چرا "قانون جذب" جواب نمی‌دهد؟

چرا "قانون جذب" جواب نمی‌دهد؟

قانون جذب عامل اصلی موفقیت یا شکست نیست! در ضمن موضوع قانون جذب، مطلبی فانتزی نیست! در ضمن لطفاً به اسم موفقیت با قانون جذب، دچار خطای هاله‌ای نشوید و از عمل‌گرایی و تلاش دوری نکنید. همین سه جمله خلاصه این مقاله است.

 سال قبل دوره‌ای به‌صورت رایگان راجع به آموزش قانون جذب برگزار کردم. در این مقاله می‌خواهم مطالب تکمیلی راجع به آن ارائه بدهم.

یکی از مشکلات کم‌اهمیت قانون جذب همان‌طوری که گفتم، شبه‌علم بودن آن است و کلمه قانون برای آن اشتباه است اما به دلیل استفاده زیاد از این ترکیب نام یعنی "قانون جذب" من هم در متن از آن استفاده می‌کنم.

مشکل بزرگ‌تری که در رابطه با قانون جذب مطرح است، نبود تعریف یکسان درباره آن است. از تعریف‌های ساده‌ای مثل "حس خوب اتفاق خوب و حس بد اتفاق بد" تا تعریف‌های پیچیده‌ای مثل" اثری کوانتومی در تبدیل انرژی به ماده وجود دارد که با همکاری جهان‌های موازی، باعث ایجاد ارتباطی قانونمند بین افکار و اتفاقات می‌شود. به این اثر قانون جذب می‌گویند" باعث آشفتگی‌های زیادی در فهمیدن این موضوع شده است.

از طرفی دیگر مبحث موضوع قانون جذب با برخورد معنوی و مذهبی نیز مواجه شده و برخی آن را موضوعی کفرآمیز و الحادی و عرفان نوین می‌دانند! و برخی آن را یک موضوع الهی و صد درصد مذهبی موجود در تمام ادیان الهی می‌دانند! جالب اینجاست که هرکس برای اثبات ادعاهای خود دلایلی منطقی، مذهبی، علمی و حتی احساسی خاص خود را دارد.

این نوع از نگرش که به یک موضوع وجود دارد مرا یاد تعریف واژه عشق می‌اندازد، عشق به‌اندازه کل آدم‌های هستی تعریف دارد! اگر از شما بخواهم عشق را تعریف کنید هرکدام نظر خودتان را خواهید گفت و مطمئناً نظرات مخالف هم کم نخواهد بود.

در رابطه با قانون جذب نیز این موضوع مطرح است و بسته به تعریف آن می‌توانیم برایش مخالفان و موافقان زیادی در همه طیف‌ها پیدا کنیم.

یکی از معروف‌ترین صحبت‌ها و تعریف‌ها درباره قانون جذب توسط خانم استرهیکس و شخصیت آگاهی‌بخش مرموز آن آبراهام درکتاب‌هایش به جهان ارائه‌شده است. بسیاری از اساتید داخلی و خارجی صحبت‌هایشان یا کپی‌برداری شده و یا وام‌دار نظریه آن‌هاست. موضوعاتی مانند ارتعاش، فرکانس، انرژی مبدأ، سطح، طیف احساسی یا سطح متفاوت و حتی واژهای مشابهی مثل مدار، اصل انتظار، قانون آفرینش، الهامات معنوی، هم مداری و... از مفاهیم و موضوعات کتاب‌های آن‌ها برداشت‌شده است. البته بحث در مورد حواشی آن کتاب‌ها خارج از بحث این مقاله است لذا من به موضوع اصلی خودم می‌پردازم. 

به دلایلی که گفتم، راجع به قانون جذب همان‌گونه که در دوره‌اش گفتم، تعریفی که طی سال‌ها فهمیدم را بیان می‌کنم. لطفاً این چند خط را با دقت کامل مطالعه کنید.

 تعریف من از قانون جذب این‌گونه است:

"در جهان قانونی وجود دارد که اثر فیزیکی و قابل‌درک ارتعاش‌های خواسته‌ هر فرد را وارد زندگی‌اش می‌کند، نام این قانون،قانون جذب است"   

قبل از موافقت یا مخالفت با این تعریف، اجازه بدهید راجع به آن بیشتر توضیح بدهم.

منظورم از ارتعاش خواسته، هدف، خواسته یا آرزوی ما نیست! بلکه ارتعاش خواسته، ترکیب خواسته ما به‌علاوه مجموعه نگرش‌ها و عقاید مؤثر ما درباره آن خواسته است.

بهتر است بدانیم که قلب و یا درون هر انسانی مثل یک میدان مغناطیسی انواعی از انرژی‌ها و ارتعاشات و فرکانس‌ها را به جهان ارسال می‌کند. در صورت علاقه‌مندی برای آگاهی بیشتر لطفاً مقاله فرکانس انسانرا بخوانید.

قلب ما یا درون ما وقتی خواسته‌ای که داریم با توجه به عقاید ما و نگرش‌های ما در رابطه با آن موضوع ارتعاش خواسته را به جهان ارسال می‌کند. و جهان سازوکار و سیستمی دارد که اثر قابل‌لمس و درک این ارتعاش خواسته را وارد زندگی ما می‌کند.

نکته جالب اینجاست در اکثر مواقع ما به خواسته‌ای داریم نمی‌رسیم بلکه به ملغمه‌ای متفاوت(به‌صورت ساده یعنی ترکیب عجیب غریب غیرقابل جدا از هم) از خواسته می‌رسیم و دقیقاً با این اعتراض روبرو می‌شویم:

"قانون جذب دروغ است، هیچ‌کس بافکر و خیال به خواسته‌اش نمی‌رسد!"

در جواب باید بگویم: بله! این تعریف که قانون جذب باعث  به حقیقت پیوستن، آرزوها و خواسته‌های ما می‌شود کاملاً دروغ است. قانون جذب باعث به حقیقت پیوستن اثر ارتعاش خواسته ما می‌شود، نه خودخواسته ما به همین دلیل شاید برخی‌ها از قانون جذب اصلاً نتیجه نگیرند یا حتی نتیجه برعکس بگیرند! مهم ارتعاش خواسته است نه خواسته!

با یک مثال توضیح بدهم موضوع قابل‌هضم‌تر می‌شود، من از شما می‌خواهم که الآن حدود یک الی دو دقیقه به خوردن یک شیرینی خوشمزه فکر کنید و تصور و تجسم کنید که این شیرینی رادارید و الآن در دسترس شماست و تصور کنید در حال خوردن آن هستید.

پس از انجام همین کار در ظاهر ساده، برخی از شما شیرینی دلخواهتان یا مشابه آن شیرینی را طی چند ساعت و یا نهایتاً روز بعد به دست میاورید. در کنارش برخی دیگر آن را حتی در هفته‌های بعد هم به دست نخواهند آورد!

این مثال و این اتفاقات اثر قانون جذب را نشان می‌دهد!

با این حساب احتمالاً الآن می‌گویید که فلانی ما را سرکار گذاشته‌ای؟ به نظر خودت علم غیب گفتی؟ خب معلومِ طبق علم احتمالات برخی به خواسته می‌رسند و برخی دیگر نه.

در جواب باید بگویم من اصلاً راجع به درصد احتمال اتفاق افتادن یک موضوع صحبت نکردم! من راجع به اثر قانون جذب صحبت کردم. بگذارید بیشتر توضیح بدهم، احتمال اینکه شما به شیرینی که تصورش را کردید برسید دقیقاً وابسته به ارتعاش خواسته شماست نه خودخواسته شما! کسانی که بین خواسته و ارتعاش خواسته‌شان تفاوت زیادی وجود ندارد و تضاد درونی‌شان کم است، سریع به خواسته‌شان می‌رسند. چون قانون جذب اثر ارتعاش خواسته را در اولین فرصت ممکن (حتی در یک‌چشم به هم زدن) وارد زندگی فرد می‌کند. به شرطی در درون فرد بین خواسته و ارتعاش آن هماهنگی ایجاد شود.

اما کسانی که درونشان دچار تضاد بین خواسته و ارتعاش خواسته است، یعنی باورها و نگرش‌هایی دارد که به وقوع پیوستن اتفاق موردنظر را سخت یا غیرممکن می‌داند تا موقعی که این تضاد وجود دارد به خواسته‌اش نخواهد رسید یا خیلی سخت خواهند رسید، هرچند در عمل خیلی زیادتر از سایرین تلاش بکنند.

نکته‌ای بسیار مهم بگویم: یادتان باشد خواسته را می‌شود آگاهانه ایجاد کرد ولی ارتعاش خواسته به‌صورت مستقیم دست ما نیست. بلکه ناشی از نگرش‌ها و باورهای درونی موجود در ضمیر ناخودآگاه ماست! تا آن نگرش‌ها تعویض و اصلاح نشوند، خواسته‌های آگاهانه و منطقی ما راهی برای برآورده شدن پیدا نخواهند کرد. جزء جدانشدنی در مسیر گذار رسیدن به خواسته‌ها، تغییر نگرش‌های درونی و پس‌ازآن انجام درست عمل درست است!

شاید در جواب بگویید با عمل می‌شود در مقابل ارتعاش خواسته ایستاد. مثلاً در رابطه با همین مثال، احتمال دارد، شما جواب بدهید که من اصلاً کیک را تصور نمی‌کنم و داشتنش را دوست ندارم اما سریع یک کیک می‌خرم تا اثبات شود قانون جذب وجود ندارد یا اینکه نمی‌تواند قدرتمند باشد. اما واقعیت اینجاست که شما هر عمل و کاری بکنید، با توجه به ذهنیت درونی‌تان و نگرش‌هایتان انجام می‌دهید و قانون جذب به آن پاسخ می‌دهد. بعدازاین کار است که اتفاقات را باعقل و درک منطقی‌تان توجیه می‌کنید.

شاید سؤال شود که پس عمل، تلاش، پشتکار و برنامه‌ریزی کجای این تعریف قرار دارد؟

جواب باید بگویم، عمل مکمل ثانویه درخواست ماست! کاملاً مشخص است که ما برای موضوعی که واقعاً معتقد باشیم و خواهانش باشیم حتماً تلاش فیزیکی می‌کنیم و این تلاش فیزیکی در کنار کمک قوانین جهان هستی باعث رسیدن ما به اثر ارتعاش خواسته ما می‌شود. ساده‌تر بگویم ما حاضریم برای کاری وارد عمل بشویم که به انجام دادن آن به‌نوعی معتقد باشیم. و این نوع از اعتقاد توسط درون ما که محل تبدیل خواسته به ارتعاش خواسته و ارائه آن به جهان است ایجاد می‌شود.

در خیلی از موارد ما باپشتکار زیاد کاری را انجام می‌دهیم ولی درنهایت نتیجه چندانی به دست نمی‌آوریم، دلیل آن کوتاهی ما نیست، عدم هماهنگی بین تلاش ما با ارتعاش خواسته و قوانین جهان است. این بیت را شنیده‌اید؟

یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد          یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند

در حقیقت تعریفی از قانون جذب را با خود به همراه دارد، هرکس برای رسیدن به خواسته‌اش در مسیر درست قرار بگیرد مطابق قانون جذب، ناخودآگاه به سمت مقصد رانده می‌شود و هرکس در خلاف مسیر قرار بگیرد هرچقدر هم تلاش کند به مقصد نخواهد رسید و قانون جذب برایش به‌صورت دلخواه او عمل نخواهد کرد.

چرا "قانون جذب" جواب نمی‌دهد؟

موضوع بسیار مهم دیگری را خدمت شما عرض کنم: بحث مطرح‌شده در قانون جذب به نظر من یکی از قوانین پایه‌ای در جهان است و همه این جهان و قوانینش آفریده خداست. موضوعاتی مثل قدرت کائنات، اثر آفرینش قانون جذب و مفاهیم انسان گرایانه، غول چراغ جادو و قدرت انسان در خلق خواسته‌هایش اساساً موضوعاتی از پایه غلط و اشتباه است.

اساساً ما انسان‌ها و هیچ موجود دیگری به‌جز خداوند، هیچ قدرت خلق و آفرینشی و هدایتی نداریم! ما در بهترین حالت قدرت خلاقیت برای ترکیب آفریده‌ها خداوند و تفکر درباره آن‌ها راداریم و درنهایت برای افرادی که در مسیرهای هدایت الهی قرار دارند می‌توانیم کمک‌کننده‌ای باشیم. هرچه در آسمان و زمین است و قانونی که در جهان وجود دارد چه زشت چه زیبا، چه خوشایند چه ناخوشایند، همگی آفریده خداست، اصولاً خطایی در سیستم جهان نیست که نیازی به خلق و آفرینش ما داشته باشد. هرچه هست در جهان، مسیرهای ثابت و نتایج ثابت به‌علاوه اختیار انتخاب ماست.

بحث قانون جذب یک موضوع شیک و مجلسی و پر از صحبت‌های خوشایند نیست، هر سختی و بدبختی هم در زندگی تجربه می‌کنیم اثری از عمل دقیق سیستم قانون جذب است که وارد زندگی ما شده است. هر مسیرگذارموفقیت سختی‌های خودش را دارد، قانون جذب با توجه به نوع مسیر انتخابی شما هوشمندانه رفتار می‌کند.

 

چرا "قانون جذب" جواب نمی‌دهد؟

ما در جهانی کاملاً قانونمند و هوشمند هستیم که میلیاردها برنامه و مسیر جزئی دارد و تعدادی قانون و برنامه کلی، در این جهان هر کاری بکنیم نتیجه‌اش از قبل معلوم است، یعنی احتمال سورپرایز شدن در جهان برای آگاهان وجود ندارد! ما فقط اختیار انتخاب انواعی از این مسیرها و اختیار انتخاب نحوه حرکت در این مسیر راداریم. البته آن‌هم وابسته به افکار عقاید و اطلاعات و آگاهی‌های خودآگاه یا ناخودآگاه ماست. هر مسیری یا دستورالعملی را انتخاب کنیم نتیجه‌ای مشخص را به دست خواهیم آورد این نتیجه برای ما غیرقابل تغییر است. تنها اختیاری که ما داریم و انتخاب مسیرهاست و همه ادیان می‌گویند که در انتخاب مسیرت دقت کن تا نتایج خوبی را به دست بیاوری.

منظورم را از توضیحات بالا واضح‌تر بیان کنم، یکی از قوانین خداوند در جهان هستی این است که برنامه هوشمند را آفریده که در برابر ارتعاش‌های خواسته ما اتفاقات همسنگ و مشابه آن را وارد زندگی‌مان می‌کند. ما به هر خواسته‌ای که داریم نمی‌رسیم! ما به خواسته‌ای می‌رسیم که اولاً، احتمال اتفاق افتادن آن در جهان وجود دارد، یعنی مسیری برای آن در جهان نوشته‌شده است. دوماً، ما آن خواسته را انتخاب کرده باشیم و خواهان آن باشیم. سوماً اینکه، ارتعاش خواسته مشابه با خواسته‌مان را به جهان ارسال کنیم یعنی درونا نگرش‌های مناسب آن خواسته را داشته باشیم. و سعی کنیم در مسیر درست حرکت کنیم و کار درست را درست انجام بدهیم! باوجوداین سه مورد است که قانون جذب وارد عمل می‌شود و بسته به میزان اشتیاق ما و امکانات جهان هستی اثر آن خواسته را وارد زندگی ما می‌کند.

برای هماهنگی همین سه موردنیاز به آگاهی و عمل داریم، باید برسی بکنیم ببینیم آیا خواسته ما طبق قوانین جهان شدنی است و کسی قبلاً آن را به دست آورده است، در ثانی باید خواسته خود را دقیق و مشخص تعریف کنیم و ثالثاً باید برای هماهنگی ارتعاش خواسته و خواسته تلاش زیادی بکنیم، این هماهنگ‌سازی مرحله زمان‌بر و بسیار مهمی است مرحله رشد در مسیر گذار است، مرحله که فرد درونا به شخصیت جدید و هماهنگ با خواسته‌اش نزدیک می‌شود. در مرحله دوم دوره ساخت و پرورش یک ذهن ثروت ساز در رابطه با این نحوه هماهنگ‌سازی مثال‌هایی را گفته‌ام و حدود 96 بذر و نگرش و نحوه قرار دادن آن‌ها در ذهن ناخودآگاه را برای ثروت ساز شدن ذهن ارائه دادم می‌توانید از آن استفاده کنید، اما در رابطه با سایر زمینه‌ها و خواسته نیازمند بررسی و مطالعه توسط خودتان است. البته شرط مهم رسیدن به هماهنگی بین خواسته و ارتعاش خواسته در کنار دانستن عمل مؤثر است. عمل مؤثر عملی است که مطابق با خواسته شماست، نه عمل به‌تنهایی و نه ایجاد نگرش به‌تنهایی منجر به رسیدن به خواسته نمی‌شود، هردو پیوسته و مکمل هم هستند اما پایه اصلی هماهنگی بین خواسته و ارتعاش خواسته، تغییر نگرش‌های موجود در ذهن ناخودآگاه  و هماهنگی بین سیستم قلبی مغزی است، که من در جای‌جای سایت خردمندان آن‌ها را توضیح داده‌ام.

 

چرا "قانون جذب" جواب نمی‌دهد؟

 

هادی آقاجانلو

لطفا به این مطالب نگاهی بیندازید:

کل مرحله دوم دوره ساخت و پرورش ذهن ثروتساز

فرکانس انسان

دوره رایگان قانون جذب

  181        0        رایگان       



بازدید : 1783
بازدید : 1764
بازدید : 1711
بازدید : 1316
لطفا برای پیوستن به جمع خردمندان در خبرنامه ثبت نام کنید