باد بیداری در زندگی، شروعی برای از نو بزرگ شدن

 

باد بیداری در زندگی، شروعی برای از نو بزرگ شدن

"ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید"

سال 97 هم تمام شد و سال 98 را شروع کرده‌ایم، با اتفاقات و خاطراتش کاری ندارم. می‌خواهم موضوع مهم‌تری را بگویم. هرسال اوایل پاییز در شهرها بادی سرد و شدید شروع به وزیدن می‌نماید که‌برگ درختان را از شاخه‌ها جدا می‌کند، برگ‌هایی که عمری را سپری کرده‌اند، خنکی بهار و گرمای تابستان را دیده‌اند و در خزان پاییز از درختان جدا می‌شوند. و درختان بی‌بار و بنه و خشک می‌شوند. مجدداً پس از چندین ماه، نزدیک بهار، بادی شدید شروع به وزیدن می‌کند. این باد نیز سرد و پر از سروصدا و گاهی عامل سقوط برخی از درختان می‌شود. اما این باد به باد نوروزی معروف است. این باد مثل یک تکان محکم، چند روزی بر تن درختان وارد می‌شود. و زمین و درختان را از خواب زمستانی بیدار می‌کند.

هرسال این چرخه تکرار می‌شود. بادی، صور مرگ را بر درختان و سبزه‌ها می‌نوازد و بادی دیگر، صور بیداری و تحول و نو شدن را.

اگر فقط از یک بعد به هرکدام از این دو باد تأثیرگذار نگاه کنیم، باد پاییز بسیار سخت و ناخوشایند است چون هم برگ‌ها را می‌ریزد و هم درختان را به خواب زمستانی می‌برد و درخت را از ابهت و زیبایی می‌اندازد. و باد بهاری  درختان را زنده و بیدار می‌کند و به آن‌ها فرصت شکوفه زدن و تولید برگه‌ای تازه و سرسبزی و زیبایی می‌دهد. اما واقعیت این است که هردوی این اتفاقات وجود دارند و هر دو در کنار هم عامل رشد و بیداری درخت و مهم‌تر از آن عامل زیبایی جهان می‌شوند. تا تحول و کم شدنی نباشد، بستر افزایش و رشدی آماده نمی‌شود.

باد بیداری، باد بهاری

 

بسیاری از موارد و اتفاقات  زندگی نیز همین‌گونه است، اما احتمال دارد ما فقط یک بعد را ببینیم و دوست نداشته باشیم دچار باد سرد پاییزی بشویم و شرایط و ثبات فعلی را از دست بدهیم و بسیار تلاش کنیم که شرایط فعلی را حفظ کنیم. مخصوصاً این را می‌دانیم که ما درخت نیستیم که نتوانیم در مقابل باد سرد از خودمان مراقبت کنیم! البته یادمان می‌رود باد سرد پاییزی برای درخت وجود دارد و برای ما اتفاقات دیگری در جهان رقم‌زده شده است. سختی‌ها و مشکلاتی که در حالت عادی نمی‌دانیم از کجا آمده و یقه ما را گرفته است می‌تواند شبیه به همین باد پاییزی باشد. از طرف دیگر اگر مختار به انتخاب بین این دو نوع نقطه عطف باشیم، بر طبق نظر عقل سلیم بین انتخاب بد و بدتر، اتفاق بد را ترجیح می‌دهیم و می‌گوییم: اگر مجبور شوم که در سختی باشم، حاضرم سختی منجر به رشد و سرسبز شدن و به دست آوردن یک دارایی را قبول و تحمل بکنم تا سختی زوال و از دست دادن داشته‌های فعلی. اما خب جهان کارش را مطابق با تمایلات ما انجام نمی‌دهد و قانون خودش را دارد. در هر جا و مکانی باشیم تغییر را تجربه می‌کنیم، این قانون برای همه صادق است.

 درخت هم باید باد سرد پاییزی را تحمل کند و هم باد سرد بهاری را تا رشد کند. درختانی که در فضای باغ‌ها و کوچه‌ها هستند نمی‌توانند از قانون ظاهری طبیعت جلوگیری کنند، باد و باران و گردش زمین و تغییر فصل‌ها اثرشان را بر آن‌ها اعمال می‌کنند، ولی آیا می‌شود کاری کرد که درختان دچار این مشکل نشوند؟ آن موقع اوضاع چگونه خواهد شد؟ شاید برای شما جالب باشد درختان و درختچه‌هایی که داخل فضای بسته و تحت کنترل، مثل خانه‌ها و گلخانه‌ها که در معرض تغییرات زمین و فصول قرار نمی‌گیرند، هرچند برگ‌هایشان را حفظ می‌کنند اما درنهایت رشد چندانی را تجربه نمی‌کنند و بسیار ضعیف‌تر از درختان مشابه خود که در فضای باز هستند، می‌شوند. برگ‌هایی خشک و بدرنگ و محصولاتی نامناسب تولید می‌کنند. و این خود نشان می‌دهد که هر دو نوع تغییر لازم است و در ورای ظاهر ناخوشایندشان نتیجه‌ای خوشایند و خوب را به جود می‌آورند.

 

تغییرلازم است.در ورای ظاهرناخوشایندش، نتیجه‌ خوشایند و خوب رابه وجودمی‌آورد

 

بااین‌همه توصیف باز ما انسان‌ها علاقه‌ای به عبور نقطه عطف مربوط به ضعیف‌تر شدن و نقطه عطف شروع رشد مجدد نداریم، حال هرچقدر هم که در آینده نتایج بهتری داشته باشد. البته همه اختیارها دست مانیست، در اینجاست که قوانین جهان وارد عمل می‌شوند و فرد از کودکی وارد بزرگ‌سالی می‌شود، باید ازدواج کند، باید آموزش ببیند، باید خانه‌داری و خانواده‌داری را یاد بگیرد، باید کار کردن و مستقل بودن را یاد بگیرد و این‌ها را جهان به‌صورت عادی و طبیعی برای همه افراد پیش می آورد. و برای برخی دیگر که خواسته‌هایی را در ذهنشان ایجاد می‌کنند و آرزوهایی را انتخاب می‌کنند که نیاز به رشد دارد جهان به سبک این دونقطه عطف آن‌ها را در مسیر رشد قرار می‌دهد و مواردی که فرد در آن باید رشد کند را با زبان بی‌زبانی به او ارائه می‌دهد و فرد را در مسیرش وارد می‌کند. زمانی که ما خواسته‌ای داریم که احساس می‌کنیم بزرگ‌تر از توان  ما و شرایط فعلی ماست، ولی ما مشتاق به دست آوردن آن هستیم، در این موقع جهان وارد عمل می‌شود و ما را از جزیره آرام فعلی به بیرون پرت می‌کند! (البته امیدوارم در آن لحظات با قایقی مناسب به دریا روانه شویم)

 ما شدیداً از این اتفاق ناراحت می‌شویم چون محل ثابت و قابل‌اتکای ما از بین رفته است و در دریایی قرار می‌گیریم که احتمال طوفان و دردسرهای زیادی را دارد و غافل می‌شویم که این دریا شاید محل رشد و پیشرفت ما باشد. در اوایل سعی می‌کنیم به جزیره امن قبلی برگردیم، اما واقعیت این است که در اکثر مواقع نمی‌شود برگشت. پس از مدتی سرگردانی تصمیم به هدایت کشتی زندگی می‌گیریم و سعی می‌کنیم راه درست هدایت زندگی را پیدا کنیم و با توجه به شرایط و در حد توانمان به سمت جزیره‌ای جدید حرکت می‌کنیم. در این دوران سرگردانی آرام‌آرام رشد می‌کنیم و از ترس‌ها دست برمی‌داریم و فقط دنبال جزیره‌ای برای فرود و خلاصی از دریا می‌گردیم. زمانی که از دور جزیره‌ای را می‌بینیم، ترس‌های زیادی به سراغمان می‌آید، مثل ترس از امن نبودن جزیره جدید، ترس از برخورد قایقمان با صخره‌های ساحلی، ترس از نامناسب بودن شرایط جزیره و ...  اما خب سختی دریا و رشدی که اتفاق افتاده کاری می‌کند که همه این‌ها را نادیده بگیریم و به سمت جزیره برویم و در آن موقع است که رشد جدید ما شروع می‌شود.

به قول هاروکی موراکامی:"مهم نیست تا کجا فرار کنی. فاصله هیچ چیز را حل نمی‌کند. وقتی طوفان تمام شد، یادت نمی‌آید چگونه از آن گذشتی، چطور جان به در بردی. حتّی در حقیقت مطمئن نیستی طوفان واقعاً تمام شده باشد. امّا یک چیز مسلّم است. وقتی از طوفان بیرون آمدی دیگر همان آدمی نیستی که قدم به درون طوفان گذاشت..."

 

وقتی از طوفان بیرون آمدی دیگر همان آدمی نیستی که قدم به درون طوفان گذاشت

 

ما با این عبور از طوفان و این گذر از دریا و تجربه‌های آن، دیگر انسان سابق نیستیم و از بسیاری جهات رشد کرده و قدرتمندتر شده‌ایم. آن موقع است که می‌بینیم درجایی که خواسته‌مان آماده و قابل‌دستیابی است، قرارگرفته‌ایم و می‌فهمیم که این سختی‌ها و مشکلات نه‌تنها بی‌دلیل نبوده بلکه عامل رسیدن ما به آرزوها و خواسته‌هایمان نیز بوده است و این کمک جهان برای رسیدن به آرزوهایمان است.

 

این دو آیه را بخوانید:

أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ ﴿سوره بقره: ٢١٤

آیا پنداشتید که داخل بهشت می‌شوید و حال‌آنکه هنوز مانند آنچه بر پیشینیانتان آمده، بر شما نیامده است‌؟ آنان دچار بسی سختی و زیان شدند، و به (هول و) تکان درآمدند، تا (جایی) که پیامبر و کسانی که با وی ایمان آوردند گفتند: «پیروزی خدا کی خواهد بود؟» هشدار (آن موقع) بی‌گمان یاری خدا نزدیک است.

 

وَاللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَسُقْنَاهُ إِلَى بَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَحْيَيْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا كَذَلِكَ النُّشُورُ ﴿سوره فاطر: ٩

و الله کسی است که بادها را فرستاد؛ پس (آن بادها) ابرها را پراکنده می‌نمایند. آن را سوی سرزمینی مرده راندیم. سپس آن زمین را پس از مرگش با آن (ابرها)زنده کردیم. رستاخیز(نیز) این‌چنین است.     

 

به قول شهید بهشتی

"بهشت را به بها دهند نه به بهانه"

دوستان، سال، جدید و نو می‌شود و ما انتظار داریم بهار مجدداً درختان را سرسبز و زیبا کند، اما باید یادمان باشد که دنیا کار و قانونش مثل همین گردش فصل‌هاست، گاهی بر مسیر مراد و آرزوها هستیم و گاهی در مسیر مشکلات و ناخواسته، باید بدانیم که هردوی این‌ها عامل رشد ما هستند به شرطی که علاقه‌مند به رشد و پیشرفت باشیم. بادهای خزان و بیدارکننده را دشمن خود نبینیم و از آن‌ها فرار نکنیم. واقعیت امر هم این است، راه فراری نداریم، راه پیشرفت و موفقیت، سختی و خوشی را باهم دارد و برای فردی که در مسیر موفقیت، بهتر از دیگران نتیجه می‌گیرد، نبود مشکل و یا دردسر، فقط یک توجیه ضعیف است، همه ما نیش و نوش مسیر موفقیت و رسیدن به خواسته‌ها را تجربه می‌کنیم. همه باید برای رسیدن به هدف از مسیرگذار عبور کنیم. اما فردی که به استقبال تغییر می‌رود و انعطاف‌پذیری در افکار، عقاید و اعمالش دارد و توکلش به خداست، کمتر درد و سختی مشکلات را حس می‌کند. انگار برای این فرد مُسکِنی فرستاده می‌شود که در طی این مسیر درد و سختی خیلی زیادی را تحمل نکند. و برای فردی که می‌خواهد در همین شرایط بماند و خواسته‌اش را هم به دست بیاورد و یا اینکه بدون تغییر افکار و عقایدش و فقط باکار زیاد به خواسته‌اش برسد، جهان سخت می‌گیرد و انگار هیچ مُسکِن و شتاب‌دهنده‌ای به او داده نمی‌شود. غافل از اینکه خود فرد راه سخت را انتخاب کرده است.(سخت می‌گیرد جهان بر مردمان سخت‌کوش)

پیشنهادی برای شما دارم، امسال علاوه بر تلاش فیزیکی و تکیه‌بر دانش و تخصصتان، برخی انعطاف‌پذیری‌های عقیده‌ای و نگرشی را در زندگی‌تان اجرا کنید. به‌عنوان‌مثال چند باور و دیدگاه جدید را وارد زندگی‌تان بکنید آن‌ها را باجان و دل قبول کنید. آن موقع مطمئن باشید اثرش را در زندگی‌تان خواهید دید.

اگر می‌خواهید امسال سال فوق‌العاده‌ای برای شما باشد بهتر است دو کار را انجام دهید: اولی اینکه سعی بکنید ازلحاظ فکری و احساسی فقط بر روی خواسته‌هایتان متمرکز بشوید، مانند ذره‌بینی درست و قدرتمند، تا بتوانید مؤثرتر نتیجه بگیرید و دوم اینکه از خداوند کمک بخواهید و تسلیم درگاه او باشید تا از راهی فوق‌العاده، علاوه بر خواسته‌هایتان، نعمت‌های دیگری را نیز به شما بدهد، برای این کار از بادهای خزان و بیداری نباید خودمان را دور بکنیم و به کنج خلوت و ترس پناه ببریم، فقط کافی ست آگاهانه و عاشقانه کار درست را درست انجام بدهیم و اگر احیاناً سختی و مسئله‌ای پیش آمد صبورانه با آن‌ها برخورد کنیم.

در ره منزل لیلی  که  خطر هاست  در  آن                   شرط اول قدم آن است که  مجنون  باشی

نقطه عشق  نمودم  به تو هان  سهو  مکن                  ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی

 

"بهشت را به بها دهند نه به بهانه"

 

امیدوارم سال بسیار خوب و خوشی را داشته باشید.

هادی آقاجانلو مدیر سایت خردمندان

لطفا این مطلب را نیز مشاهده نمایید:

"سال فوق العاده" سال 1398 برای شما فوق العاده خواهد بود اگر...

"قهر باخدا" به دلیل ندانستن خلأ بین عمل تا نتیجه

خدایا شُکرهایی که شُکرگزاری نیستند! 

"چه کسی بود صدا زد یوسف"

"کمربندت را سفت‌تر ببند. ترسیدن عادی است"

 

 

 

 

  388        0        رایگان       



بازدید : 1757
بازدید : 1733
بازدید : 1678
بازدید : 1273
لطفا برای پیوستن به جمع خردمندان در خبرنامه ثبت نام کنید