دوره رونق تولید ( قسمت چهارم- پول پول نکنید، پول حرف آخر را می‌زند!)

دوره رونق تولید

 ( قسمت چهارم- پول پول نکنید، پول حرف آخر را می‌زند!)

 

بسیاری از افرادی که کسب‌وکار راه‌اندازی کرده و شکست خوردند، نبود پول را عامل اصلی شکست خود اعلام می‌کنند. من در تحقیقاتم عامل اصلی شکست یک کسب‌وکار را پول ندیدم. سؤال ساده‌ای بپرسم: مگر فردی که به یک کسب‌وکار فکر می‌کند و اقدام به راه‌اندازی آن می‌کند، از قبل بررسی نمی‌کند که بداند کارش چقدر زمان‌بر و هزینه‌بر است؟ همه افراد این کار را انجام می‌دهند و در ضعیف‌ترین حالت با آماده‌سازی حداقل هزینه‌ها شروع به عمل می‌کنند. پول مهم است خیلی هم مهم است! و در یک کسب‌وکار جزو اجزای اصلی است، اما عامل شکست کسب‌وکار نیست. اگر کمبود پول یا سرمایه‌ای اتفاق می‌افتد، ناشی از ناآگاهی افراد مؤثر در تأسیس کسب‌وکار است نه ناشی از کمبود پول! ما نباید ضعف در مدیریت و برنامه‌ریزی خود را به پول که یک عامل بیرونی است، وصل کنیم. همه ضعف‌های موجود در یک کسب‌وکار از ذهن طراح یک کسب‌وکار ریشه می‌گیرد و با عوامل بیرونی توجیه و تفسیر می‌شود.   

نگرشی که نسبت به اتفاقات جامعه دارید، دیدگاهی که نسبت به توانایی‌های خوددارید، برداشتی که از کار موردعلاقه‌تان و نحوه درآمدزایی از آن دارید، افرادی که در گروهتان جمع‌آوری کردید، آشنایی که با تأمین‌کننده‌ها و مشتری‌ها دارید، همگی مهم‌تر از بهانه کمبود پول هستند. تورم، مسائل سیاسی و کمبود پول برای توجیه افراد ناآشنا به کسب‌وکار پرکاربردترین سلاح ممکن است. ولی برای یک فرد آشنا به کسب‌وکار این‌ها بهانه محسوب می‌شوند.

بسیاری از افراد در همین اوضاع و شرایط می‌توانند درآمد بکنند و کسب‌وکار خود را به بهترین نحو بچرخانند. آن‌ها آگاهی زیادی در کسب‌وکارشان  دارند و دلیلش این است که دست از سر جمله "کمبود پول، مهم‌ترین عامل شکست کسب‌وکارهاست" برداشته‌اند. کمبود ذهنیت ثروت ساز، و دیدگاه و بینش ثروت ساز عامل شکست کسب‌وکارهاست. تفاوت عمده بین یک فعال تجاری موفق با 30 یا 40 سال سابقه و فردی که شکست در کسب‌وکارش را تجربه می‌کند، قطعاً فقط کمبود پول نیست. تجربه! تجربه! و نوع نگرشی که فرد موفق در طی سالیان سال زحمت به دست آورده است، او را به سطح تفکری برده است که ناآشنایان کسب‌وکار حتی از وجود آن خبری ندارند. با مثالی ساده توضیح بدهم: یک دانش‌آموز اول ابتدایی که در حال یادگرفتن خواندن و نوشتن است تفاوت خودش با معلمش را فقط در همین حد می‌داند که او می‌تواند بنویسد ولی من نه! اما آیا معلم او فقط همین تفاوت را با او دارد؟ قطعاً نه!

 

"کمبود پول، مهم‌ترین عامل شکست کسب‌وکارهانیست"

 

 در مسائل اقتصادی هم موضوعی مشابه این مطلب حاکم است، فقط تفاوت در این است که بسیاری از افراد نمی‌خواهند این موضوع را قبول بکنند و موضوع را فقط به‌ظاهر ماجرا ربط می‌دهند. با گفتن این جملات در جمع‌های اقتصادی و مخصوصاً در کنار بزرگان کسب‌وکار فقط ناشی بودن و سادگی تفکر خودمان را نشان می‌دهیم.

برای بهبود این موضوع، اگر قصد راه‌اندازی کسب‌وکاری رادارید، به نظرم دوره عبور از مسیر گذار در راه‌اندازی کسب‌وکار و دوره ساخت و پرورش یک ذهن ثروت ساز، یکی از شتاب دهنده‌های مهم است. دوره‌ای که در آن عصاره شش سال زحمت و تلاش ما ارائه‌شده است. دوره‌ای که در آن در ارتباط با دیدگاه‌ها، باورها، نگرش و داستان‌های افراد موفق بسیار صحبت شده است. مطمئناً موضوعاتی جذاب و متفاوت را در آن مشاهده خواهید کرد.

دریکی از بحث‌های دوره ساخت و پرورش یک ذهن ثروت ساز راجع به این موضوع صحبت می‌کنم که باید از تمرکز بر روی فعالیت خود غافل نشوید. تمرکزی متفاوت موضوعی که بسیار فراتر از یک تمرین ساده یا گفتن چند عبارت تأکیدی است. در آنجا می‌گویم تمرکز یعنی زندگی با چیزی که در نظر دارید و معتقد به درست بودن آن هستید و ارزشمند بودن موضوعی به نام ثروت.

در کارهای تولید اشتغال‌زایی یک خطای مهم در دیدگاه افرادی که بدون دید و نگرش کسب‌وکار وارد آن می‌شوند وجود دارد و آن این است: آن‌ها اشتغال‌زایی، کارآفرینی و ارزش افزایی را ارزشمند می‌دانند ولی ثروتمند شدن و ثروتمندانه زندگی کردن را کم‌ارزش می‌دانند، آن‌ها هرچقدر درآمد مالی و اطلاعات مالی داشته باشند دچار ناهشیاری مالی هستند و این موضوعی فراتر از تحصیل است. موضوع مربوط به سبک زندگی است.

 

اشتغال‌زایی، کارآفرینی و ارزش افزایی را ارزشمند می‌دانند

 

اگر فردی در اعماق وجودش ناخودآگاه انباشته کردن پول و مدیریت صحیح آن و امیر بودن بر پول را نداند، مطمئناً نمی‌تواند نتایج مالی زیبایی برای خودش و اطرافیانش ایجاد کند، او فقط کار خواهد کرد! فقط کار خواهد کرد! البته تا زمانی که ورشکسته شود یا دچار کمبود مالی گردد. در آن موقع دو راه بیشتر ندارد، یا تسلیم ناهشیاری مالیش باشد که اکثریت این را قبول می‌کنند و یا اینکه تصمیم به اصلاح ذهنیت و نگرش‌ها  و باورها و عقاید مالیش بگیرد. کار دوم سخت است بسیار سخت‌تر از راه‌اندازی کسب‌وکار، به همین دلیل مردم زیادی آن راه را انتخاب می‌کنند. بسیاری از افرادی که دوست دارند با همین عقل الآنشان کسب‌وکار راه‌اندازی کنند،تنها معضلشان را کمبود پول و نهایتاً نداشتن بازار فروش می‌دانند. غافل از اینکه در همین بازار افراد زیادی با کمبود پول مواجه هستند ولی به نحو عالی آن را مدیریت می‌کنند و هرروز پیشرفت می‌کنند. در ضمن یادتان باشد بازار فروش کم نیست، آنچه کم شده است بازار ارائه است، در مقاله "ارائه فروش نیست" راجع به این موضوع توضیح داده‌ام، می‌توانید بیشتر مطالعه کنید.

خلاصه کلام اینکه، اگر کسب‌وکاری تأسیس می‌کنید، ابتدا بر روی آموزش تفکر بازاری و دید بازاری داشتن متمرکز شوید و بعد از پول و دارایی‌تان باکمال دقت استفاده کنید. بازار شوخی ندارد!!!

هادی آقاجانلو

دوره رونق تولید ( قسمت سوم- هدف تولید است نه دورهمی نه دلسوزی!)

"ارائه فروش نیست"

" ثروت حلال با شکوه است "

دوره عبور از مسیر گذار در راه‌اندازی کسب‌وکار

دوره ساخت و پرورش یک ذهن ثروت ساز

 

 

  103        0        رایگان       



بازدید : 1726
بازدید : 1699
بازدید : 1637
بازدید : 1235
لطفا برای پیوستن به جمع خردمندان در خبرنامه ثبت نام کنید