خانه خردمندان  >  خرد تاک >   خرد پول ساز  >   نمایش ویدیو

فردی که از مسیرگذار با موفقیت عبور کرد: آقای سروش جمشیدی

فردی که از مسیرگذار با موفقیت عبور کرد (آقای سروش جمشیدی)

 یکی از موضوعاتی که به بررسی آن‌وقت زیادی اختصاص می‌دهم، مطالعه و بررسی تلاش‌ها، زحمت‌ها و مسیرگذار رشد افراد است. دوست دارم نحوه عبور از مسیر گذارشان را بررسی بکنم و بدانم چگونه توانسته‌اند بر سختی‌هایشان غلبه کنند و چگونه مسیر موفقیتشان را طی کرده‌اند؟

 افراد بسیار زیادی را می‌شناسم که این مسیر را طی کرده اندا و به موفقیت‌هایی رسیده‌اند اما شاید فرصت نشود آن‌ها را یک‌به‌یک بیان کرد و در ضمن شنیدن صحبت‌ها و نظراتشان ممکن نباشد.

اما در برنامه‌هایی شبیه به خندوانه و دورهمی که گه گاهی از افراد موفق دعوت می‌شود، احتمال این وجود دارد که گزینه‌هایی واقعی و قابل‌بررسی را ببینیم. یکی از افرادی که برای رشد خودشان از توانسته‌اند از مسیرگذار با موفقیت عبور کنند آقای سروش جمشیدی هستند. قسمتی از صحبت‌هایشان را آورده‌ام که در فیلم می‌توانید مشاهده کنید در ضمن می‌توانید راجع به مراحل مسیرگذار متن زیر را نیز مشاهده نمایید:

به‌صورت کلی "تغییر در زندگی ما از چهار مرحله می‌گذرد."

مرحله اول، مرحله عبور از شرایط موجود تا رسیدن به تصمیم قطعی برای تغییر است. این مرحله از چند اتفاق به‌ظاهر ساده که  منجر به تمایل درونی جهت تغییر شروع می‌شود و تا غلبه به برنات ذهنی و تصمیم قطعی برای "قدم گذاشتن در مسیر گذار" ادامه دارد.

فرد براثر اتفاقات و یا نتایجی از کارهای گذشته‌اش، فکر می‌کند که باید تغییر کند و ماندن در شرایط فعلی را دیگر نمی‌پسندد هرچند در ظاهر اوضاع خوب است اما در ذهن فرد یک‌تنشی در جریان است. تنش ابتدا در حد آستانه تحمل فرد است اما براثر شرایطی  این تنش درونی با سرعتی بعضاً نامتعارف شروع به رشد می‌کند و ابتدا به حد بیشتر از آستانه تحمل فرد می‌رسد. به این آرامش بیرونی همراه با تنش درونی فراتر از آستانه تحمل، من برنات ذهنی (mind burnout) می‌گویم، برنات بیشتر به حرکت نمایش خودروها اشاره می‌کند که در آن چرخ ماشین باانرژی زیاد می‌چرخد ولی حرکتی در کار نیست، یعنی موتور خودرو در حال سوخت‌وساز و انجام کار است اما در عمل و بیرون از حرکت که رسالت اصلی خودرو است، خبری نیست. این تنش شدید به‌مرور باعث فروپاشی موتور خودرو می‌شود.  برای توضیحات بیشتر به فایل برنات ذهنی مانع موفقیت در سایت خردمندان مراجعه کنید

تنش شدیدی در ذهن براثر اتفاقات به وجود می‌آید و به‌مرور بیشتر از آستانه تحمل فرد می‌شود که اگر فرد برای رفع آن اقدامی نکند ازلحاظ ذهنی و یا حتی جسمی دچار مشکلات و اذیت‌های شدید و به‌نوعی فروپاشی خواهد شد. خیلی از مواقع در مواردی می‌شنویم فردی عادی و با ظاهر سالم در سن کم سکته کرده یا افسردگی گرفته یا به سمت جنون رفته و مواردی شبیه به این برایش اتفاق افتاده است به نظر من باکمی دقت می‌توانیم اثری از این برنات را در زندگی‌اش ببینیم. باید از برنات ذهنی خارج شد و باید از ماندن در تنش درونی فراتر از آستانه تحمل اجتناب کرد و راهش گرفتن تصمیم قطعی به تغییر نقطه تنش و رفع درست آن است هر کار دیگری مثل عوض کردن محیط، مسافرت، ورزش کردن، کتاب خواندن و... بدون تصمیم قطعی به تغییر نقطه تنش بعد از مدتی بی‌اثر خواهد بود. این تصمیم سخت است اما تصمیم نگرفتن برای تغییر نقطه تنش هم به‌مرور فرد را می‌خورد و نابود می‌کند. بسیاری از افراد عمداً به این نقطه تصمیم قطعی وارد نمی‌شوند و دلیل آن‌هم ترس‌هایی است که در ظاهر واقعاً منطقی و درست هستند. تا اینکه به قول اندرو متیوس به علت بی‌توجهی، جهان با سنگی بزرگ‌تر فرد را به سمت جهشی برای تغییر می‌برد و یا اینکه به‌مرور از قدرت می‌اندازد و فرد مجبور به گذران عمر در مسیری سخت می‌شود. خیلی از افرادی که وارد مسیر گذار شده‌اند تا حد نهایت تحمل کرده‌اند و بعد وارد مسیر گذار شده‌اند و البته تعداد کمی آگاهانه وارد نقطه شروع عبور از مسیر گذار می‌شوند که احتمال موفقیت بیشتری را دارند. با گرفتن تصمیم قطعی جهت تغییر فرد وارد مرحله دوم می‌شود.

مرحله دوم، مرحله خیز خوشحالی استمرحله‌ای که در آن فرد از تنش نابودکننده، برای مدتی رها می‌شود و روحیه و امیدواری‌اش زیادتر می‌شود و اگر درست و صحیح عمل کند گام‌های زندگی و حرکت در مسیر خوب موردعلاقه‌اش را برمی‌دارد. نکته اینجاست که فرد بافکر و باورها و تجربیات الانش اقدام به تغییر می‌کند و برای این کار برنامه‌ریزی و بودجه‌بندی و تلاش می‌کند. یک هدف یا یک رسالتی فردی را انتخاب می‌کند و به سمت آن حرکت می‌کندهرچقدر فرد آگاه‌تر باشد می‌تواند این مرحله را واقع‌بینانه‌تر تجسم و ترسیم کند و تا رسیدن به هدفش و تغییر موردنظرش شرایط خوبی را تجربه کند. در غیر این صورت زمان ماندن در این مرحله برایش کوتاه‌تر خواهد شد. فرد باید بتواند مسیر منجر به هدف و رسالتش را درست و خوب طراحی کند و این نیازمند پیروی از قوانین جهان است نه پیروی از اوهام و تفکراتی انتزاعی که در ذهن دارد، فرد اگر ذهن خود را آماده تغییر و انعطاف‌پذیری در عقاید و تفکرات بکند اوضاعش خیلی عالی خواهد شد. اما چون در اکثر موارد تغییر، مخصوصاً تغییرهایی که نیاز به تغییر شخصیت ذهنی دارد، فرد از شخصیت جدید و خصوصیات و اوضاع و موقعیتش بی‌خبر و در بهترین حالت کم خبر است، به‌احتمال خیلی زیاد در ادامه مسیر مشاهده می‌کند که با آن هدفی که در نظر گرفته، هم ازلحاظ زمانی و مکانی و هم ازلحاظ مالی و هم ازلحاظ ذهنی فاصله زیادی دارد. درحالی‌که مسیر پیش رویش مه‌آلود شده است و امکاناتش رو به اتمام است. در این زمان فرد به یک تنش دوم برمی‌خورد. این تنش فرد را یا وارد مرحله سوم خواهد کرد و یا اینکه از مسیر گذار مربوط به هدفش به بیرون پرت خواهد کرد.

مرحله سوم، مرحله حالت گذار است. وقتی فرد می‌بیند که برنامه‌هایش به نتیجه دلخواه او نرسیده و انرژی، بودجه و امکاناتش هم در ظاهر به‌اندازه فاصله میان او و هدفش نیست، دچار تنش می‌شود در این مرحله دو راه کلی پیش رو دارد، یا باید تصمیم بگیرد به‌نوعی از این هدف و مسیر دست بردارد و به عقب برگردد که دردسرهای بدتر شدن اوضاع و ورشکستگی روحی و مادی را بپذیرد و کاری جدید را شروع کند و یا اینکه تصمیم بگیرد این مسیر را که مسیر موردعلاقه‌اش است، ادامه دهد هرچند دردسرهای زیادی پیش رویش باشد. تقریباً یک‌سوم افراد تصمیم دوم را می‌گیرند و یا اینکه مجبور می‌شوند به سمت این تصمیم بروند. سخت‌ترین مرحله تغییر همین مرحله است و درعین‌حال مهم‌ترین مرحله، این مرحله‌ای است که در آن روح فرد با تغییرش هماهنگ می‌شود و فرد شخصیت جدیدی را به دست می‌آورد. تنها کمک این مسیر شتاب‌دهنده‌های مسیر گذار است. نمی‌شود این مرحله را حذف کرد  ولی می‌شود زمان آن و انرژی و هزینه موردنیازش را کم یا زیاد کرد بسیاری به‌جای شتاب‌دهنده از کندکننده یا بازدارنده استفاده می‌کنند و برخی هم از شتاب‌دهنده‌های درونی و بیرونی. اصل تحقیقات من در طی این سال‌ها متمرکز بر همین مرحله است که مرحله پرفشار و تاریک در مسیر تغییر است و این موضوع عجیب‌ترین موارد تغییر را در خود دارد. اگر فردی یا جامعه‌ای از حالت گذار یک مسیر تغییر و نقطه عطف آن به‌درستی عبور کند اتفاقات دلخواه کم‌کم شروع به افتادن می‌کنند و حتی کمک‌هایی می‌رسد که فرد فکرش را نمی‌کرده و در این زمان ممکن است که فرد و سیستم و مسیر تغییر دارای روحی یکسان در مسیر هدف شوند و این کار اصلاً ساده و راحت نیست اما به زحمتش می‌ارزد، این مرحله ساعت‌ها صحبت می‌طلبد و موضوعاتش نتیجه چند سال سرمایه‌گذاری فکری و ذهنی من است. بعد از عبور از این مرحله فرد وارد مرحله چهارم می‌شود

 مرحله چهارم، مرحله یقین است. فرد عبور کرده از حالت گذار و نقطه عطف آن، در شرایط سختی است اما روشنایی امید پس‌ازآن مسیر و شواهد و آمار حاکی از موفقیت و رشدهای به‌ظاهر کوچک پیوسته خبر از موفقیت در تغییر می‌دهد و فرد قبل از رسیدن به هدف اصلی‌اش مطمئن می‌شود که موفقیت را می‌تواند به آغوش بکشد فقط باید سیستم و محیط و شرایط را آماده کند. او با یقین و انگیزه‌ای زیاد این کار را انجام می‌دهد و هرچقدر دقیق‌تر عمل کند نتایجش عالی‌تر و سریع‌تر به دست خواهد آمد و نکته جالب اینکه مشکلات و سختی‌های مرحله قبل را راحت‌تر از یاد خواهد برد و شخصیت جدید را به‌صورت قوی‌تر در خود نهادینه خواهد کرد و در ادامه باشخصیت تغییریافته زندگی خواهد کرد.

 

 

 

  142        mp4        33:26min        33:26min        0        ویژه اعضا         


49:00
بازدید : 6136
1:30:00
بازدید : 3939
8:25min
بازدید : 3514
4:41min
بازدید : 3028
2:56min
بازدید : 2717
24 min
بازدید : 2411
12:42min
بازدید : 2185
12:20min
بازدید : 1752