلسات کاری بین او و  فرد تأمین‌کننده جروبحث صورت می‌گیرد و این فرد به‌خوبی جلسه را مدیریت می‌کند. فردی داخل جلسه می‌گوید فلانی این‌همه مهارت داری ای‌کاش حداقل دیپلم می‌گرفتی، می‌دانستی آن موقع چقدر می‌توانستی پیشرفت کنی؟ و این فرد جواب می‌دهد: "آن موقع نهایتاً خادم زیارتگاه می‌شدم!"

معتقدم برای ثروت سازی نوع کار اصلاً مهم نیست و هیچ کسب‌وکاری ذاتاً پرسودتر از بقیه کسب‌وکارها نیست، رانندگان تاکسی ثروتمند و یا کارگرانی که بعداً ثروتمند شدند، کم نیستند و همین‌طور فرزندانی که ثروت پدر را به باد فنا دادند هم کم نیستند. تفاوت اصلی در سود و درآمد، کار بیرونی و نوع کسب‌وکار نیست، بلکه در نوع پرورش ذهن و نحوه برنامه‌ریزی ذهن و آموزش آن برای ثروت سازی یا فقر سازی است.

موضوعی که زیاد علاقه نداریم به آن بپردازیم تلاش برای رشد ذهنمان و قرار دادن برنامه‌های ثروت سازی است. نمی‌دانم یا واقف به موضوعی چنین مهم نیستیم و یا اینکه حال و حوصله سرمایه‌گذاری بر روی آموزش ذهن، که کاری تقریباً سخت و زمان‌بری است، نداریم. اصولاً ما انسان‌ها دوست داریم یک نفر به ما بگوید که با انجام فلان عمل، یا فلان کار مشخص، یا رفتن در فلان مسیر به ثروت می‌رسی و دوست نداریم کسی به ما بگوید اساس درآمد و موفقیتت به ذهنت وابسته است. چون ما می‌خواهیم بدون هیچ تغییر درونی و رشد درونی در مسیر درآمد و ثروت سازی قرار بگیریم.

راجع به بحث ناهشیاری مالی در مرحله دوم و چهار دوره بسیار عالی " ساخت و پرورش ذهن ثروت ساز" صحبت کردم و انواع آن و راه رسیدن به هوشیاری مالی را در تمرین‌های عملی گفته‌ام. در این مقاله یک نکته بسیار مهم و  مرتبط با بحث را خدمت شما عرض می‌کنم:

واقعیت این است که ما در حالت عمومی و بدون آموزش یا سبک‌رفتار مالی پدر و مادرمان را یاد می‌گیریم، یا اینکه حالت واکنشی نسبت به آن را انتخاب می‌کنیم، به‌عنوان‌مثال: احتمال دارد فردی که پدرش ولخرج است یا مثل او ولخرج شود و یا اینکه حالت واکنشی نسبت به آن انتخاب کند و خسیس شود! هردوی این رفتارها نشان از ناهشیاری مالی دارد. برای رسیدن به یک تعادل در هزینه‌ها و هوشیاری مالی، نیازمند آموزش و مهم‌تر از آن فهمیدن و درست عمل کردن، هستیم. آموزش را می‌شود از کتاب‌ها، رسانه‌ها یا نهایتاً فضای مجازی و اینترنت به‌صورت کم‌هزینه یا پرهزینه به دست آورد. آنچه مهم‌تر است و قابل به دست آوردن از طریق سایر منابع نیست، فهمیدن و درست عمل کردن است. ما باید آگاهانه و هوشیارانه رفتار مالی خود را بررسی کنیم و یا با اساتید این فن در میان بگذاریم و راهنمایی‌های دریافتی را به کار بگیریم. این کاری است که نیاز به اراده و تلاش و پرداخت بهای موفقیت دارد.

تمام کسانی که کسب‌وکار موفقی دارند، به‌نوعی این بها را پرداخت کرده‌اند. یکی از تست‌هایی که در سایت خردمندان به‌صورت رایگان قرار داده‌ایم آزمون رایگان هوش مالی یا تست بررسی میزان هوش مالی و ذهنیت ثروت ساز است. تعداد بسیار زیادی از اعضاء سایت این تست را انجام داده‌اند و با دیدن نتایجی که برایشان ارسال کردیم به‌نوعی شک زده‌شده‌اند. چون با این آزمون به افراد شرکت‌کننده اطلاعاتی بسیار مفید برای آگاهی از آینده مالی‌شان با توجه به تفکرات فعلی‌شان  می‌دهیم. و این بسیار عالی است.

مطلب بسیار زیادی در رابطه با اصلاح ذهن و پیدا کردن کسب‌وکار ثروت ساز دارم و دوست دارم خدمت شما دوستان عزیز عنوان کنم. امیدوارم فرصت و عمری باشد تا بتوانم یک‌به‌یک این مطالب را در خدمت شما ارائه بدهم چون شما لایق شنیدن این مطالب هستید. می‌خواهم نتیجه صحبت‌هایم را بگویم و جمله اول را کامل‌تر کنم:

دوست دارم با تمام وجودتان باور کنید که با انجام کاری که عاشقش هستید می‌توانید ثروتمند شوید، به شرطی که بدانید مهم‌تر از نوع کسب‌وکار برای ثروت سازی، حرکت درست و برنامه‌ریزی‌شده برای ثروت سازی است. باید یاد بگیرید که کار موردعلاقه‌تان را تبدیل به کسب‌وکاری پرسود و عالی بکنید و این نیاز دارد به رشد ذهن و آموزش دیدن توسط خودتان. نوع کسب‌وکار اصلاً مهم نیست، مهم، ذهنیت و توانایی فرد صاحب کسب‌وکار است. در همه کسب‌وکارها فرد موفق و شکست‌خورده وجود دارد. در همه کسب‌وکارها سود و ضرر وجود دارد. مهم انتخاب شما، علاقه شما، سخت‌کوشی و ایمان شما و آگاهی مالی ذهنتان است. یادگیری ثروت سازی را به‌هیچ‌عنوان ساده نبینید. یادتان باشد افکار و باورهای ذهنتان با خواسته هایتان ترکیب می شود و اثر آن وارد زندگی شما می شود. ذهنتان را ثروتساز پرورش دهید.

 یادتان باشد:

"نوع کار اصلاً مهم نیست و چیزی به نام کسب‌وکار پرسود وجود ندارد!

آنچه وجود دارد فردی با ذهن ثروت ساز و کسب‌وکار موردعلاقه اوست"

کسب و کار پر سود

 

موفق باشید- هادی آقاجانلو

لطفا این مطالب را نیز مشاهده نمایید:

مصاحبه با مهندس جمیلی رئیس اتاق بازرگانی استان زنجان

آزمون رایگان هوش مالی یا تست بررسی میزان هوش مالی و ذهنیت ثروت ساز

 

  182        0        رایگان       



بازدید : 2215
بازدید : 1661
بازدید : 1633
بازدید : 1588
بازدید : 1149