دوره رونق تولید ( قسمت اول- سیستم سالم)

دوره رونق تولید به سبک مسیر گذار ( قسمت اول- سیستم سالم)

 

اگر چارچوب کارتان را نمی دانید بی خیال کار تولید شوید! امسال بحث تولید و رونق تولید موردتوجه زیادتری قرار می‌گیرد و کارشناسان این موضوع بیشتر خواهند شد. به‌عنوان فردی که نزدیک ده سال به‌صورت مستقیم با تولید درگیر بودم و از سنین دانشجویی در شهرک‌های صنعتی و کارخانه‌ها رفت‌وآمد داشتم، تصمیم گرفتم سلسله مقالاتی در این زمینه ارائه بدهم و راجع به مسیر گذار تولید و پیدا کردن بهترین مسیر گذار برای رونق تولید صحبت‌هایی را ارائه بدهم.

در اولین گام این بحث دوست دارم راجع به کلیت موضوع صحبت‌هایی بکنم و در گام‌های بعدی هر جز را عمیق‌تر بررسی کنم و راهکارهایی مناسب و رشد دهنده برای رونق تولید را ارائه بدهم.

پایه تولید در جامعه از دو جنبه مرتبط و گا‌ها متفاوت شروع می‌شود. به دو دلیل در یک کشور به سمت تولید کالا و یا محصول قدم برداشته می‌شود، اولی رفع نیازهای عمومی است و دومی رفع نیازهای استراتژیکی.

 در نیازهای عمومی هدف ایجاد احساس بهتر، کسب سود، رفع نیاز، به‌روزرسانی محصول و یا رقابت با سایر واحدهای مشابه داخل و احیاناً خارج از کشور است. اما در نیاز استراتژیکی هدف رفع نیازی است که نبود آن یا کمبود آن باعث ایجاد مشکلاتی در جامعه می‌شود. بیشتر از خود محصول و یا کالا شرایط استراتژیکی آن مطرح است.

بگذارید تفاوت این دو موضوع را با یک مثال عرض کنم؛ اگر در شهر ما محصولی مثل بیسکویت یا شکلات تولید شود، دلیل اصلی تولید این محصول برای تولیدکننده، کسب سود، ایجاد لذت ناشی از طعم خوشمزه و یا رفع نیاز است. اما اگر در شهر ما نیاز به تولید یک داروی انعقاد خون باشد، دیگر بحث کسب سود، بهتر کردن حال مشتریان و موضوعات این‌چنینی اولویت خود را از دست می‌دهند. هدف اصلی، یک هدف استراتژیک و مهم است"حفظ جان یک فرد".

تفاوت عمده هدف اصلی تولید در میزان پول پرداختی هم معلوم می‌شود. بعضی جاها می‌گوییم نه فلان کالا به قیمتش نمی‌ارزد ولی بعضی جاها می‌گوییم "قیمتش مهم نیست فقط موجود باشد".

البته بسته به اوضاع و شرایط و امکانات نیاز عمومی می‌تواند تبدیل به نیاز استراتژیک شود. یادم می‌آید دریکی از محل‌های کارم، یک پیچ خاص لازم بود تا دستگاه کار کند. دنبال خرید این پیچ که رفتم با یک قیمت نسبتاً عجیب و زیاد روبرو شدم با مدیرم تماس گرفتم و گفتم: قیمت پیچ را این‌گونه اعلام می‌کنند چه‌کار کنم؟ مدیرم گفت: بخر و بیاور، همین‌که هست خدا را شکر الآن قیمتش در اولویت دوم است!

به سراغ بحث اصلی بروم، اگر احیاناً پس از بررسی‌های کارشناسی شده (البته عموماً بررسی‌ها کارشناسی نشده و بر پایه فرضیات  و احساسات است) به این نتیجه رسیدید که باید تولید و یا تبدیلی را انجام دهید اولین قدم این است که سیستم کسب‌وکار خود را از اولین نقطه تأمین مواد اولیه تا مشتری نهایی باید بر روی کاغذ بیاورید.

یکی از مهم‌ترین کارهایی که باید انجام بدهید همین نکته در ظاهر ساده است. تعیین کنید که محصول یا کالای تولیدی شما بیشتر در کدام نوع از رفع نیازها حاضر خواهد بود و احیاناً در موارد ضروری و خاص چقدر تبدیل به یک نیاز استراتژیک خواهد شد. به‌عنوان‌مثال اگر هدف شما تولید یک جاروی پلاستیکی باشد. به‌طورقطع می‌توان گفت که این محصول تقریباً هیچ موقع یک نیاز استراتژیکی نخواهد شد. اما اگر محصول شما لوله پلاستیکی باشد، قطعاً در زمان‌های کمبود آب تبدیل به یک نیاز استراتژیک و مهم خواهد شد.

تعیین کنید که محصول یا کالای تولیدی شما بیشتر در کدام نوع از رفع نیازها حاضر خواهد بود

این آگاهی ساده شاید الآن باکمی تفکر حل بشود اما درزمانی که فرد به کار تولید مشغول است و اقدام به تهیه دستگاه‌های زیاد و هزینه محل تولید و استخدام نیرو کرده باشد دیگر به‌آسانی قابل‌حل و هضم نخواهد بود.

نکته دیگر در باب این موضوع این است که گاهی سازمان‌های بالادستی و یا پایین‌دستی و مراکز بازاری هستند که یک کالا را استراتژیک یا عمومی می‌کنند. احتمال دارد محصولی به علت وجود تولیدکننده‌های زیاد جزو محصولاتی برای رفع نیاز عمومی محسوب شود. اما همین محصول در اثر نبود مواد اولیه یا عرضه کم و نامناسب به بازار، تبدیل به یک نیاز استراتژیک شود. در کار تولید نیاید روی این شرایط حساب باز کرد چون در این صورت فرد به مواردی تمایل پیدا می‌کند که اختیاری در آن‌ها ندارد.

مهم‌ترین کار فرد یا گروهی که می‌خواهند تولید خوبی انجام دهند و سود مناسبی به دست بیاورند این است که علاوه بر جزییات تخصصی تولید از روند حاکم بر جریان محصول هم خبر داشته باشند این روند شناسی و جریان شناسی، کاری نیست که در داخل اتاق مدیر و یا داخل سالن تولید به دست بیاید، نیاز به بازار سنجی و مشاوره با افراد سهیم در بازار دارد. قبل از شروع کار، اگر فرد در این زمینه کوتاهی کند احتمال دارد با انباری پر از محصول فروش نرفته و یا پیش فروشی زیاد با انبار خالی روبرو شود.

سال‌ها طول کشید تا اینکه فهمیدم "تولید محصول فقط بخشی از جریان تولید و کارخانه‌داری است". البته موضوع جالب اینجاست: درزمینه رونق تولید شاید خود تولید محصول و کالا اهمیت چندانی نداشته باشد و موارد پراهمیت دیگری نیز مطرح باشد که اصلاً فرد تولیدکننده به آن دقت نکرده باشد.

"تولید محصول فقط بخشی از جریان تولید و کارخانه‌داری است"

دوستی می‌گفت با توجه به نیاز داخلی برای یک مایع شیمیایی و نبود آن مایع در داخل کشور، اقدام به طراحی و تولید آن مایع شیمیایی کردیم و با توجه به قیمت بازار این محصول، محصولمان را عرضه کردیم، ولی درنهایت شکست خوردیم. رقبا و واردکنندگان بی‌تأثیر نبودند، اما یکی از مهم‌ترین دلیل‌ها ناخالصی مواد اولیه ما بود که اگر مواد با خلوص بالا را تهیه می‌کردیم اصلاً تولیدش مقرون‌به‌صرفه نبود.

یک تولیدکننده باید همیشه این موضوع را در نظر داشته باشد که او فقط تولیدکننده نیست، بلکه یک جریان ساز است. برای هدایت درست جریان در مسیر مناسبش باید قدم‌های مناسب و قدرتمندی بردارد، برای این کار اولین قدم این است که کل جریان را در نظر بگیرد همان‌طوری که رودها از کوه‌ها شروع می‌شوند و در دشت‌ها جاری می‌شوند و از سدها عبور می‌کنند تا به دریا برسند. فرد یا گروه مؤسس یک کسب‌وکار هم باید رودخانه خودشان را درست و مطابق با گرانش زمین طراحی بکنند. با زور نمی‌شود کاری را پیش برد.

در ادامه قسمت دوم این مقاله را بخوانید  

لطفا این جلسات را هم مشاهده نمایید:

دوره رونق تولید ( قسمت دوم- فروش بلدید؟)

"کمربندت را سفت‌تر ببند. ترسیدن عادی است"

 دوره عبور از مسیر گذار در راه‌اندازی کسب و کار

 

 

  203        0        رایگان       



بازدید : 1699
بازدید : 1667
بازدید : 1611
بازدید : 1194
لطفا برای پیوستن به جمع خردمندان در خبرنامه ثبت نام کنید