خانه خردمندان  >  خرد تاک >   خرد شخصیت ساز  >   نمایش ویدیو

ورودی های ذهنمان را کنترل کنیم- قسمت اول


ورودی های ذهن مان را کنترل کنیم - قسمت اول (دوره کنترل ورودی های ذهن)

دلیل این‌که این فایل را آماده کردم کارتونی هست که چند روز قبل پخش شد و توفیق اجباری بود که من هم آن را تماشا کنم. این کارتون تأثیر نامناسبی در ذهن گذاشت و فکرم را مشغول کرد و تصمیم گرفتم که راجع به آن صحبت بکنم. قبل از آن پیش‌زمینه‌هایی را ارائه می‌دهم. من معتقدم برای این‌که زندگی بهتری داشته باشیم، باید ذهنمان را کنترل بکنیم و یکی از کارهایی که در این زمینه باید انجام بدهیم این است که ورودی‌های ذهن را کنترل بکنیم. ورودی‌ها نظر، پیام و باورها را به ذهن ما القا می‌کنند و باید کنترل شوند. ما باید تمرکز و توجهمان را به چیزهایی که می‌خواهیم معطوف کنیم و از ناخواسته‌ها دوری‌کنیم. نباید راجع به ناخواسته‌ها صحبت و بحث کنیم و یا حتی نظر بدهیم. با صحبت کردن، بحث کردن و نظر دادن راجع به ناخواسته در مسیر رسیدن به آن گام برمی‌داریم. مخالفت و جنگیدن با ناخواسته‌ها هم در اصل توجه کردن به آن‌هاست بنابراین ما را به ناخواسته‌ها نزدیک‌تر می‌کند. ولی با تمرکز بر روی خواسته‌ها ما در مسیر رسیدن به آن‌ها گام برمی‌داریم. ما اسیر مواردی هستیم که به آن‌ها توجه می‌کنیم

در فایل دانستن باور کافی نیست این مطلب را عنوان کرده‌ام که مهم‌ترین میراثی که ما از گذشتگان به ارث می‌بریم گفتگوها، باورها، فرهنگ‌ها و آموزش‌هایی هستند که از خود به یادگار گذاشته‌اند. کتاب‌ها، داستان‌ها و ضرب‌المثل‌هایی است که مطرح کرده‌اند. در خیلی از مواقع این میراث‌ها کمک‌کننده هستند اما در برخی موارد عامل محدودیت هستند. یعنی نه‌تنها کمک‌کننده نیستند بلکه مانع پیشرفت ما هستند. ما باید در انتخاب سخنان، ضرب‌المثل‌ها و داستان‌های گذشتگان دقت بکنیم و سعی کنیم آن‌هایی را که کمک‌کننده هستند انتخاب کنیم و از تضعیف‌کننده‌ها دوری‌کنیم، البته این کار برای افرادی است که دوست دارند پیشرفت کنند. همین‌طور باید به صحبت‌ها و مواردی که در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها مطرح می‌شوند دقت کنیم و بر روی مواردی که امیددهنده و قدرت دهنده هستند تمرکز کنیم.

و اما کارتونی که چند وقت قبل توجه من را به خودش جلب کرد برگرفته از داستان کوزه روغن و درویش کلیله‌ودمنه هست. هرچند که در متن و داستان اصلی که در کلیله‌ودمنه هست توجیهات خوبی آورده شده ولی بازهم داستانی تضعیف‌کننده است. کارتون برداشتی آزاد از آن داستان بود و بسیار تضعیف‌کننده‌تر از داستان اصلی بود. داستان ازاین‌قرار بود که فردی توسط الاغش کار بارکشی انجام می‌داد و به‌جای دستمزد روغن می‌گرفت و در کوزه بزرگی که در منزل داشت ذخیره می‌کرد. این فرد شبانه‌روز تلاش می‌کرد و سعی می‌کرد کارش را بهترین نحو انجام دهد. در سرما و گرما و در محل‌های سخت کار می‌کرد و کوزه‌اش را پر می‌کرد. زمانی که کم مانده بود تا کوزه پر شود، فرد کنار کوزه نشست و به فکر فرورفت. با خودش فکر می‌کرد که وقتی کوزه پر شد روغنش را می‌فروشم و چند گوسفند می‌خرم. وقتی گوسفندها بزرگ شدند گوسفندها را می‌فروشم و چند گوساله می‌خرم. وقتی گوساله‌ها هم بزرگ شدند آن‌ها را می‌فروشم و خانه‌ای می‌خرم و سپس ازدواج می‌کنم و صاحب فرزندی می‌شوم. سعی می‌کنم فرزندم را خوب تربیت کنم و اگر به حرفم گوش نداد او را این‌گونه می‌زنم و با حرکت دستی که انجام داد دستش به کوزه خورد و کوزه را شکست. فرد ناراحت و ناامید شد و کارتون در اینجا به پایان رسید.

این کارتون در ظاهر طنز بود و پیامش این بود که گرفتار آرزوهای دورودراز نشوید. اما سازندگان به یک نکته دقت نکرده بودند. مخاطبان این کارتون بچه‌ها هستند و بچه‌ها از موضوعات برداشت‌های ساده‌ای می‌کنند. ذهن ناخودآگاه هم همین‌طور است. از موضوعاتی که می‌بیند ساده‌ترین برداشت را می‌کند. ساده‌ترین برداشتی که از این کارتون میشد کرد این بود که نباید خیلی تلاش کرد و زحمت کشید و برنامه‌ریزی داشت، چون احتمال دارد که در یک‌لحظه همه به باد برود و از مسیر موفقیت خارج شویم. این باور با واقعیت جهان منطبق نیست. واقعیت این است که اگر ما در مسیری تلاش کنیم ، زحمت بکشیم و برنامه‌ریزی داشته باشیم و امید به رسیدن به خواسته را داشته باشیم قطعاً به آن خواسته و یا حداقل به بخشی از آن می‌رسیم. این واقعیت جهان است. فرض کنید که در این مسیر مشکلات و شکست‌هایی هم وجود داشته باشد، ولی چون تلاش کرده‌ایم قطعاً اگر ادامه بدهیم در مسیر موفقیت قرار می‌گیریم. این کارتون در بهترین حالت ناقص بود. باید در ادامه نشان می‌داد که فرد تصمیم می‌گیرد، مجدداً برنامه‌ریزی و تلاش می‌کند نه این‌که گرفتار ناامیدی می‌شود.

 

وظیفه ما در زندگی داشتن حس خوب و امیدواری است. و اگر شکستی هم پیش آمد آن را پایه و عاملی برای موفقیت بدانیم و از آن شکست برای پیشرفتمان درس بگیریم. برای رسیدن به خواسته باید روی آن متمرکز شد. امکان دارد گاهی آموزش‌هایی ببینیم و یا خبرهایی بشنویم که منجر به تمرکز بر روی ناخواسته‌ها شود، باید عمده از این محیط‌ها و موضوعات فرار کنیم و به دنبال مطالبی باشیم که به ما روحیه می‌دهند و انرژی‌بخش هستند. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که خداوند صاحب آن است و خدا برای ما بهترین‌ها را می‌خواهد، خدا برای ما آسانی می‌خواهد. خدا نمی‌خواهد که تلاش‌های ما منجر به شکست بشود. خدادوست دارد که ما به خواسته‌ها و آرزوهایمان برسیم و در مسیر درست قدم بگذاریم. اگر به آرزویتان نرسیده‌اید احتمالاً تلاشتان ناکافی بوده و یا این‌که در مسیر درست حرکت نکرده‌اید یعنی در مسیری قدم گذاشته‌اید که نتیجه دلخواه را ندارد و یا این‌که تصوراتتان با چیزهایی که در جهان اتفاق می‌افتد مطابقت ندارد، یعنی با قوانین آشنا نیستید. مطمئن باشید که اگر باروحیه در مسیر درست قدم بردارید، امیدوار باشید و منتظر اتفاقات خوب باشید، دیر یا زود این اتفاقات خوب می‌افتند. به شرطی که بذرهای موفقیت، بذرهای ثروت و بذرهای رسیدن به خواسته را در ذهن بکارید و امیدوارانه منتظر اتفاقات خوب باشید.

 

لطفا این مطالب را هم مشاهده نمایید:

قسمت دوم دوره ورودی های ذهنمان را کنترل کنیم

چرا در مسیر موفقیت "دانستن باور کافی نیست؟"

دوره عالی "بهبود عزت‌نفس و اعتماد به نفس"

 فرکانسی که به جهان می فرستیم

  296        mp4        12:41min        12:41min        0        رایگان


49:00
بازدید : 5606
1:30:00
بازدید : 3571
8:25min
بازدید : 3185
2:56min
بازدید : 2511
4:41min
بازدید : 2280
24 min
بازدید : 2117
12:42min
بازدید : 1992
12:20min
بازدید : 1642