دوره گذار معنوی در رشد انسان (رازی در مورد سختی‌هایی که می‌کشیم!)

 

دوره گذار رشد معنوی در رشد انسان

(رازی در مورد سختی‌هایی که می‌کشیم!)

 

همه ما در زندگی مشکلات و سختی‌هایی را تجربه می‌کنیم، بعضی‌شان عقوبت اعمال ماست و بعضی‌شان عامل رشد مادی و معنوی ما، هرکس خودش بهتر می‌تواند این موضوع را در سختی‌های زندگی‌اش بفهمد.

هرکس در زندگی‌اش دوره‌های گذر خاص خودش را سپری می‌کند، برخلاف تصور و یا عقیده برخی از ما، هیچ‌کس زندگی 100 درصد ایده آلی که پر از خوشی‌ها پشت سرهم است را تجربه نمی‌کند. همه ما با اتفاقاتی که حتی پیش‌بینی‌اش هم نمی‌شود کرد روبه‌رو خواهیم شد و وارد دوره‌های گذر خواهیم شد.

 مهم این است که از دوران گذار و مسیرهای گذار به‌خوبی عبور کنیم و راه رهایی از سختی‌ها و مشکلات شناختن برنامه و الگوی مشکلات زندگی است. دانشمندان و افراد معنوی زیادی سعی کردند الگوی حاکم برجهان هستی یا تفکر خداوند را بفهمند و حداقل بخشی از آن را موشکافی بکنند. در این راه ما با قوانین فیزیک، شیمی،ریاضی، برنامه‌نویسی، مدیریت، روانشناسی و بسیاری موضوعات مهم آشنا شدیم و می‌توان گفت که فهمیدیم، جهان آن‌قدر در ذات خود پیچیدگی‌ها دارد که شناخت الگوی حاکم بر آن کار ساده‌ای نیست و در بسیاری از مواقع فهمیدن آن در حد دانش فعلی ما نیست.

اما موضوع مفیدی که برای شناخت الگوی حاکم برجهان هستی کمک بسیار خوبی است، این موضوع است که ما می‌توانیم از صحبت‌های خالق جهان به الگوهای موجود در جهان پی ببریم. این صحبت‌ها در جای‌جای جهان و اعصار گذشته، به‌وسیله پیام پیامبران و انسان‌های معنوی در اختیار افراد قرارگرفته است. و مهم‌ترین راهنمایی که فعلاً در دست ماست کتاب‌های الهی و کتاب بی‌بدیل قرآن است. قرآن انیق و عمیق است. اما مصلحت آن است که برای فهمیدن اصول دین هم که شده هر فرد خودش شروع به خواندن آن و استفاده از عقل و منابع موجود تفسیر برای درک آن بکند. تا بتواند از قوانین هستی بهتر سر دربیاورد.

خوبی توضیحات قرآن برای فردی که اعتقاد به الهی بودن آن دارد در این است که او را از چندین نظریه و شک به‌درستی کدام راه، درمی‌آورد و به سمت یقین هدایتش می‌کند و اگر بر مسیر درست استوار باشد او را به اطمینان صددرصدی می‌رساند.

به اصل موضوعی که می‌خواهم بگویم برسیم، قرآن کتاب داستان نیست بلکه داستان‌هایش شاهکاری برای بیان قوانین الهی است. باید سعی کنیم اهداف پشت آن داستان‌ها را بفهمیم، هرچند کار بسیار سختی است، اما:

آب دریا را اگر نتوان کشید                            هم به‌قدر تشنگی باید چشید.

اگر بخواهیم دوره گذار موجود در زندگی را در قرآن بررسی بکنیم، نکات بسیار ارزشمندی  برایش می‌شود پیدا کرد، در این مقاله من به یک موضوع بسیار مهم از این نکات اشاره خواهم کرد و مستنداتی ارائه خواهم داد. در این مقاله راجع به دو دوره گذار و دوره رشد که انسان در آن‌ها مسیر گذار متفاوتی را طی می‌کند و در نقطه عطف(یا حالت گذار) این مسیرها تجارب ارزنده‌ای را به دست می‌آورد، صحبت خواهم کرد.

ابتدا تعریف‌های ساده‌ای خدمت شما ارائه بدهم تا از کلمات و جملاتم معنی تقریباً مشترکی را برداشت کنیم:

دوره گذار یا دوران گذر، یک دوره زمانی بی‌ثباتی، مابین حرکت از یک ثبات اولیه به یک ثبات ثانویه است. دوره‌ای است که اتفاقات مطابق با پیش‌بینی‌های ما نیست حتی مخالف انتظارات ماست.

مسیر گذار یا مسیرگذر، به راهی که فرد برای رسیدن به یک ثبات ثانویه طی می‌کند اشاره دارد. مسیر گذار دارای چهار مرحله تصمیم، خیز خوشحالی، حالت گذار و نقطه یقین است.

حالت گذار یا حالت گذر، محدوده نقطه عطف در مسیر گذار است که در آن خصوصیات باطنی و ظاهری فرد تغییر می‌کند و فرد به رشدی عمیق‌تر و درکی دقیق‌تر از قبل می‌رسد. حالت گذار سخت‌ترین مرحله مسیر گذار است.

 نقطه عطف مسیر گذار، زمانی است که فرد یک یا چند نتیجه بسیار مهم و سرنوشت‌ساز را درک می‌کند و قبول می‌کند و بعدازآن با عقاید تحول‌یافته جدید در زندگی‌اش تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند. 

با گفتن این تعریف‌ها، به بحث اصلی برمی‌گردیم تا اینجای زندگی‌ام فهمیدم که هر انسانی می‌تواند سه مسیر رشد در زندگی‌اش تجربه ‌کند. و انسان‌ها برای رسیدن به کمال باید از دو دوره گذار بسیار مهم با موفقیت عبور بکنند.

اولین دوره گذار، دوره‌ای است که فرد در آن به رشد عقلی و آگاهی ذهنی می‌رسد، این رشد حاصل تلاش، تمرکز و آموزش خود فرد است. فرد زحمت می‌کشد و به نتیجه‌ای در زندگی‌اش می‌رسد. مانند تحصیلات و تلاش فردی که پزشک، مهندس و یا دانشمند و استاد در رشته‌ای می‌شود. این فرد به دلیل تلاشی که می‌کند به تخصصی ارزشمند و خوب می‌رسد و در بین افراد جامعه به خصلتی خوب و علمی مفید معروف می‌شود. در این دوره گذار فرد هدفش را تعیین می‌کند و بااراده پا در مسیرگذارموفقیت  می‌گذارد و باپشتکار و تلاش به رشد عقلی و مادی خوبی می‌رسد. در دوره گذار اول، فرد پر تلاش و زحمتکش، نتیجه زحمت‌هایش را به دست می‌آورد و در نهایت انسان موفقی به‌حساب می‌آید.

 

دوره گذار رشد معنوی

 

موضوع مهمی که در ادامه زندگی فرد پیش می‌آید دوره گذار دوم است. دوره گذار دوم، برای همه افراد پیش می‌آید اما بسته نوع افراد کیفیت اتفاقات و نتایج پس از خروج از دوره گذار فرق می‌کند، این دوره سبک بسیار متفاوتی دارد! گاهی کل نتایج ظاهری فرد در دوره گذار قبلی به دست آورده را به باد می‌دهد و فرد به نتایجی نادلخواه و شرایط سخت گرفتار می‌شود.

دوره گذار دوم دوره تغییرات و رشدهای معنوی است دوره تحمل ناملایمت ها و سختی‌های ظاهری، دوره رشد ایمان دوره آماده‌شده برای پروانه شدن! دوره گذار دوم را دوره گذار معنوی می‌گویم و اگر فرد در این شرایط خود را نبازد و به نقطه عطف مسیر گذار این دوره برسد، فرد دیگر انسان سابق نیست. بلکه انسانی است که آگاه‌تر شده و به عمق بیشتری از روح خود دست پیداکرده است. انسانی است که اساس را و همه‌چیز را مرتبط با نیرویی واحد وعظیم به نام خداوند می‌بیند. و خود را بنده‌ای در دست او که به‌جز خداوند به هیچ‌کس و هیچ‌چیز احساس وابستگی و یاری طلبی ندارد. هرچه خیر هست را از خدا می‌بیند و اطاعت دستورش را واجب و هرچه خطا هست را از خودش می‌داند. این نوع از رشد که در دوره گذار معنوی  فرد پیش می‌آید در ظاهر برای فرد پر از شکست و سختی‌هاست. اما در پایان فردی جدید و قدرتمندتر مثل یک ققنوس جدید، از دل خاکستر اوضاع قبلی بیرون می‌آید. 

دوره گذار رشد معنوی و مسیرگذار آن برای افرادی که ایمان به خدا دارند، پله‌ای برای معرفت و رشد ایمان است و برای افرادی که ارتباط زیادی با خداوند ندارند، معدنی برای گله و شکایت و اعتراض، بهانه‌ای برای ناشکری و منفی‌بافی. چون فرد حاضر نمی‌شود از منطق مادی جهان دست بردارد و خود را به دامان گرم خداوند بیندازد، به همین دلیل این سختی‌های ناخوشایند تاب‌وتوان او را می‌گیرند و فرد را خسته و سرگشته می‌کنند. در این مواقع بهترین کار این است که دستمان را به‌سوی خداوند دراز کنیم و از آگاهی‌هایی که فکر می‌کنیم راه‌حل مشکلاتمان در استفاده از این آگاهی‌هاست، دست‌برداریم.

نکته بسیار مهمی را بگویم: دوره گذار رشد معنوی، در هرلحظه و هر جا شروع نمی‌شود و نیاز است که ابتدا از دوره رشد عقلی موفق بیرون بیاییم قرار نیست فرد منطق را کنار بگذارد و بی‌دلیل کارهایی را بکند و اسمش را ایمان و اعتماد به خدا بگذارد.

قرار گرفتن در دوره گذار معنوی را این‌گونه می‌شود فهمید، اگر زمانی بود که شما کارتان با توجه به مهارت با تخصصتان خوب بود و شرایط و ارتباطات زندگی‌تان خوب بود، اما اگر با همان رفتارها در مخمصه‌ای گرفتار شدید که در ظاهر حقتان نیست و هر کاری که می‌کنید اوضاع بهتر نمی‌شود و حتی نتایج برعکس چیزی است که انتظارش را داشتید می‌شود گفت" احتمالاً در دوره گذار رشد معنوی وارد شده اید" و در اولین مرحله مسیر گذار آن یعنی مرحله تصمیم‌گیری و غلبه بر برنات ذهنی قرار دارید و برای خروج از آن باید تصمیم بگیرید که به سمت رشد معنوی حرکت کنید، برای تغییر عقاید و نگرش هایتان و رشد ایمانتان باید آماده شوی و در این مسیر سختی‌ها را تحمل‌کنید و خودتان را به رشد بدهید و دقیقاً آن موضوعی که قرار است به‌عنوان رسالت فردی شما باشد را پیدا کنید.

 

 

دوره گذار رشد معنوی

راجع به رسالت فردی باید بگویم که این کلمه را با بحث رسالت انبیا مقایسه نکنید هرچند مثالم مشابه خواهد بود، اما یادتان باشد تعریف من از رسالت فردی این است. هر فردی برای اینکه به رشد و کمال برسد داری یک رسالت است که به‌عنوان یک چراغ‌راهنما او و اهدافش را راهنمایی می‌کند و انتخاب با اوست که این راه را برود و یا نرود که اگر این راه و مسیر رسالت فردی را برود قطعاً رشد معنوی بسیار زیادی خواهد کرد. اما اگر نرود احتمالاً احساس وجود گمشده‌ای در زندگی‌اش او را ناراحت و سرگردان خواهد کرد. خروجی مهم دوره گذار معنوی رشد و حرکت در مسیر رسالت فردی است.

حال سؤال اینجاست از کجا معلوم این جملات و مطالب مقاله من درست است؟ از کجا معلوم ما دو نوع دوره گذار در زندگی داریم و هدف دوره اول آگاهی و فهم است و هدف دوره دوم حرکت در مسیر رسد معنوی و رسالت فردی؟ در جواب باید بگویم که می‌شود این موضوع را به‌خوبی از قرآن استنباط کرد. همان‌طوری که گفتم: داستان‌های قرآن بیان شگفت‌انگیزی از قانون‌های جهان به زبانی ساده و قابل‌فهم هستند. به‌صورت کلی در زندگی همه پیامبران این دو نوع رشد و دوره گذار دیده می‌شود و من از بین آن‌ها  داستان زندگی دو پیامبر بسیار بزرگ را به‌عنوان شاهد موضوع عرض می‌کنم.

اگر داستان زندگی حضرت یوسف و حضرت موسی را در قران نگاه بکنیم در زندگی هر دو این بزرگوار خداوند یک آیه بسیار مهم را دقیقاً تکرار کرده است، با توضیحی مختصر آیه را می‌آورم:

حضرت موسی بااینکه در بنی‌اسرائیل و در زمانه‌ای سخت به دنیا می‌آید،  به لطف خداوند از کودکی تا به دوره جوانی در قصر فرعون زندگی می‌کند و در آنجا بزرگ می‌شود این مطلب را در قرآن خداوند از قول فرعون می‌گوید:

قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ ﴿الشعراء: 18﴾

(فرعون) گفت: آیا ما تو را از کودکی در میان خود پرورش ندادیم، و سالهایی از زندگی‌ات را در میان ما نبودی؟

  

مشخص است فردی که در آن محیط قرار بگیرد از اول با سیستم‌های حکومتی و دولتی آشنا می‌شود و آموزش‌های متفاوت‌تری نسبت به انسان‌های عادی می‌بیند و آشناتر به شرایط دربار و درباریان می‌شود و فرصت رشد و آموزش بیشتری را دارد.

در مورد حضرت یوسف نیز موضع تقریباً چنین است، بعدازاینکه او را به مصر برای فروش می‌برند، عزیز مصر او را به خانه‌اش می‌برد و مانند فرزندش با او رفتار می‌کند:

وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِن مِّصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَىٰ أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا ۚ وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الْأَحَادِيثِ ۚ وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰ أَمْرِهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ﴿يوسف: ٢١﴾    

و آن کس که یوسف را در سرزمین مصر خرید ( عزیز مصر)، به همسرش گفت: «مقام وی را گرامی دار، شاید برای ما سودمند باشد؛ و یا او را به‌عنوان فرزند انتخاب کنیم!» و این‌چنین یوسف را در آن سرزمین متمکّن ساختیم! و تا علم تعبیر خواب به او بیاموزیم؛ خداوند بر کار خود پیروز است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!

 

 موقعیت عزیز مصر موقعیت قدرتمندی بوده است و مطمئناً محل رشد حضرت یوسف نیز جایی خوب است و آموزش‌هایی که می‌بیند او را قدرتمندتر می‌کند حضور در چنین جاهایی هم جزئی از لطف خداست و این زندگی نیز تا دوران جوانی حضرت یوسف ادامه دارد. 

زندگانی هردوی این عزیزان طبق تعریف قران به یک نقطه مشترک که به نظر من نقطه اتمام دوره گذار رشد عقلی است می‌رسد و پس‌ازآن وارد دوره گذار رشد معنوی می‌شود. و شرایط سخت ظاهری زندگی خود می‌شوند. خداوند برای هر دو پیامبر پس از رشد و بلوغ فکری و جسمی‌شان می‌گوید:

 

وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَىٰ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿القصص: ١٤﴾

و هنگامی که (موسی) به بلوغ و قوّت رسید و کامل شد، حکمت و دانش به او دادیم؛ و این‌گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم!

 

وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿يوسف: ٢٢﴾

و هنگامی که (یوسف) به بلوغ و قوّت رسید، حکمت و دانش به او دادیم ؛ و این‌گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم!

 

در این دو آیه مشابه که برای دو پیامبر متفاوت به‌کاربرده شده است، نکات زیبایی وجود دارد. اولی اینکه این پیامبران انسان‌هایی محسن و نیکوکار بوده‌اند به همین دلیل به آن‌ها علم و حکمت داده‌شده است، دومی اینکه محسن بودن نیازمند رفتار خوبی آگاهانه است و خداوند به همه افرادی که درراه محسن بودن قدم بگذارد پاداش مناسبی خواهد داد (همان‌گونه که درجاهای دیگری از قرآن ذکر نموده است) سومی اینکه قانون خداوند ثبات دارد می‌شود درزمانی متفاوت بود و در مکانی متفاوت و فردی متفاوت اما با عمل یکسان به نتیجه معنوی یکسانی رسید. نکته چهارم که مربوط به ادامه بحث است. این موضوع است این پیامبران انسان‌هایی بودند که خداوند از آن‌ها راضی بوده و به آن‌ها ارزش قائل بوده است اما در ادامه زندگی‌شان دچار اتفاقات و سختی‌های زیادی می‌شوند و نباید این برداشت را بکنیم که دلیل سختی‌هایشان خطای آن‌ها یا نبود علم و آگاهی است، فردی که خداوند به او علم و حکمت داده خطایی را آگاهانه انجام نمی‌دهد. بلکه دلیل سختی‌های ظاهری آن‌ها طی سال‌های بعد زندگی‌شان، رسیدن به رشدی عظیم‌تر و تبدیل‌شدن به پیامبر و رسولی الی با رسالت الهی است. و اتفاقات پیش روی این پیامبران دقیقاً نشان می‌دهد که پس از موفقیت در دوره گذار رشد عقلی به دوره گذار رشد معنوی می‌رسیم.

داستان حضرت یوسف برای ما آشناتر است، پس از دوره گذار اول به ناگاه اتفاقاتی پیش می‌آید که او زندانی می‌شود و هرچه که نعمت و شرایط مادی و اعتبار ظاهری که دارد را به‌یک‌باره از دست می‌دهد. و در طی سال‌هایی که در زندان می‌ماند دچار سختی‌های زیادی می‌شود. غم دوری از خانواده و پدرش، تهمت‌های ناروا، شرایط سخت زندگی و دردسرهای زندان، در ظاهر سقوطی وحشتناک برای مردی که تصمیم خداپسندانه را گرفته است به نظر می‌رسد اما همه دردسرهای روحی و جسمی برای فرد باایمان،کمکی عالی برای رشدی عظیم است. شاید اگر  حضرت یوسف در شرایط قبلی و بدون دردسر زندگی می‌کرد برایش هیچ موقع فرصت رشد فوق‌العاده پیش نمی‌آمد. طی سال‌های دوری و سختی و زندان، حضرت یوسف از کودکی که زاده کنعان است به فردی قدرتمند و رشد یافته تبدیل می‌شود و خداوند او را به رشدی می‌رساند که از قعر چاه به اوج ماه می‌رسد. و خداوند مجدداً اثبات می‌کند که محسنین را پاداش می‌دهد.

وَكَذَٰلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ ۚ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنَا مَن نَّشَاءُ ۖ وَلَا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ﴿يوسف: ٥٦﴾   

و این‌گونه ما به یوسف در سرزمین (مصر) قدرت دادیم، که هر جا می‌خواست در آن منزل می‌گزید! ما رحمت خود را به هر کس که  در مشیت مان باشد می‌بخشیم؛ و پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌کنیم!

 

دوره گذار رشد معنوی

 

داستان حضرت موسی کمی برای عموم ناآشناتر است، اما در آنجا هم اتفاقات تقریباً مشابه است پس از عبور از دوره گذار رشد عقلی به ناگهان حضرت موسی براثر اتفاقی ناچار می‌شود از محل زندگی‌اش با ترس زیادی فرار کند، و چون بدون آذوقه و تنها فرار کرده است، دچار سختی و مشقت زیادی می‌شود. در طی چند روز هرچه داشته را از دست می‌دهد و گرسنه و خسته و بدون تکه نانی و با تهمت به قتل درنهایت به سرزمین حضرت شعیب می‌رسد و سختی‌هایش به حدی می‌رسد که  از خداوند با تمام وجود درخواست کمک می‌کند:

فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ﴿القصص: 2٤﴾

 و (موسی) گفت: «پروردگارا! هر خیر و نیکی بر من فرستی، به آن نیازمندم!»

 

در این لحظه خداوند به کمک می‌کند، و این کمک در ظاهر چندان بزرگ نیست، برای فردی که در دربار رشد کرده است می‌شود گفت که زندگی زیاد راحتی در پیش رویش نیست و  او مجبور می‌شود چند سالی از زندگی‌اش را باکار  سخت چوپانی بگذراند  و در ضمن مراقب جان خودش باشد!

اما پس‌ازاین سال‌ها  او با لطف خداوند و هم‌صحبتی با حضرت شعیب و بندگی خداوند این دوره گذار را با موفقیت سپری می‌کند و تبدیل به یکی از  پیامبران اولوالعزم می‌شود.

قَالَ يَا مُوسَىٰ إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَاتِي وَبِكَلَامِي فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ وَكُن مِّنَ الشَّاكِرِينَ ﴿الأعراف: ١٤٤﴾

(خداوند) فرمود: «ای موسی! من تو را برگزیدم بر مردم برای اعلام رسالتهای خویش، و سخن‌گفتنم ؛ پس آنچه را به تو داده‌ام را بگیر و از شکرگزاران باش!»

 

در دوره گذار رشد معنوی فرد دچار مشکلات و دردسرهای جدی می‌شود ولی با توجه به ایمان و رشدی که به دست می‌آورد نه‌تنها این مشکلات او را ضعیف‌تر نمی‌کنند بلکه فرد را بالغ‌تر و کامل‌تر می‌کنند.

 

دوره گذار رشد معنوی

توضیحات در رابطه با این موضوع بسیار زیاد است من مبحث را در این مقاله به اتمام می‌رسانم و اگر مجدداً فرصتی پیش آمد راجع به آن بیشتر صحبت خواهم کرد. لطفاً اگر نظری دارید در سایت بنویسید  

لطفا به این مطالب نیز نگاهی بیندازید:

 

  94        0        رایگان       



بازدید : 1783
بازدید : 1764
بازدید : 1711
بازدید : 1316
لطفا برای پیوستن به جمع خردمندان در خبرنامه ثبت نام کنید